درگير شدن با کاريکاتور يعني عميق‌تر ديدن زندگي
گفت‌وگو با محمود آزادنيا کاريکاتوريست مشهدي درباره هنر کاريکاتور

درگير شدن با کاريکاتور يعني عميق‌تر ديدن زندگي

نویسنده : علي نيك فرجام

به بهانه نزديک شدن به ايام شهادت «ناجي علي» گفت‌وگويي داشتيم با «محمود آزادنيا» کاريکاتوريست مشهدي، درباره رشته کاريکاتور و جايگاهي که در ايران و جهان امروز براي آن تعريف مي‌شود. آزادنيا متولد سال 1364 است و از طريق نقاشي وارد عالم هنر شده است. طبق گفته خودش، نقاشي را از سال 1376 زير نظر پدرش «محمدصادق آزادنيا» شروع کرده و بيش از 6 سال است که به ‌صورت حرفه‌اي در زمينه کارتون و کاريکاتور فعاليت مي‌کند. او که درحال حاضر بيشتر فعاليت‌هايش را در حوزه هنري خراسان رضوي پيگيري مي‌کند در چهارمين جشنواره بين‌المللي هنرهاي تجسمي فجر تقدير شد و چند سالي است که به‌عنوان يک نقاش و کاريکاتوريست در سطح بين‌الملل مطرح است. از افتخارات وي مي‌توان به کسب جايزه بهترين کارتون جشنواره بين‌المللي پويانمايي و کميک جوانان آسيا در چين، نفر دوم جشنواره پورتوکاتون کشور پرتغال، لوح تقدير از دائجون کره جنوبي، مقام اول در اولين دوره جشنواره فجر بخش کاريکاتور و نفر اول جشنواره معلول اشاره کرد.

 



در ابتدا يک معرفي از هنر کاريکاتور براي ما بگو.

 

به خاطر اين‌که هنرها براي حرفه‌اي‌تر شدن شاخه شاخه مي‌شوند در مورد کاريکاتور هم اين تقسيم بندي‌ها به‌مرور زمان انجام شده، مانند سبک‌هاي نقاشي که به مرور زمان گسترده‌تر شد. در سطح جهان، به کاريکاتور موضوعي، کارتون مي‌گويند ولي وقتي در يک فراخوان صحبت از کاريکاتور مي‌شود، مقصود کاريکاتور چهره است و کميک‌استريپ همين چيزي است که صفحه آخر نشريه جيم کار مي‌شود، يک داستان سريالي که مايه طنز دارد اما کميک‌استريپ در فضاي داستان‌هاي کاملاً جدي هم تعريف شده است. اما خود موضوع کاريکاتور، به 2 دسته تقسيم مي‌شود، کاريکاتورهاي جشنواره‌اي و کاريکاتورهاي مطبوعاتي که به دليل رونق کار جشنواره‌ها برخي از کاريکاتوريست‌ها ديگر کار مطبوعاتي انجام نمي‌دهند و علاوه بر شرکت در جشنواره‌ها، به برگزاري نمايشگاه‌هاي موضوعي اقدام مي‌کنند. در دوره حاضر، کاريکاتور به جايگاهي رسيده که به عنوان يک اثر هنري به آن نگاه مي‌شود و مجموعه‌دارها در کنار تابلوهاي نقاشي علاقه‌مند کاريکاتورها هم شده‌اند و اين نشان از پويايي هنر کاريکاتور دارد که هرگز در يک جايگاه ثابت نمانده است.

 

از جايگاه هنر کاريکاتور، ضريب نفوذ و مشکلاتش بگو

 

به لحاظ حرفه اي بودن اگر بخواهيم ايران را با ساير نقاط جهان مقايسه کنيم بايد بگوييم که کاريکاتور و کارتون ايران واقعاً قدرتمند است ضمن اين‌که بايد گفت که عمر کاريکاتور ايران که در جشنواره‌هاي بين‌المللي بسيار کم است و گذشته از اساتيدي مانند «کامبيز درمبخش» و «علي ديواندره‌اي» و «جواد عليزاده» بقيه بسيار جوان هستند و خوشبختانه به خاطر گسترش رسانه‌ها و اينترنت فراخوان‌هاي بين‌المللي در سطح گسترده‌تري منتشر مي‌شود و برخلاف 15 يا 20 سال پيش مي‌بينيم که در يک جشنواره جهان، حدود 60 يا 70 کاريکاتوريست جوان ايراني در اين جشنواره‌ها شرکت مي‌کنند و نتايج بسيار خوبي هم به دست مي‌آورند مثلا از اين تعداد، هميشه چند هنرمند ايراني جزو فيناليست‌ها و برندگان و تقديرشده‌ها قرار مي‌گيرند.

