ایست، این‌جا حریم  پدر و مادرهاست
رابطه‌مان را خراب کرده‌ایم، برای ترمیمش هنوز دیر نشده است

ایست، این‌جا حریم پدر و مادرهاست

نویسنده : وجیهه محمد پور

 

یک بخش نه، تمام زندگی ما هستند. همان 2 نفری که از کودکی همراه‌مان شده‌اند. از بدو تولد تا حالا که مثلا برای خودمان کسی شده‌ایم. پدر و مادرها 2 رفیق همراهی هستند که گاهی جای‌شان گذاشته‌ایم، گاهی دل‌شان را شکسته‌ایم، گاهی فراموش‌شان کرده‌ایم، گاهی بی‌خیال‌شان شده‌ایم، گاهی دورشان زده‌ایم، گاهی رو به روی‌شان ایستاده‌ایم و گفته‌ایم مرغ ما تنها یک پا دارد. اگر نخواهیم سیاه‌نمایی کنیم یا حتی سفید‌نمایی! ما همین هستیم آدم‌هایی که با پدر و مادرهای‌شان به صورت‌های عجیب و غریب رفتار می‌کنند و خیلی وقت‌ها برای همین رفتارها رابطه‌شان را خراب می‌کنند! برای همین ممکن است رابطه گرمی با پدر و مادرمان نداشته باشیم یا آن قدر از آن‌ها دور شده باشیم که بیشتر شبیه غریبه‌ها باشیم. اگر شما هم رابطه مناسبی با والدین‌تان نداشته‌اید و حالا قصد دارید تغییر رویه دهید، پیشنهادات ما را جدی بگیرید.



دل‌شان را به دست بیاورید

وقتی رابطه‌تان خراب شده یعنی شما یک کاری کرده‌اید که آن‌ها یا از شما دلخورند یا حسابی ناراحت و شما نتوانستید دل آن‌ها را به دست آورید. پس در اولین قدم بهتر است که آن‌ها را از خودتان راضی کنید. اگر اشتباه کرده‌اید از آن‌ها عذرخواهی کنید. بگویید که اشتباه کرده‌اید و حق با آن‌ها بوده است، اعتراف به اشتباه به تنهایی دل‌شان را نرم می‌کند. اما اگر حق با شماست می‌توانید گذشت کنید. بهترین افرادی که شما می‌توانید از آن‌ها بگذرید و اصلا ضرر نکنید پدر و مادر هستند. دعای خیرشان می‌تواند دنیا و آخرت‌تان را عوض کند. پس در مقابل پدر و مادرتان به دنبال احقاق حق از دست رفته نباشید که آن‌ها به واسطه پدر و مادر بودن‌شان دوست دارند که شما مطیع‌شان باشید. اطاعت از پدر و مادر هم که می‌دانید فقط در صورتی مجاز نیست که پای شرک در میان باشد در غیر این صورت همه‌اش ثواب است و ثواب.

 

آن‌ها را همراه زندگی‌تان کنید

احتمالا خیلی دور شده‌اید! یعنی از پدر و مادرتان فاصله گرفته‌اید. زندگی‌تان تقسیم شده است در رابطه با دوستان و همکاران. اگر قرار است رابطه‌تان را ترمیم کنید پدر و مادرتان را به خودتان نزدیک و آن‌ها را وارد دنیای خود کنید. صحبت کردن بهترین روش برای ایجاد یک رابطه دوستانه با پدر و مادر است. بنشینید کنارشان و از برنامه‌های زندگی‌تان بگویید، از اتفاقاتی که برای‌تان در طول روز می‌افتد تعریف کنید. از ماجراهای خوب و بدی که هر روز تجربه می‌کنید. با حرف زدن و صحبت، شما یک قدم به آن‌ها نزدیک‌تر شده‌اید

 

یادآوری کنید که آن‌ها را قبول دارید

دلیل بسیاری از دلخوری‌های ما با والدین‌مان این است که خیلی جاها خواسته‌ایم نشان دهیم بیشتر می‌فهمیم یا با همان چند کلاس سوادی که شاید بیشتر کسب کرده‌ایم هی اظهار فضل کرده‌اید و طوری جلوه داده‌اید که احتمالا آن‌ها متوجه خیلی چیزها نیستند و لابد نمی‌توانند ما را درک کنند و... واقعیت این است آن‌چه جوان در آینه می‌بیند پیر در خشت خام می‌بیند. پس خیلی روی علم و تجارب دو 3 روزه‌تان حساب نکنید. به پدر و مادرتان نشان دهید که قبول‌شان دارید، نظرشان برای‌تان مهم است و به راهنمایی و تجارب‌شان در زندگی نیاز دارید. بنابراین در تصمیم گیری‌های مهم‌تان با آن‌ها مشورت کنید. نظر آن‌ها را در انتخاب‌های‌تان جویا شوید. فکر نکنید چون دنیا عوض شده است راهنمایی‌های‌شان به درد نمی‌خورد! پدر و مادرها قابل اعتمادترین مشاوران دنیا هستند و همیشه به نکاتی توجه می‌کنند که ما به راحتی از آن‌ها چشم پوشی می‌کنیم و می‌گذریم و بعدها همان‌ها برای‌مان دردسرساز می‌شوند. از این مشاوران دلسوز می‌شود بهترین استفاده را کرد، کسانی که به فکر منافع خودشان نیستند و شما بیشتر از هر چیزی در دنیا برای‌شان مهم‌تر و با ارزش‌تر هستید.

