اندوهِ جنگل ارواح جيغ‌زن
جاكتابي

اندوهِ جنگل ارواح جيغ‌زن

نویسنده : زهير قدسي

نقاطي در دنيا هست که ما فقط اسمي از آن شنيده‌ايم و خيلي حساس باشيم مي‌دانيم در کدام کشور يا قاره است و چه مدل آب‌و هوايي دارد! يا نهايتا در فلان زمان فلان جنگ در آن روي داده... همين! خيلي هم که بشر دوست باشيم دلمان براي مردم بخت برگشته‌اش که در آن جنگ قتل عام شده‌اند مي‌سوزد. مثل هيروشيما! مثل ويتنام! مثل فلسطين! اما هيچ‌گاه اندوه انساني پشت اين رويد‌اد را درک نمي‌کنيم. ياد آن جمله رعب‌انگيز و تکان‌دهنده "هانس ماگنوس" در مقاله "نگاهي به جنگ‌هاي داخلي" ‌افتادم که نوشته بود: "انسان‌ تنها گونه‌اي است که با برنامه، شوق، علاقه و در ابعاد گسترده براي قتل هم‌نوع خود طرح مي‌ريزد، جنگ از عمده‌ترين ساخته‌هاي اوست."

 

اما ويتنام! آن گوشه‌اي از دنيا که همه مي‌دانند زماني با ‌سربازان آمريکايي دست و پنچه نرم کرده و آمريکا به خاطر جلوگيري از اشاعه کمونيسم چه آتشي که بين ويتنام شمالي و جنوبي نسوزانده. خيلي عجيب است! اين هم از مظلوميت مضاعف ملتي است که پس از 16 سال جنگ در خاک خود و کشته شدن بيش از 4 ميليون ويتنامي در شمال و جنوب در برابر تنها 58000 آمريکايي، تاريخ‌اش را همان سرباز آمريکايي بنويسد و در تمام کتاب‌ها و فيلم‌هايش مظلوميت و مصائب و زجرهاي سربازان آمريکايي به تصوير کشيده شود. بدترين ظلم به ملتي کتمان مظلوميت آن است و بدتر از آن وارونه جلوه دادن آن!

 

"بائو نينه"، نويسنده رمان "اندوه جنگ" که به گفته منتقدان "اولين اثري است که از منظر نيرو‌هاي ويتنامي به جنگ نگاه مي‌کند"، در 17 سالگي وارد ارتش شد و در شمار ده تني بود که از ميان 500 نفر تيپ بيست و هفتم جوانان که در 1969 به جنگ اعزام شدند جان سالم به در برد. شايد اين حضور طولاني در جنگ و لمس درد‌هاي عميق جنگ از نزديک، رمان او را بي‌نهايت باور پذير و تلخ کرده است. اگر چه او ادعايي ندارد که همه وقايع رمان را بر اساس واقعيت نوشته اما نمي‌توان اندوه جاري در داستان را تنها زائيده ذهن نويسنده دانست. "نينه" در اندوه جنگ، يک سرباز ويتنامي سرخورده را به تصوير مي‌کشد که زندگي او تجسمي است از همه ضربات مهلک جنگ بر پيکره روح انساني اجتماع، همان که عوارض جنگ مي‌نامندش، رواني، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي... و بدتر از همه مرگ باورهاي انساني و عاشقانه.

 

"...آن‌چه که باقي مي‌ماند اندوه بود، اندوهي عظيم، اندوه زنده ماندن، اندوه جنگ. اما براي هوآ و بي‌شمار هم‌رزمان عزيز او، سربازان عادي بي‌نام ونشان، آن‌ها که براي ديگران و براي ويتنام از خود گذشتگي کردند، نام ويتنام را سرافراز کردند و تصوير زيبايي براي مقاومت ترسيم کردند، جنگ چيزي نبود جز واقعه‌اي وحشتناک و وحشيانه."

نظرات کاربران
کد امنیتی