فرصتي که نبايد از دست داد
پايان‌نامه

فرصتي که نبايد از دست داد

نویسنده : سعيد برند

خيلي وقت پيش‌ها يک ايميلي براي من آمد که سعي داشت نشان دهد گاهي اوقات "زمان" چقدر مي‌تواند براي ما آدم‌ها ارزشمند باشد، در حالي که ما زماني قدر فرصت‌ها را مي‌دانيم که آن را از دست داده‌ايم.

 

در بخشي از آن ايميل نوشته بود: قدر 10 سال را يک زنداني مي‌داند که 10 سال را پشت ميله‌هاي زندان سپري کرده است، قدر 4 سال را يک دانشجو مي‌داند که نتواسته درسش را تمام کند، قدر يک سال را آن دانش آموزي مي‌داند که پشت کنکور مانده است، قدر 9 ماه را يک مادر مي‌داند، قدر يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي‌داند، قدر يک روز را يک کارگر روز مزد که کاري گيرش نيامده مي‌داند، قدر چند دقيقه را کسي مي‌داند که از پرواز جا مانده است و قدر چند صدم ثانيه را کسي مي‌داند که در مسابقات دو و ميداني نفر دوم شده است...

 

***

 

امشب ما -زمينينان- ميزبان هستيم، ميزبان خواب را به چشمانش راه نمي‌دهد، چشماني که قرار است به استقبال واژگان نور بروند، ميزباني از فرشتگان و روح.

 

امشب همان شبي است که مي‌توان ره صد ساله را در آن طي کرد، با "نردبان دعا" که مرا مي‌خواند.

 

امشب شبي است براي شست و شوي يک عمر سياهي، با باران رحمت الهي که مي‌بارد.

 

***

 

قرآن اندازه شب قدر را از هزار ماه بهتر دانسته است، "ليله القدر خير من الف شهر".

 

هزار ماه با رقم و اندازه‌هاي خداوند که شايد با حساب وکتاب ما جور در نياد. "و ماادراک ما ليله القدر"

 

شايد اکنون قدر و منزلت واقعي شب قدر را فقط کساني مي‌دانند که امسال ديگر نمي‌توانند قرآن به سر بگيرند و ناله سر دهند:

 

" سبحانک يا لا اله الا انت، الغوث، الغوث، خلصنا من النار يا رب"

نظرات کاربران
کد امنیتی