از رنجی که برده است
جاكتابي

از رنجی که برده است

نویسنده : زهير قدسي

 

بعضی کتاب‌ها فقط و فقط به درد مزه‌مزه کردن می‌خورد! به یک بار خواندنش‌ می‌ارزد اما چیز زیادی عایدت نمی‌کند. نه حرف جدیدی، نه انتقال احساس و اشتیاقی، هیچ! تنها، ذوقی از خواندن یک کتاب، اما برخی قلم‌ها، عجیب انسان را سر ذوق می‌آورد انگار که نویسنده آن‌چنان روحش به غلیان و جوشش افتاده که این سرگشتگی از مغز و قلب و قلم‌اش سرریز کرده و مستقیم می‌ریزد به ذهن و روح تو! پیداست که نویسنده از رنجی که برده است نوشته! و حکایت «غرب‌زدگی» جلال آل‌احمد از این دست است. جلالی که در زمانه روشنفکران غرب‌زده وطنی، روی اهالی قلم و اندیشه را سفید کرد و به تبع آن روی تاریک روشنفکری وابسته و در خواب رفته را روشن! 

 جلال آل احمد را البته همگان با «مدیر مدرسه»‌اش می‌شناسند و به دیگر داستان‌های کوتاه‌اش که روایت اجتماع آسیب‌دیده و مردمان رنج‌کشیده مملکت‌اش است اما در این میانه جلال دست‌نوشته‌هایی دارد مقاله نام، که دردهای روشنفکری‌اش -که هم‌قطارهایش یا نمی‌بینند یا خود را به ندیدن می‌زنند- در قالب دیگری جلوه کند گرچه همان است و تنها از کالبد داستانی بیرون آمده و جدی‌تر و تلخ‌تر شده است؛ و «غرب‌زدگی» بهترین نمونه آن است. 

 بعد از درگذشت پدر جلال که از علمای بزرگ بوده، برای تشکر از عرض تسلیت و حضور در مراسم، به منزل امام خمینی (ره) می‌رود و در آن‌جا نسخه‌ای از غربزدگی را می‌بیند و به امام (ره) می‌گوید: «آقا! شما هم این خزعبلات را می‌خوانید؟» اما امام(ره) جمله‌ای با این مضمون می‌گویند که آن‌چه ما (روحانیت) باید می‌گفتیم را شما زودتر گفته‌اید و غرب‌زدگی همان حرف‌هایی است که یکی چون جلالِ فرنگ‌رفته و سرد و گرم روزگار چشیده باید بگوید تا عده‌ای را باور آید که با جهانی سروکار دارد که معادلات‌اش آن‌طور که به او گفته‌اند نیست و قصه آن‌طور که مستشرقان بافته‌اند نبوده و به قول خود جلال «...این‌جوری است که آدم غرب‌زده حتی خودش را از زبان شرق شناسان می‌شناسد.» و این یعنی همه چیز در سیطره استعمار نوین، یا به عبارتی بازی اقتصادی جدید. که در آن دنیا به 2 منطقه شرق و غرب تقسیم می‌شود، غرب سیر و شرق گرسنه، که اربابان دیروز شرق و غرب که نماینده کمونیست و لیبرالیست بودند امروز با هم سر یک سفره نشسته‌اند و دعوای دیروزشان مضحکه‌ای است در خور خنده، که از قضا ما به آن نمی‌خندیم، حسرت می‌خوریم و شده‌ایم مصرف کننده دربست این شرکای جهانی! 

اگر چه شاید به نظر برسد حرف‌های جلال تاریخ مصرف‌شان گذشته یا باید این معضل را از وجوه دیگری چون نقش ناکارآمدی برخی نهادها در جلوه نمایی غرب و نفوذ پدیده غربزدگی بررسی کرد؛ و تحلیل جلال از ماجرا تا حدودی متعلق به زمان خود است اما خواندن این اثر ثابت می‌کند چقدر این درد کهنه است و او هنوز حرف‌هایی دارد برای شنیدن.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

ساده نویسی یا محاوره نویسی؟

٩٥/١٠/٢٩
کافه جهان نما

هلند، گل سرسبد اروپا

٩٥/١٠/٣٠
شاخ هفته

دندان‌های نا اهل

٩٥/١٠/٣٠
مینی‌ها

مینی ترفند 471

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

تلگجیم 471

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

اندر باب مریدان و دستگیری ع.ز

٩٥/١٠/٣٠
شوخی با پریسلی، تعطیل کردن فارسی1، نامه به پوتین و دیگر شاهکارهای حسام نواب صفوی

#آقای_یقه

٩٥/١٠/٣٠
روایت‏هایی ازآداب زندگی با پوششی به نام چادر

شیک، به روز، با وقار... چتدری

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

فتوچاپ 471

٩٥/١٠/٢٩
جارچی

سرکار خانم رئیس جمهور

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیسم در فوتبال ما چه تفاوتی با فوتبال جهان دارد؟

محبوبیت یعنی دو هیچ از بقیه جلوتری!

٩٥/١٠/٣٠
ناصرخان آکتور سینما

كلا بستگى داره!

٩٥/١٠/٣٠
مروری بر تکرار ملال آور موضوع قصاص در آثار سینمایی کشورمان

نکشی مارو!؟

٩٥/١٠/٣٠
آنتن

خواب کم و لگد قوی

٩٥/١٠/٣٠
پایان‌نامه

مصوبه‌ای برای بابای بچه!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

همه اش زیر سر کارمندان است

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست کیست و چرا در جامعه ما جواب می‌گیرد حتی در ورزش؟!

حکمت پوپولیست پروری

٩٥/١٠/٣٠
چهره هفته

هر برگی که محیط زیست نمی شود!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

پهنای باند فراخ می شود

٩٥/١٠/٣٠
به بهانه مهم‌ترین ترانسفر دهه ۹۰ فوتبال ایران که به نام «انصاری فرد» ثبت شد کریم تو عالی هستی!

کریم تو عالی هستی

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات