پرسه در یک ذهن پریشان
شبكيه

پرسه در یک ذهن پریشان

نویسنده : سيد مصطفي صابري

به «شبکیه» خوش آمدید، قبل از هر چیز در اولین مطلب این ستون بدانید و آگاه باشید با ستون پزشکی طرف نیستید، شبکیه یعنی داخلی‌ترین لایه چشم، شامل سلول‌های گیرنده نور و نورون‌ها است که با تبدیل جریان الکترومغناطیسی نور به پیام عصبی و انتقال آن از طریق عصب بینایی مغز، به ما توانایی دیدن را می‌دهد. برای همین هم اسم این ستون سرویس ادب‌و‌هنر جیم که قرار است به معرفی و بررسی محصولات موجود در شبکه ویدئویی کشور بپردازد شد شبکیه، پس دوباره تعریف شبکیه چشم را مرور کنید تا بفهمید ماجرا از چه قرار است؟ همان طور که می‌دانید شبکه ویدئویی کشور الان برای خودش شده یک غول رسانه‌ای، طوری که برخی از سینماگران در عرصه فیلم، سریال و مستند دیگر حال و حوصله تولید محصول برای سیما یا سینما و جدال با هفت خان‌های موجود در این حوزه را ندارند و مستقیم برای شبکه ویدئویی به تولید محصول اقدام می‌کنند، در خیلی از موارد هم اثری در زمان خودش چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد اما وقتی وارد شبکه ویدئویی می‌شود تازه مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند، گاهی هم بعضی فیلم‌ها یک راست بعد از توقیف در سینما سر از این رسانه در می‌آورند، تازه خیلی از محصولات شبکه ویدئویی خارجی است که امکان اکران آن در سالن‌های محدود و قدیمی سینما وجود ندارد؛ در بسیاری از موارد هم در زمان اکران مجالی برای پرداختن به یک فیلم پیدا نمی‌کنیم و چه بهانه‌ای بهتر از ورودش به شبکه ویدئویی. خلاصه چند وقت یک‌بار با این ستون در خدمت شما هستیم. اولین «شبکیه» را با نگاهی به فیلم «پرسه در مه» اثر بهرام توکلی کارگردان خوش ذوق و جوان کشورمان تقدیم شما می‌کنیم. بهرام توکلی با اولین اثرش یعنی «پابرهنه در بهشت» که روایت حضور روحانی جوانی به نام یحیی در قرنطینه بیماران مبتلا به ایدز بود مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن پرسه در مه را ساخت و به دلایلی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت چندان مورد توجه قرار نگرفت. این کارگردان توانمند با ساخت «این‌جا بدون من» بر اساس نمایشنامه باغ‌وحش شیشه‌ای بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت طوری‌که بسیاری حتی با وجود «جدایی...» معتقد بودند این جا بدون من باید راهی اسکار شود. موفقیت این جا بدون من باعث شد تا پرسه در مه با تاخیر وارد شبکه ویدئویی شود تا از اثر قبلی از اعتبار اثر بعدی بهره‌مند شود و جالب این‌که حتی بر روی بسته‌بندی فیلم هم روی این عبارت تاکید شده بود: «فیلمی دیگر از کارگردان این‌جا بدون من!» پرسه در مه اثری خاص و همزمان در فرم و محتوا پیچیده است. اگر بازی شهاب حسینی را در همان زمان اکران فیلم می‌دیدید می‌توانست اتفاق تازه‌ای باشد اما پس از تماشای نسخه شبکه ویدئویی با توجه به اکران جدایی نادر... دیگر بازی حسینی در نقش امین نوازنده روان‌پریش و شوریده داستان جدید نیست؛ چون حسینی را در قامت نقشی بهتر دیده‌ایم. کما این‌که بازی او در پرسه در مه اغراق زیادی هم دارد. از طرفی عادت کرده‌ایم لیلا حاتمی را هم مدام در نقش زنانی که ضجه مویه می‌کنند ببینیم. فیلم شخصیت‌های زیادی ندارد و روایتی است از روایت فردی که به کما رفته و داستان زندگی‌اش را برای ما می‌گوید، هر چند در خلال فیلم چند باری راوی، زاویه دید و سیر زمانی داستان تغییر می‌کنند. امین نوازنده جوانی است که در راه نوشتن قطعه ایده‌آلش به نام ماه، کارش به بن بست رسیده و چون نمی‌تواند قطعه‌ای را که در ذهن دارد و تبدیل به سوت ممتد شده خلق کند دچار پوچی، بدبینی و جنون می‌شود. سفر، پرسه در مه و دیدن چهره معدن‌چیانی که ارواح خسته‌ای را در پشت لبخندشان مخفی کرده‌اند حال او را بهتر می‌کند اما... 

پرسه در مه مثل پا برهنه در بهشت قصه رستگاری است، و مثل این‌جا بدون من توسط شخصیت اصلی داستان روایت می‌شود، روایتی که گویا به دلایلی نباید برای بیننده معتبر باشد. اگر فیلم‌هایی مثل «ذهن زیبا» از ران هاوارد یا «آبی» از کیشلوفسکی را پسندیده باشید، این فیلم در مقیاسی متفاوت می‌تواند برای شما جالب باشد؛ اما در کل ایراد آثار توکلی این است که در پس فرم قابل تامل کارهایش، قصه‌ها بومی نیست، از دردها، رنج ها، آرمان‌ها و آرزوهای مردم می‌گوید اما مردمی که شباهت زیادی به ما، روزگار ما و فرهنگ ما نیستند، به راحتی می‌توان اسم شخصیت‌های این‌جا بدون من و پرسه در مه را با چند اسم خارجی عوض کرد بدون این‌که هیچ اتفاقی بیفتد.

نظرات کاربران
کد امنیتی