به خیر و خوشی کلا ه قرمزی هم سر و سامان می گیرد
کلا ه قرمزی و بچه ننه هم بالاخره اکران شد و سینماها را ترکاند

به خیر و خوشی کلا ه قرمزی هم سر و سامان می گیرد

نویسنده : سيد مصطفي صابري

 

کلاه‌قرمزی عروسک محبوب کودکی نسل سومی‌ها بود، اما وقتی چند سال قبل قرار شد سری نوروزی آن تولید شود فکر کردیم قرار است عروسک محبوب نسل‌های بعدی هم باشد اما اتفاق عجیبی افتاد، کلاه‌قرمزی باز هم بین تمام مخاطبانش برای نسل سومی‌هایی که حالا بزرگ شده بودند محبوب‌تر بود، 3 سری از برنامه‌های نوروزی کلاه‌قرمزی که هر سال با رو کردن چند شخصیت جدید و دوست داشتنی همراه بود باعث شد در کنار کلاه‌قرمزی و پسرخاله، در نوروز 88 با پسر عمه‌زا آشنا شویم و بعد ببعی و فامیل دور و امسال هم جیگر و آقای هم‌ساده، برای همین وقتی خبر اکران «کلاه‌قرمزی و بچه ننه» رسید مخاطبان با همان ذهنیت برنامه‌های موفق نوروزی، سالن‌ها را پر کردند. به‌ویژه این‌که قبل از اکران تصاویری از فیلم منتشر شد که برای مردم خیلی جذاب بود. عروسک‌های دوست داشتنی ما در این تصاویر پایشان به سربازی و خواستگاری و دادگاه کشیده شده بود. ایرج طهماسب هم در گفت‌وگویی بعد از اکران فیلم اعتراف کر این داستان پاسخی به این خواسته مخاطبان است که دوست داشتند سروسامان گرفتن و بزرگ شدن کلاه‌قرمزی را بعد از حدود 18 سال ببینند. اما ماجرا به این سادگی که شما فکر می‌کنید نیست، بخشی از آرزوی ما در این فیلم برآورده می‌شود اما نه به آن شکل متداولش، در این فیلم حتی پسرخاله هم نسبت به همسرش غیرتی می‌شود اما باز هم نه به آن شکل مرسوم. پای تانک و زندان هم به فیلم باز می‌شود، حتی زن دوم و بچه و... داستان فیلم را لو نمی‌دهیم اما به چند سوال درباره «کلاه‌قرمزی و بچه ننه» جواب می‌دهیم.



ماجرای فیلم از چه قرار است؟

کلاه قرمری، پسرخاله و آقای مجری به دلایلی زندگی کارتن خواب مانندی دارند، در این بین یک عدد بچه قنداقی سر راه کلاه‌قرمزی قرار می‌گیرد، کلاه‌قرمزی هم که قادر به نگهداری این بچه ننه گرامی نیست به خواستگاری و سربازی و... می‌رود و حتی عروس می‌شود... فیلم در نیمه اول و به‌ویژه 30 دقیقه ابتدایی خیلی دهه 60 است، مغازه‌ها، کوچه‌ها، آدم‌ها و به‌ویژه فرش شستن و حمام عمومی فیلم هر کدام برای خودش یک خاطره بازی مفصل است. اما هر چه درباره داستان فیلم کم‌تر بدانید به نفع خودتان است! 

 

نقطه قوت فیلم چیست؟

فیلم باوجود آن‌که بیشتر ادای دینی است به خاطرات بچه‌های دهه 60، اما سعی کرده طیف‌های مختلف سنی و سلیقه‌ای از مخاطبان مختلف را در نظر بگیرد؛ که در این کار موفق هم بوده و در این راه گاهی موزیکال می‌شود، گاهی شوخی‌هایی برای کودکان دارد و در مواردی ارجاعات که بیشتر بزرگ‌ترها از آن سردرمی‌آورند. نقطه قوت دیگر فیلم این است که به خوبی با خلق موقعیت‌های ساده و خنده‌دار اجازه نمی‌دهد داستان (که ظرفیت زیادی هم برای سرگرم کردن ندارد) کش‌دار شود.

 

نقاط ضعف فیلم چیست؟

مهم‌ترین نقطه ضعف فیلم این است که داستان کشش لازم برای همراه کردن مخاطب را ندارد. یک جاهایی کم می‌آورد و به ناچار باید شاهد ترفندهای سرگرم کننده فیلم می‌شویم که در بیشتر مواقع در عین شیرینی ربطی به اصل داستان ندارد. فیلم بر مرز فیلم سینمایی و برنامه آیتم‌محور تلویزیونی معلق است، چند پاره شده بود و نه می‌شود به آن فیلم سینمایی اطلاق کرد نه برنامه آیتم محور مشابه آن‌چه در نوروز شاهدش بودیم. ضمن این‌که ریتم اثر در پایان بسیار کند و ملال آور و برای مخاطب خردسال غیر قابل باور است. گنجاندن رپرتاژ آگهی در وسط فیلم و سرسری ساختن آن هم که به چشم می‌آمد. شاید اگر در ساخت فیلم بازخوردهای برنامه‌های نوروزی لحاظ می‌شد، شاهد فیلم سینمایی بهتری بودیم.

