دروغ بزرگ

دروغ بزرگ

نویسنده : سعيد برند

-: اي بابا شما چقدر سخت مي‌گيرين، ما که همه صحبتامون اوکي شده، به خاطر يک مسئله‌اي که فقط جنبه تزئيني داره کار رو خراب نکنين لطفا.

 

پسر دلش نمي‌خواست خانواده عروس فکر کنند که او نسبت به آنان بي‌اعتماد است، از طرفي هم نمي‌توانست قيد ماجرا را بزند.

 

-: شما يه جوري صحبت مي‌کنين که انگار من دنبال يه بهانه مي‌گردم تا قضيه رو بهم بزنم، حرف من اينه که اگه همه دارايي خانواده‌ام رو بذارم روي هم بازم 850 سکه نمي‌شه.

 

دختر هم دلش نمي‌خواست به خاطر مهريه مراسم خواستگاريش بهم بخورد، آن چه ذهن او را مشغول کرده بود حرف و حديث‌هاي تلخ و آزار دهنده بستگان بود که بعد از عقد بدون شک روانه‌اش مي‌شد.

 

-: شايد پيش خودتون فکر مي‌کنيد من براي اين پول برنامه چيدم يا بهش نياز دارم، باور کنيد من اصلا قصد ندارم بعد از ازدواج مهريه‌ام رو ازتون بگيرم، گفتم که فقط توي بستگان ما رسمه!

 

-: آخه بحث خواستن يا نخواستن شما نيست، وقتي بنده سر سفره عقد با مهريه معلوم «بله» رو مي‌گم يعني متعهد مي‌شم که اين مبلغ رو به شما بپردازم، ولي اگه توي ذهنم اين باشه که خيال پرداختش رو ندارم يعني دروغ گفتم.

 

-: اي بابا کدوم تعهد؟ مثلا اين همه دوستاي خود من که تازه اونم با مهريه‌هاي بيشتر از من ازدواج کردند و الان دارن خوش و خرم زندگي‌شونو مي‌کنن، اگه مهريه من کم باشه مردم با خودشون هزار جور فکر مي‌کنن

 

-: من و شما هر دومون تحصيل کرده‌ايم، ادعامون مي‌شه که مي‌تونيم کلي از رسم و رسوم اشتباه جامعه رو اصلاح کنيم، بعد اون وقت واسه حرف مردم...؟!

 

-: به هر حال ما توي همين جامعه زندگي مي‌کنيم

 

-: ولي هميشه و همه جا هم به عرف جامعه عمل نکرديم، چون لزوما عرف جامعه هميشه درست نيست.

 

-: به هر حال مهريه پشتيبان زن و زندگيه، هر چند که واقعا با اين قوانين فعلي اين که مي‌گن مهريه رو کي داده کي گرفته واقعا درسته، مگر اين که مرد بخواد زنش رو طلاق بده يا با همديگه نسازن.

 

-: همه حرف من هم اينه که اين کاربرد مهريه اشتباهه که فقط موقع ناچاري استفاده مي‌شه، مهريه بايد در حدي باشه که مرد بتونه براي تامين بودن زندگي همسرش اونو پرداخت کنه، اونم زماني که عاشق همديگه هستن نه وقت نفرت و جدايي.

 

-: يعني مثلا اگه بگم 110 سکه، شما الان داريد اين قدر پول نقد به من بديد؟ من شنيده بودم که آقايون وقتي واقعا شريک زندگي‌شون رو پيدا مي‌کنن که بيشتر ملاک‌هاشون براي ازدواج رو داره ديگه اين چيزا براشون خيلي مهم نيست.

 

-: باشه اگه دوست داريد زندگي مشترکمون با يک دروغ بزرگ شروع بشه من حرفي ندارم...

