ذهن زيبا
ذهن زيبا

ذهن زيبا

نویسنده :

از وقتي بچه بودم

 

ماه

 

دنبال سرم مي‌آمد

 

تا خانه

 

کارن سوهنه/‌ برگردان: کيارنگ علايي

 

عشق شيريست قوي پنجه و مي‌گويد فاش

 

هر که از جان گذرد بگذرد از بيشه ما

 

اديب نيشابوري


 

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

 

زير قول دلم آيا بزنم يا نزنم

 

قيصرامين پور


 

پنهان نگشت در دل صد چاک، راز عشق

 

اين خانه شکسته، هوا را نگه نداشت

 

حزين لاهيجي


 

احسان هنري نيست به اميد تلافي

 

نيکي به کسي کن که به کار تو نيايد

 

صائب


 

تلقين درس اهل نظر يک اشارتست

 

کردم اشارتي و مکرر نمي‌کنم

 

حافظ


 

گفتم که بر آرم از تو فرياد

 

فرياد که نشنوي چه سودم؟

 

سعدي


 

اي آن که جاي پاي تو خود بوسه گاه ماست

 

بر درگه رقيب چرا پا گذاشتي؟

 

ابوالقاسم حالت


 

مرا نه سر، نه سامان آفريدن

 

پريشانم پريشان آفريدند

 

پريشان خاطران رفتند در خاک

 

مرا از خاک ايشان آفريدند

 

بابا طاهر


 

يک ثانيه گرم و چند ساعت سردي

 

هي مي‌روي و دوباره بر مي‌گردي

 

با آمدن تو اشک هم مي‌آيد

 

با اين اوصاف، عين دندان دردي

 

خليل جوادي


 

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است

 

که از حادثه عشق‌تر است

 

سهراب سپهري


 

عدسي وقت پختن، از ماشي

 

روي پيچيد و گفت اين چه کسي است

 

ماش خنديد و گفت غره مشو

 

زان که چون من فزون و چون تو بسي است

 

هر چه را مي‌پزند، خواهد پخت

 

چه تفاوت که ماش يا عدسي است

 

جز تو در ديگ، هر چه ريخته‌اند

 

تو گمان مي‌کني که خار و خسي است

 

پروين اعتصامي


 

اولين نقطه‌اي که از مرکز کائنات گريخت

 

و بر خلاف محورش به چرخش در آمد، سر من بود!

 

حسين پناهي


نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات