استقبال سرد
پایان نامه

استقبال سرد

نویسنده : سعید برند

- : عروس خانوم، وکيلم؟!

 

عاقد براي سومين بار اين سوال را مي‌پرسيد و دختران ديگر نه مي‌توانستند يک صدا فرياد بزنند عروس رفته است گل بياورد و نه گلاب. اتاق سراسر سکوت بود، کمي بعد فقط صداي پاي عروس شنيده شد که از روي صندلي برخاست و داماد را کنار سفره عقد تنها گذاشت.

 

***

 

-: آخه چه مرگت شده دختر، چرا با آبروي من بازي مي‌کني؟

 

-: در رو ببند بابا نمي‌خوام کسي صدامونو بشنوه

 

(پدر سراسر داد بود و دختر سراسر التماس)

 

-: دختر تو داري با کي لجبازي مي‌کني، آخه اين پسر چه مشکلي داره؟

 

-: بابا تو چرا متوجه نيستي

 

-: زودباش برگرد مهمونا منتظرن

 

-: بابا تو از من چي مي‌خواي؟!

 

-: مي‌خوام که عاقل باشي، لگد نزن به بخت خودت

 

-: بابا من شوهر دارم ... مي‌فهمي؟! همين جا توي همين اتاق خودت دستمو تو دست علي گذاشتي، خودت عقدمون کردي، يادت نيست؟

 

-: جووني تو پاي يه قاب عکس شکسته حروم نکن دختر

 

-: تو شکستيش

 

-: (پدر مي‌شکند و همه وجودش اشک مي‌شود) خودت مي‌دوني که من چقدر علي رو دوست داشتم، ولي دخترم اون ديگه برنمي‌گرده، خودم ديدم که خاک شد، خاک و پاک!

 

اين اولين بار بود که پدر در تمام اين 10 سال بي‌خبري از علي اين طور در باره‌اش خبر مي‌داد، حالا دختر تنها يک راه داشت، راهي که به سفره عقد ختم مي‌شد.

 

***

 

26 مرداد 69، مادران آمده‌اند کنار جاده، با قاب عکس‌هايي در دست تا شايد نشاني از گمگشته خود بيابند، اتوبوس‌ها يک به يک از راه مي‌رسند. جواني خاکي و نحيف با چشم اميد از پنجره اتوبوس حاشيه جاده را مي‌پايد تا شايد آشنايي به استقبالش آمده باشد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