 

سبت به کلاه قرمزی‌های دیگر...

بدون شک به «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» اولی که چند بار دیده بودیم نمی‌رسد، گفتم چند بار از این نظر که بیشتر ما دهه شصتی‌ها، آن‌موقع یک‌بار ‌با خانواده فیلم را دیدیم یک‌بار ‌هم با اتوبوس به اتفاق همکلاسی‌ها به دیدن فیلم رفتیم. اما «کلاه‌قرمزی و بچه ننه» از «کلاه‌قرمزی و سروناز» چند گام جلوتر است. نکته مهم این‌جاست که طهماسب و جبلی در «کلاه‌قرمزی و بچه ننه» دیگر می‌دانند که مخاطب‌شان فقط بچه‌ها نیستند بنابراین از یک‌سری سرهمبندی‌هایی که در کلاه‌قرمزی و سروناز به چشم می‌آمد در این فیلم خبری نیست. اما به سختی می‌شود یک فیلم سینمایی را با آیتم‌های نوروزی مقایسه کرد چون در 2 فضای مختلف هستند. شما در سری برنامه‌های نوروزی اگر از یک آیتم یا شخصیت خوش‌تان نیاید می‌توانید تا آیتم بعدی که شخصیت‌ها به صورت چرخشی حضور پیدا می‌کنند صبر کنید. اما در فیلم‌سینمایی که برای پرهیز از شلوغ شدن و شخصیت‌پردازی بهتر تمرکز روی شخصیت‌های محدودی است اگر پیرنگ اولیه و شخصیت‌ها را دوست نداشته باشید کار تمام است. بنابراین از کنار چنین مقایسه‌ای باید گذشت. 

 


اما شخصیت‌های فیلم...

بر خلاف انتظار در این فیلم از آقای همساده، فامیل دور، ببعی، جیگر، گیگیلی و... خبری نیست. داستان روی خود کلاه‌قرمزی متمرکز است. 

 دیالوگ برتر کلاه قرمزی:

می‌خوام برم زن بگیرم، خانمم هم بچمو

نگه داره هم مشقامو بنویسه!

 دیالوگ برتر پسرخاله:

خواستگاری خطرناکه!

 دیالوگ برتر پسر عمه‌زا:

من، زندان، منفجر، خونه! 

 دیالوگ برتر گل قرمزی:

آقای قاضی زود بپرسین می‌خوام برم...

 تنها دیالوگ بچه ننه:

این چیه؟

 نکته:

فیلم در زمستان 90 ساخته شده و شخصیت‌ها به‌ویژه پسر عمه زا شباهتی به آن‌چه در نوروز 91 دیدید ندارند. پسر عمه‌زا در نوروز 91 جملات را کامل‌تر ادا می‌کرد، نکته‌سنج و مچ‌گیر بود اما در فیلم فوق‌العاده خنگ و شرور اما بامزه است. 

 

فیلم چه حاشیه‌های جالبی دارد؟

باوجود آن‌که در واگذاری سالن به این فیلم جفا شد و فیلم سالن‌های مهمی را به‌ویژه در تهران از دست داد اما از اساس به داد اقتصاد سینما رسید طوری که مدیر سینما آزادی تهران اعتراف کرد با اکران این فیلم بعد از مدت‌ها موفق شدند حقوق عقب افتاده کارکنان خود را بپردازند. جالب این‌که در مشهد هم بعد از مدت‌ها چشم تماشاچیان به بالکن سینمای قدیمی شهر که مدت‌ها به خاطر استقبال کم مخاطبان مورد استفاده قرار نمی‌گرفت روشن شد. کلاه‌قرمزی و بچه‌ ننه ثابت کرد لازم نیست از روی فیلم‌های قبل انقلاب یا هالیوود کپی برداری کرد تا فیلم پرفروش شود، بلکه با کمی خلاقیت بدون آن‌که در دام ابتذال و... افتاد می‌توان فیلم خوب ساخت. نکته حاشیه‌ای دیگر حضور چند نفر از عوامل دهه شصتی کلاه‌قرمزی در نقش پلیس، همین طور صداپیشه ببعی در نقش بازپرس، صداپیشه فامیل دور در نقش زندانی و صداپیشه گل قرمزی در نقش وکیل بود. باید اعتراف کرد صداپیشه گل قرمزی در این فیلم عالی ظاهر شد و ادای کلماتش ضمن آن‌که شباهت زیادی به مردم این روزها داشت اما نسخه‌ای دخترانه از خود کلاه‌قرمزی بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی