شب بي‌نهايت‌ها
محرمانه مستقيم

شب بي‌نهايت‌ها

نویسنده : حامد نادري راد

امشب فرشتگان و روح به زمين مي‌آيند تا صدا بزنند: اي مردم! آيا از شما کسي هست که بخواهد پروردگارش همه گناهانش را بيامرزد؟ امشب هزار، هزار مي‌آيند تا بالهايشان را پهن کنند براي کسي که خدايش را بخواند. امشب چهار ستون عالم غرق نور مي‌شود، نور بر روي نور، امشب همه جا صف تشکيل مي‌شود، صف همه کساني که به وعده پروردگارشان ايمان دارند. امشب همگان را براي نگريستن به ملکوت دنيا، به بي‌نهايت بي‌نهايت‌ها دعوت مي‌کنند و سؤال مي‌کنند: "آيا در ملکوت آسمانها و زمين و هر چيزى که خدا آفريده است، نگاه نکرده‌اند؟"(1)

 

مي‌گويند وقتي بنده‌اي هشت بار از ته قلبش بگويد: "يا ارحم الراحمين" خداوند يک بار لبيکش مي‌‌گويد، اما اگر يک بار بگويد: "يا اله العاصين"(2) هنوز تمام نشده، ندا مي‌آيد بنده من، بيا و در صف آمرزش خواهان بايست.

 

و تو امشب مي‌روي يک‌سال‌ات را تقدير کني، مي‌روي فقرت را به غنا بدل کني، مي‌روي سيئات بدهي و حسنات باز گيري، مي‌روي حال بد را با حُسن حال عوض کني، مي‌روي تا بعد از شب آرزوها در شب بي‌نهايت‌ها قدم بزني.

 

مي‌گويي: خداي من! مولاي من! آقاي من! اي صاحب تنم، من آمده‌ام با بدن نحيفم، با پوست نازکم، با استخوان‌هاي نرمم، با قلب غبار گرفته‌ام، با دل مريضم، با نفس‌هاي به شماره‌ افتاده‌ام، با عقل مغلوب شده‌ام، با عصيان‌هاي نهانم، با گناهان آشکارم، با ستم‌هاي بسيارم، با عبادت‌هاي اندکم، با آرزوهاي بلندم، با شکرهاي کوچکم، با پشيماني از گذشته‌ام، با اميد به آينده‌ام، که اي پروردگار من! من ايستاده‌ام در مقابلت مانند کسي که ديگر هيچ راهي برايش نمانده، به هيچ کسي اعتماد ندارد و اميدش به غير تو نااميد شده، بنده‌اي که گناهانش بزرگ و بسيار است و روزگار به او پشت کرده و عمرش را در دوري از تو گذرانده و هنگامي که فرصت‌ها را از دست رفته ديده، با پشيماني و ناله رو به سوي تو آورده و با صدايي سوزناک و آهسته تو را خوانده در حالي که از شدت تواضع و فروتني در مقابل تو قامتش خميده شده و از ترس مقام تو پاهايش به لرزه افتاده و در حالي که اشک چهره‌اش را فرا گرفته تو را صدا مي‌زند و مي‌گويد: "اي خداي گناهکاران، اي خداي گناهکاران، اي خداي گناهکاران"

 

و او خواهد گفت: بخوان مرا! بخوان تا لبيک بگويم، بنده من!(3)

 

----------------------------------

 

1) أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ ( سوره اعراف – آيه 185)

 

(2) اي خداي گناهکاران

 

3) وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ (سوره غافر- آيه 60)

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