 

اما حالا حرف داشت، يک دنيا حرف براي گفتن. وقتي با پا بند فلزي به سختي پله‌هاي دادگاه را بالا مي‌آمد، مي‌شد تمام اين حرف‌ها را از چشم‌هاي خسته‌اش خواند. آن چه خوانديد يک داستان تخيلي نيست، ماجراي واقعي زندگي شازده دامادي است که هنوز 27 بهار از زندگي‌اش نگذشته ولي به راحتي مي‌توان موهاي سفيدي را در سرش پيدا کرد. عليرضا 2 سال پيش با خوشحالي تمام ازدواج کرد، از زندگي مشترکش مدتي نمي‌گذشت که به خاطر برخي دخالت‌ها و حرف و حديث‌ها با همسرش با مشکل دچار شد و از آن جا که نتوانست به خوبي سکان زندگي‌اش را در دست بگيرد سرانجام اين سوء تفاهم‌ها و دلخوري‌ها به يک جدايي تلخ تبديل شد. علاقه و پافشاري‌هاي او براي ادامه زندگي باعث شد تا خانواده همسرش که براي تمام شدن اين زندگي تلاش مي‌کردند از «مهريه» به عنوان اهرمي براي طلاق استفاده کنند. حالا عليرضا 8 ماه است که در زندان به سر مي‌برد.

 

اسلام از مهريه به عنوان صداق و نشانه محبت مرد به زن ياد مي‌کند، در ماده 1087 قانون مدنى هم آمده‏است: «مهر عبارت از مالى است که به‏مناسبت عقد نکاح، مرد ملزم به دادن آن‏به زن است.» معاون ستاد ديه کشور جديدترين آمار زندانيان مهريه را 3 هزار و 500 نفر اعلام مي‌کند.(آماري از مرداني که سال‌ها به اين دليل در زندان بوده‌اند و اکنون با توافق يا با تقسيط ميزان مهريه آزاد هستند، ندارم) اين مسائل نشان مي‌دهد مهريه سنگين نه تنها پشتيبان خوبي براي زن نيست بلکه در موارد بسياري اضطراب، استرس و تنش بيشتري در خانواده ايجاد کرده است.

 

جداي از اين که حصر يک فرد معسر (بدهکاري که توان بازپرداخت ندارد) با آموزه‌هاي ديني ما سازگار نيست. زنداني کردن چنين فردي به غير از اين که جامعه را از وجود يک نيروي جوان و مستعد محروم کرده است کمکي به زوجه براي رسيدن به مهريه خود نمي‌کند؟

 

هر چند قانون‌گذار نمي‌تواند سقف يا حدودي براي مهريه قائل شود ولي حداقل انتظار موجود اين است که به نحو مقتضي با پرونده‌هاي خانوادگي برخورد شود.

 

اما نکته مهم ديگري که در اين ميان نبايد ناديده گرفته شود حق زن است. پيشنهاد مي‌کنم حتما سري به دادگاه‌هاي خانواده بزنيد. زناني را مي‌بينيد که براي گرفتن طلاق از همسرشان ماه‌هاست که بدون نتيجه فقط به نوشتن دادخواست‌هاي مختلف دل خوش کرده‌اند اما آنچه در عمل حاصل مي‌شود پر شدن جيب وکلاي خانواده است. همه آن‌ها درخواست مهريه کرده‌اند اما وقتي با آن‌ها صحبت مي‌کنيد متوجه مي‌شويد که علت اصلي مراجعه اکثر آن‌ها به دادگاه مسئله ديگري است نه گرفتن مهريه.

 

خانمي چندين بار به شدت و به طرز وحشتناکي از همسرش کتک خورده است، اما قانون نمي‌تواند حق او را از شوهرش بگيرد، او در خانه مورد ضرب و جرح قرار گرفته اما چون همسرش زير بار اين ماجرا نمي‌رود دادگاه از او خواسته است براي اين اتفاق شاهداني معرفي کند، در بهترين شرايط هم دادگاه براي زن ديه تعيين مي‌کند مگر پرونده‌هاي ضرب و جرح چندين مورد باشد که حکم طلاق صادر شود.

 

خانم ديگري از داشتن همسري معتاد رنج مي‌برد، اما پاسخ آزمايش اعتياد شوهر منفي است، زن مدعي مي‌شود که آزمايش‌هاي فعلي نمي‌تواند هر نوع اعتيادي را تشخيص دهد.

 

همه اين‌ها نشان مي‌دهد که قانون در بسياري از موارد با خلاء‌هاي جدي روبه روست.

نظرات کاربران
کد امنیتی