 

حالا چرا اين همه هنرمند کاريکاتوريست که در جشنواره‌ها جايزه مي‌گيرند داريم اما کاريکاتور در مطبوعات ما، قوي نيست؟

 

زماني که کاريکاتور پا به عرصه وجود گذاشت با فاصله کمي پا به مطبوعات نهاد با هدف اين‌که نقايص جامعه را در نشريات مطرح کند تا هم جامعه و هم مسئولان روشن بشوند و درصدد رفع آن برآيند به اين ترتيب جايگاه کاريکاتور در نشريات يک جايگاه انتقادي با هدف اصلاح است. ولي وقتي زبان نقد تنگ و طعم نقد تلخ مي‌شود، طبيعتاً تصميم گيرندگان حوزه نشريات به خودشان اجازه نمي‌دهند که شيرين‌کاري‌هاي کاريکاتور را منتشر کنند. من به عنوان يک کاريکاتوريست وقتي اثرم را براي مطبوعات ارسال مي‌کنم و مي‌بينم که از کار من برداشت شخصي مي‌شود و تمايلي به نشر آن وجود ندارد خواه ناخواه به سمت جشنواره‌ها کشيده مي‌شوم. البته اين اتفاق مثبتي نيست چون جايگاه اصيل کاريکاتور در نشريات است نه فقط در جشنواره‌ها. به اين ترتيب با خارج شدن کاريکاتورها از مطبوعات به‌طور طبيعي، ضريب نفوذ آن در جامعه نيز کم مي‌شود.

 

اتفاقي که براي کاريکاتوريست اراکي افتاد در جامعه کاريکاتور چه اثري داشت؟

 

زبان کاريکاتور بسيار شيرين و زيرکانه است که دليلي براي جبهه گرفتن نمي‌ماند. اين‌جا هم باز بحث برداشت‌هاي شخصي مطرح مي‌شود، کار به شکايت مي‌رسد و کاريکاتوريست دادگاهي مي‌شود و در کنار تمام اين‌ها، اين اتفاق به رسانه‌هاي آن طرفي کشيده شد، دستمايه شد، بار خبري ايجاد کرد و اين هم دوباره تلنگري بود براي کاريکاتوريست‌ها که سراغ کار مطبوعاتي نروند.

 

سئوال اين‌جاست که مرز نقد و توهين در کاريکاتور چه‌طور تعيين مي‌شود؟

 

بسياري از انسان‌ها با معيارهاي دروني و پذيرفته شده فطري، متوجه تفاوت‌ها مي‌شوند. اصولا توهين کار سختي نيست حتي يک فرد با نحوه نشستن در يک جمع مي‌تواند به ديگران توهين کند يا اين‌که عده‌اي مانند کاريکاتوريست دانمارکي با علم به اين‌که مي‌داند نبايد با برخي مسائل شوخي کرد دست به کشيدن کاريکاتور مي‌زند، روشن است که اسم اين کار کاريکاتور نيست بلکه توهين است، توهيني که آگاهانه انجام شده و همه تشخيص مي‌دهند که قصد اين کار توهين بوده است. اما در موارد ديگر آن‌جا که زبان کاريکاتور، زبان انتقاد است بنابراين ديد اجتماعي افراد به راحتي مرز توهين و انتقاد را تشخيص مي‌دهد.

 

با اين حال هنوز به رسالت کاريکاتور به تاثيرگذاري در اجتماع اعتقاد داري؟

 

به نظر من کاريکاتور بايد يکي از دروس پايه تمام رشته‌هاي هنري شود، چرا که کاريکاتور صرفا زبان نقد و طنز نيست بلکه پايه کاريکاتور، تفکر است. کاريکاتور انسان را به سمت ايدئولوژي مي‌برد و او را درگير مي‌کند تا از زواياي مختلف به زندگي، اجتماع، انسان‌ها و حتي اشياء اطراف نگاه بکند و اين نوع نگاه يعني ديد متفاوت، چيزي که باعث پيشرفت بشريت مي‌شود و بسياري از اختراعات از همين ديد متفاوت ناشي شده است. کاريکاتور به ما مي‌گويد به همه چيز نگاه کن، طبيعت را طور ديگري ببين و به اين ترتيب مجبور به تفکر کردن مي‌شويم و اين ايجاد خلاقيت همان اتفاقي بوده که براي تمام انسان‌هايي که در طول تاريخ تاثيرگذار بودند افتاده است. ديدگاه من اين است که يکي از راه‌هاي کسب خلاقيت، از مسير کاريکاتور مي‌گذرد. اگر ياد بگيريم که همواره با کاريکاتور همراه باشيم ياد مي‌گيريم عميق‌تر نگاه کنيم و خلاقيت را در هر جايي به کار بگيريم.

 

کمي از فضاي کار در حوزه کاريکاتور در مشهد بگو.

 

در شهر مشهد خوشبختانه بيش از يک دهه است که حوزه هنري، با پيگيري‌هاي دوست عزيزمان آقاي محسن اسدي (مسئول دفتر کاريکاتور حوزه هنري) مکاني براي گردهم‌آيي کاريکاتوريست‌هاي مشهدي است و خوشبختانه يا متاسفانه تنها فضا در شهر مشهد است که متولي کاريکاتور است.

 

يعني فضاي ديگري نيست؟

 

نه و به نظر من، يک کاريکاتوريست نيازي هم به کمک نهادها ندارد و اين لطف حوزه هنري تا به امروز شامل حال ما شده است و همين که مکاني براي ما هست و گاهي هزينه پست کارها به برخي جشنواره‌ها هم از سوي حوزه هنري پرداخت مي‌شود براي ما کافي است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات