الرسالة الاجوابية في الهارت و الپورت الجوجة الشيخ الاماراتي
محرمانه مستقيم

الرسالة الاجوابية في الهارت و الپورت الجوجة الشيخ الاماراتي

نویسنده : سيد محسن اسدي

قصه ما اين روزها شده مثل آدمي که بچه‌هاي توي کوچه زدند شيشه خانه‌اش را شکسته‌اند، آن وقت به جاي اين‌که آن بچه‌ها خجالت بکشند و متواري شوند، باز رفته‌اند يک بزرگتر قالتاق‌تر را هم آوردند ادعاي خسارت هم مي‌کنند! حالا شما مي‌توانيد فرض کنيد آن بچه‌ي بازي گوش همان برادران‌(!) اماراتي و آن بزرگتر قالتاق اتحاديه عرب است. اين‌قدر که اين قضيه مسخره است شايد تمثيل بالا پر بي راه نباشد. رئيس جمهور کشور به درستي به يکي از مناطق مرزي سفر مي‌کند، آن وقت جوجه وزيري در کشوري ديگر به قدمت 40 سال، فرياد مي‌زند که آآآآآآآي به خاک سرزميني ما تجاوز شده و ما آن را محکوم مي‌کنيم! از اين طرف هم که قربانشان بروم يک صداهاي ضعيفي بلند شد که به سختي شنيده مي‌شد. شايد هم مسئولان وزارت خارجه اين‌قدر اين جوجه وزير اماراتي را ريز ديده‌اند که زحمت پاسخ دندان شکن به خودشان نداده‌اند. ا... اعلم. اما ما حيف ديديم اين چند نکته را به اين شيوخ تازه سر از تخم درآورده و بزرگتر قالتاق‌شان (اتحاديه عرب) يادآور نشويم:

 

1. جنابان اتحاديه عرب که بيانيه‌ مي‌دهند و رگ غيرتشان باد کرده است و تهديد مي‌کنند و فرياد مي‌کشند، در روزهاي جنگ 22 روزه و 33 روزه که به خاک دو کشور عربي توسط يک کشور کفر حمله شده بود، کجا بودند؟ رگ غيرتشان براي سرزمين مردم عرب که هيچ، براي خون‌هايشان چرا بالا نزد؟ وقتي ناموس عرب، بي پناه در سوگ همه خانواده‌اش اشک مي‌ريخت و به دست صهيونيستي به اسارت مي‌رفت، اين مدعيان غيرت(!) خونشان به جوش نيامد؟ وقتي بمب‌هاي خوشه‌اي و فسفري روي سر مردم عرب مي‌ريخت، دستشان مي‌شکست که يک بيانيه بدهند؟ شايد جنس عرب‌ها با هم فرق دارد! شايد هم خودشان بمب ها را داده بودند به آن کافر متجاوز!

 

2. شيوخ اماراتي بدانند که اگر اين روزها به خاطر سکوت ايران بد رقصي مي‌کنند و جوابي نمي شنوند، هول برشان ندارد که ما هم کسي هستيم، خير! شما همان حکومتي هستيد که به زر و زور و تزوير انگليسي ايجاد شديد و با غارت نفت مردم امارات بر آن‌ها حکم مي‌رانيد و مثل بقيه «آل»‌هاي مرتجع منطقه محکوم به رفتنيد، حالا اسمتان شيخ است يا امير است يا پادشاه است يا رئيس و يا هر اسم مضحک ديگر فرقي ندارد، شما يک «آل» انگليسي هستيد با مشتي ادعاهاي واهي و پوچ، حتي نقشه‌هاي دريايي همان ارباب انگليسي هم ادعاهاي شما را رد مي‌کند.

 

3. مي‌دانيم شما در حال حاضر مأمور به اجراي دستور هستيد و الحق هم خوب از عهده اين کار بر آمده‌ايد! ولي حواستان باشد که «فعلا» تنور درگيري صاحبتان با ايران به نفع شما گرم است وگرنه شما آن‌قدر ضعيف هستيد که بدون صاحبتان جرأت گفتن کلمه ايران را نيز نخواهيد داشت. حتي اگر موشک‌هايتان فرانسوي باشد، هواپيماهايتان آمريکايي باشد، سيستم ضد موشکي روسي خريده باشيد، هزار و يک جزيره مصنوعي براي توسعه حريم آبي‌تان درست کنيد، برج و بارو کنار ساحل‌هايتان علم کنيد و... باز هيچ نداريد، چون هويت نداريد! اين‌ها را هم از صدقه سري همان صاحبتان داريد. مراقب باشيد که نه هميشه اين تنور گرم است و نه اين صاحب هميشه قدرتمند مي‌ماند. پس لطفا به اندازه وسعتتان حرف بزنيد!

نظرات کاربران
کد امنیتی