در روز خبرنگار قرعه به نام سعيد برند خورد!

در روز خبرنگار قرعه به نام سعيد برند خورد!

نویسنده : مجيد حسين زاده

سه شنبه‌اي که گذشت روز خبرنگار بود، به همين دليل تصميم گرفتيم به مناسبت اين روز به جاي اين‌که به يکي از مخاطبان‌مان زنگ بزنيم، به کسي زنگ بزنيم که هم خواننده جيم است و هم خبرنگار آن! تلفن را برداشتيم و به سعيد برند زنگ زديم و از او خواستيم که با ما به يک گپ‌و‌گفت بنشيند. او ابتدا گفت : "چرا من!؟ خيلي‌هاي ديگر هم هستند" اما چون ما زورمان زياد بود، درخواست ما را رد نکرد و بالاخره قانع شد تا روي صندلي گفت‌و‌گو با ما بنشيند.

 

چه‌طور خبرنگار شديد؟

 

يک تئاتري در دانشگاه ما اجرا مي‌شد که من کارگردانش بودم و بخش‌هايي از آن طنز بود. آن موقع چند شماره از جيم چاپ شده بود. آقاي عسگري (مدير اجرايي اسبق جيم) که يکي از دوستان من بود، به من گفت که اگر بخواهي مي‌تواني براي همکاري با هفته‌نامه جيم درخواست بدهي و من هم اين‌گونه وارد جيم شدم.

 

زماني که بچه بوديد، دوست داشتيد چه کاره شويد؟

 

دوران دبستان دوست داشتم جراح قلب شوم.

 

خب چرا جراح نشدي؟

 

کلا يادم رفت! بزرگتر که شدم، دوست داشتم پليس آگاهي بشوم، شايد جالب باشد که بدانيد در آزمون استخدامي پليس هم شرکت کردم و قبول شدم ولي بعدش به دلايلي نرفتم.

 

در چه رشته‌اي تحصيل کرديد؟

 

کارشناس آمار هستم.

 

چرا رشته تحصيلي‌تان با شغل خبرنگاري‌تان ناهماهنگ است؟

 

چون الان همه چه هماهنگ است گفتيم اين يکي ناهماهنگ باشد، دور هم يه صفايي بکنيم!

 

معدل آخرين ترم دانشگاه‌تان چند بود؟

 

من دانش‌آموز زرنگي بودم. معدل ديپلم من در رشته رياضي 18 و خرده‌اي بود. همه به من مي‌گفتند "تو جزو ده نفر اول کنکور هستي!" منم شب کنکور به جاي درس خواندن يا استراحت، نشستم و تا صبح داستان مي‌نوشتم. چون مطمئن بودم جزو ده نفر اول کنکورم! بعد سر جلسه ديدم که هيچي از اين سوال‌هايي که پرسيدند را بلد نيستم!

 

اين همه گفتيد که ما را بپيچانيد و معدل ترم آخرتان را نگوييد!؟

 

معدل ترم آخرم تقريبا 15 بود.

 

اولين قدم براي حرفه‌اي شدن در حوزه خبرنگاري چيست؟

 

من خودم را خبرنگار حرفه‌اي نمي‌دانم ولي به نظرم بايد خوب ببينيد. قبل از اين‌که خوب بنويسيد بايد موضوعات و چالش‌هاي اطرافش را خوب ببينيد.

 

دوست داريد در خبرنگاري به کجا برسيد؟

 

به جايي نمي‌خواهم برسم! همين‌جا که هستم خوب است. مي‌خواهم هميشه خبرنگار بمانم. هدفم اين است که مشکلات مردم را به گوش مسئولان برسانم و يا وقتي طنز مي‌نويسم بتوانم ديگران را شاد کنم.

 

کجاي خبرنگاري شغل سختي است؟

 

البته يک بار در جيم درباره سختي‌هاي کار خبر نوشتم، ببينيد وقتي يک مسئول نمي‌فهمد که مخاطبش آن خبرنگار نيست بلکه ميليون‌ها نفر از مردم‌اند ولي به جاي اين‌که پاسخ خبرنگار را بدهد او را متهم مي‌کند به هزار تهمت، خيلي سخت است! و يا وقتي نمي‌تواني حرف مردم را بزني و آن‌ها بي‌خبر از همه جا تو را متهم مي‌کنند به هزار و يک تهمت، اين‌ها مصائب واقعي يک خبرنگار است وگرنه ساعات زياد کاري، حقوق کم، استرس و... در خيلي از مشاغل ديده مي‌شود.

 

يک شغل بگو که از خبرنگاري سخت‌تر باشد؟

 

به نظرم حال و روز طنزنويس‌ها بدتر است، همه توقع دارند وقتي يک مطلب طنز مي‌خوانند از خنده روده‌بر شوند. سخت بودن کار يک طنزنويس اين نيست که مثلا خودش دنيايي از مشکلات دارد ولي بايد يک جماعت را بخنداند آن هم نه با تعريف کردن يک جوک بلکه با بيان ظريفانه يک مشکل، به نظر من سختي کار طنز‌نويس اين است که او نمي‌تواند با هيچ قشري يا مسئولي شوخي کند! درک طنز جامعه پايين است، بايد ياد بگيريم طنز - البته طنز درست و حسابي - تهمت و افترا نيست.

 

از جيم‌درشهرهاي‌تان براي‌‌مان بگوييد؟

 

جيم‌درشهر که کلا خاطره است. از دستگير شدن و رفتن به بازداشتگاه بگيريد تا...! در "جيم درشهر" نابينا، به عنوان يک نابينا رفته بودم در يک مانتو فروشي. گفتم آقا من يک مانتو ساده و مشکي مي‌خواهم براي خانمم. فروشنده هم يک مانتو سبز زق، که هشت‌تا جيب داشت براي من آورد. بعد من بهش گفتم آقا اين جيب ندارد؟ سگگ ندارد؟ گفت نه آقا خيالت راحت!

