آقایان! شادی بس است...
محرمانه مستقيم

آقایان! شادی بس است...

نویسنده : مرتضي اخوان

سی‌امین دوره المپیک تابستانی، بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان به پایان رسید و مدال‌های رنگارنگ مختلفی میان کشورها و ورزشکاران شرکت‌کننده در این دوره از بازی‌ها تقسیم شد. لندن با تمام حرف و حدیث‌های سیاسی که گاه بوی دشمنی داشت و گاه حقیقت‌های آشکاری بود که اصحاب رسانه به درستی آن را به تصویر کشیدند، میزبانی المپیک 2012 را به نام خود ثبت کرد. میزبانی که با تمام کمی‌ها و کاستی‌هایش به پایان رسید و تنها خاطره‌ای از آن باقی‌ماند. خاطره‌ای که یادآور لحظات تلخ و شیرینی برای تمامی شرکت‌کنندگان در این دوره بازی‌هاست. خاطراتی که گاه با اشک‌ها پیوند خورد و گاه لبخندها را بر لب‌‌های میلیون‌ها نفر در اقصی نقاط کره خاکی نشاند. آوردگاه دشوار المپیک لندن برای دلاورمردان و زنان سرزمین آریایی شیرین‌تر از همیشه و گواراتر از تمام ادوار حضورشان در این رویداد بزرگ جهانی بود. جایی که کاروان ورزشی کشورمان بهترین نتیجه تاریخ خود را به دست آورد و با کسب 12 نشان رنگارنگ طلا، نقره و برنز بر بلندای سکوی افتخار ایستاد. دلاوران ایرانی در این دوره از مسابقات بر سکوی هفدهم جهان ایستادند و این یعنی قرار گرفتن در جمع 20 کشور برتر جهان در حوزه ورزش! اتفاق بزرگ و شگرفی که خواب را از چشمان‌مان گرفته است و دل‌مان را به آینده ورزش این مرز و بوم خوش‌بین کرده است. درخشش خیره‌کننده ورزشکاران ایرانی در لندن امیدها را زنده کرده است تا باری دیگر رنسانسی بزرگ در ورزش، این بار برای کشورمان رقم بخورد. رنسانسی که می‌تواند چشم‌انداز روشنی از موفقیت در عرصه های آسیایی و جهانی را پیش روی ورزشکاران کشورمان نمایان سازد. چشم‌اندازی که البته تنها در حوزه ورزش خلاصه نمی‌شود و شور و نوای عاشقانه مردم در این شب و روزهای بعد از المپیک لندن نشان می‌دهد که باری دیگر ورزش این پدیده بزرگ اجتماعی، پیوندهای اجتماعی جامعه را استحکام بخشیده است. استحکامی که به شور و نشاط، امید به زندگی و آینده و نیز پویایی نسل جوان در کشورمان می‌انجامد. اما سوال اساسی در این یادداشت آن است که آیا باید در باد این موفقیت بزرگ و غرور ملی این رشادت‌ها بخوابیم یا از همین امروز برای لندن‌های آینده تلاش کنیم؟! مسئولان ما 4 سال قبل که در آوردگاه پکن بدترین نتیجه تاریخ را گرفتند عزم‌شان را جزم کردند تا در لندن به بهترین نتیجه تاریخ ورزش کشورمان برسند، که البته الحق و الانصاف به این مهم نائل آمدند. اما همان‌طور که شکست تهدید بزرگی است، پیروزی‌ها می‌توانند از فرصت به تهدید مبدل شوند. تهدیدی که امروزه بیش از هر زمانی در گوش‌مان طنین‌انداز است. گلایه‌های معمار بزرگ کشتی فرنگی کشورمان، "محمد بنا" و ادعای او مبنی بر "خداحافظی از کشتی" می‌تواند زنگ خطر را از همین الان برای مسئولان ورزش ما به صدا در آورد. چرا باید "بناها" از ورزش بروند؟ چرا باید "مهماندوست‌ها" را کنار بگذاریم تا آشکارا در المپیک تحقیر شویم؟ چرا باید "دنیامالی‌ها" را برکنار کنیم تا قایقرانی ما با وجود تمام شایستگی‌هایش در المپیک ناکام باشد؟ این‌ها همه سوالاتی است که پاسخ به آن‌ها از سوی مسئولان می‌تواند همین امروز موجبات ورود ورزش کشورمان به عصر رنسانس را فراهم آورد. اما در صورتی که از کنار این مسائل به سادگی بگذریم، غفلت کنیم و در باد غرور موفقیت‌های به دست آمده در لندن بخوابیم، شاید این فرصت استثنایی که امروز برای ورزش کشورمان به وجود آمده به تهدیدی بزرگ مبدل شود. آقایان! شادی بس است...

نظرات کاربران
کد امنیتی