 

نشان دهید که قدردان زحمات‌شان هستید

گاهی رفتارهای ما باعث می‌شود که پدر و مادرهای‌مان فکر کنند تمام زحمات‌شان را به باد داده‌ایم. این زمانی اتفاق می‌افتد که ما در زندگی‌مان نتوانیم جبران زحمات‌شان را کنیم. بهتر است به پدر و مادرتان نشان دهید که شما متوجه زحمات آن‌ها هستید و برای تلاش‌هایی که برای‌تان انجام داده‌اند ارزش قائلید. برای این کار بهتر است ساعاتی از زندگی‌تان را در روز به خدمت به آن‌ها اختصاص دهید. می‌توانید به جای پدرتان شما خودرویش را بشویید، می‌توانید به جای مادرتان یک روز غذا درست کنید، می‌توانید آن‌ها را به گردش دعوت کنید و... خلاصه یک جوری از آن‌ها تشکر کنید. از همه مهم‌تر این‌که اگر موفقیتی کسب می‌کنید نشان دهید که آن‌ها دلیل این موفقیت بوده‌اند و زحمات آن‌ها باعث رشد شما شده است. نسخه همه موفقیت‌ها را به نام خودتان نپیچید و سهم آن‌ها را پررنگ کنید. می‌توانید به جای این‌که انتظار داشته باشید برای هر موفقیتی آن‌ها به شما هدیه بدهند شما پیش قدم شوید و هدیه بخرید. هم خوشحال‌شان می‌کنید و هم دعای‌تان می‌کنند.




احترام بگذارید

پدر و مادرها خالص‌ترین رفقای زندگی ما هستند. کسانی که شاید تنها انتظارشان از ما احترامی است که ما می‌توانیم به آن‌ها بگذاریم. احترام گذاشتن ما می‌تواند از نوع صحبت و کلماتی که استفاده می‌کنیم باشد تا نوع برخوردها و رفتارهای مختلف ما. شاید برای‌مان چیز ساده‌ای باشد که جلوتر از آن‌ها راه برویم، جلوی پای‌شان بلند نشویم، وسط حرف‌شان بپریم، سرشان داد بکشیم، با آن‌ها مدت‌ها قهر کنیم و... اما راستش همه این‌ها بی‌احترامی‌هایی است که آن‌ها به خاطر مهربانی‌شان از آن گذشته‌اند و ما به خاطر بی‌توجهی‌مان فراموش‌شان کرده‌ایم. 

 



به وظایف‌مان عمل کنیم

دلیل خیلی از روابط ناجور ما با پدر و مادرهای‌مان این است که فکر می‌کنیم آن‌ها هر کاری می‌کنند وظیفه‌شان است و اتفاقا ما هم هیچ وظیفه‌ای در قبال آن‌ها نداریم. برای همین خودمان را حسابی طلبکار می‌گیریم و بعد برای هر چیزی دعوا راه می‌اندازیم که این چه وضعش است و... و هی می‌نشینیم حقوق و وظایف آن‌ها نسبت به خودمان را یکی یکی می‌شماریم که چرا به این عمل کرده‌اند و آن یکی عمل نکرده‌اند. غافل از این‌که والدین‌مان کلی حقوق گردمان دارند و ما یا خودمان را به ندانستن می‌زنیم یا واقعا نمی‌دانیم! حداقل‌ترین کاری که می‌شود برای شاد شدن روح پدر و مادرمان انجام دهیم همان چند تا وظایفی که بزرگان دینی‌مان سفارش کرده‌اند که هم دنیایی‌اش برای‌مان برکت دارد و هم آخرتی‌اش. "قطع نكردن حرف آن‌ها"، "شریک بودن در غم و شادی آن‌ها"، "تواضع و فروتنى در برابرشان"، "ياد کردن از والدين با عناوين احترام‌آميز"، "رفع نیازهای آن‌ها" و "دعا در حق آن‌ها" گوشه‌ای از این وظیفه هاست. البته وظایف ما نسبت به پدر و مادرمان به این موارد کوتاه ختم نمی‌شود، ولی همین تعداد کم برای خجالت کشیدن ما کفایت می‌کند؛ خجالتی که شاید باعث توجه بیشتر ما به آدم عزیزهای زندگی‌مان شود.


 


نظرات کاربران
کد امنیتی