 

قلم سعيد برند با قلم‌ بقيه نويسنده‌ها چه فرقي دارد؟

 

من خودم خيلي به اين قائل نيستم که قلم من با بقيه فرق مي‌کند، اين لطف مردم است. شايد هم، چون مطالب من دلي است لاجرم بر دل مي‌نشيند.

 

فلسفه اين انگشتر "حديد"ي که دست‌تان مي‌کنيد چيست؟

 

دوستش دارم، احساس خوبي به من مي‌دهد.

 

جيم براي سعيد برند يعني چه؟

 

جيم براي من يک دوست واقعي است. من اصلا به عنوان يک کار به جيم نگاه نمي‌کنم، چون من با جيم بزرگ شدم.

 

يک جمله به اميرسعيد صبا؟

 

توصيه‌ مي‌کنم موقع نوشتن فقط از دستش استفاده نکند، گاه گاهي از فکرش هم استفاده کند بد نيست!

 

يک خاطره از جيم براي‌مان مي‌گوييد؟

 

زماني که جيم 8 صفحه بود، يک صفحه به مصاحبه با ورزشکاران يا هنرمندان سينما و تلويزيون اختصاص داشت، روزهاي اولي بود که با جيم همکاري مي‌کردم و بسيار لنگ يک مصاحبه بودم، تلفن را برداشتم و به رضا عطاران زنگ زدم، بنده خدا گفت من که الان هيچ کاري در سينما يا تلويزيون در حال اکران ندارم چرا با من مي‌خواهيد مصاحبه کنيد؟ من هم صادقانه گفتم راستش صفحه‌ام خالي‌است و بازيگر ديگري را هم گير نياوردم، سپس خود ايشان شماره مدير برنامه‌هاي مجيد صالحي و رضا شفيعي‌جم را در اختيارم گذاشت تا با آن‌ها مصاحبه کنم!

 

بهترين فرد در زندگي سعيد برند کيست؟

 

من هر که را بگويم بايد امشب بيرون از خانه بخوابم! (آقا سعيد هنوز در دوران عقد به سر مي‌برد.)

 

اگر شما دبير هفته‌نامه جيم مي‌شديد، اولين تغييري که ايجاد مي‌کردي چه تغييري بود؟

 

بعد از اخراج دوست عزيزم صبا، يک مقداري طنز جيم را بيشتر مي‌کردم.

 

سوال آخر را شما از من بپرس؟

 

خب ديگه چه "خبر"؟!

 

از سال 86 وارد فعاليت رسانه‌اي شده‌ام.

 

سابقه خبرنگاري من به تعداد انگشتان

 

دست يک نوزاد هم نمي‌رسد.

 

الان که هيچ ورزشي انجام نمي‌دهم

 

ولي قبلا ورزشکار بودم.

 

مي‌گويم به شرطي که نخنديد:

 

بدن‌سازي!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به چند کتاب محبوب که همیشه جزو پرفروش‌های بازار کتاب هستند

فرمانروایان واقعی کتاب‌فروشی‌ها

٩٦/٠٩/٢٣
NFC فناوری جدیدی که ترند حال و هوای تکنولوژی کشورمان شده

#Near_Field_comunication

٩٦/٠٩/٢٣
چهره هفته

جو سحر قریشی نگیردمان!

٩٦/٠٩/٢٣
سحر مصیبی، کارگردان مستند «صفر تا سکو» در گفت وگو با جیم

در زندگی خواهران منصوریان غیر ممکنی وجود ندار

٩٦/٠٩/٢٣
جارچی

جارچی 516

٩٦/٠٩/٢٣
شاخ هفته

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/٢٢
یادداشت

مربی تایلندی نباشیم

٩٦/٠٩/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 516

٩٦/٠٩/٢٣
چاپ‌های متعدد و استقبال از «ملت عشق» برای چندمین بار این سوال را مطرح می‌کند که؛ چطور رمان‌های متوسط این

رُمان با لایک اضافه

٩٦/٠٩/٢٣
کافه جهان نما

به پایان آمد این کافه...

٩٦/٠٩/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 516

٩٦/٠٩/٢٣
شگرد

آموزش اتصال به مودم wifi بدون نیاز به رمز عبور

٩٦/٠٩/٢٣
شبکیه

جنجال سه بُعدی کاسبان تحریم

٩٦/٠٩/٢٣
مواجهه با یک مدل متفاوت زندگی در مصاحبه با محمدرضا شاه‌پسند، یک گردشگر ایرانی

جهان دیدن به از جهان خوردن

٩٦/٠٩/٢٣
یادداشت

دلم برای پدیده می‌سوزد

٩٦/٠٩/٢٣
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و کاهش تعطیلات تقویمی

٩٦/٠٩/٢٣
یادداشت

چطور برخی ناشران ما را دور می‌زنند؟

٩٦/٠٩/٢٣
کوتاه درباره رمان «ملت عشق» و دلایل محبوبیت آن

رمانی با رگه‌های سریال ترکی

٩٦/٠٩/٢٣
درباره موفقیت‌های سرمربی کروات با پرسپولیس که بعضا برآمده از ویژگی‌های شخصی و اخلاقی اوست

برانکو بَلَدوویچ!

٩٦/٠٩/٢٣
دات کام

مهراب قاسمخانی هستم، دو ماهه پاکم!

٩٦/٠٩/٢٣
تبلیغات