همسرسابقي‌که هنوز هست، جزو خط قرمزهاست
مونا فرجاد مي‌گويد کتي يک زن مغرور و متکبر است

همسرسابقي‌که هنوز هست، جزو خط قرمزهاست

نویسنده :

اگر مشتري پروپا قرص ساختمان پزشکان باشيد به طور قطع با دو شخصيت نازنين وکتي آشنايي داريد و مي‌دانيد که بين اين دو نفر چه خبرهايي هست. «فرناز رهنما» و «مونا فرجاد» با ما از نقشي که داشته‌اند و دوستي‌هايي که دارند مي‌گويند...

ارتباطتان با نازنين سريال ساختمان پزشکان چطور است؟

کتي يک زن مغرور و متکبر است که فقط خودش را قبول دارد. به نظر خودش بهترين و ايده‌آل‌ترين آدم است. از همه بيشتر مي‌فهمد و هيچ‌کس نيست که در حد و‌اندازه فهم و کمالات او باشد. در مورد نازنين هم بالاخره چون مريضش بوده، يک مقدار به چشم حقارت به او نگاه مي‌کند. سواي اين‌که يک حسادت زنانه هم نسبت به او دارد. بالاخره همسر سابقش الان دارد با نازنين زندگي مي‌کند. هر وقت نازنين را مي‌بيند، دوست دارد يک جورهايي به او آتش بزند و به او بفهماند که ببين من چقدر از تو بالاتر و بهتر هستم. تو اصلا در مقابل من عددي نيستي ولي ارتباط مونا فرجاد و فرناز رهنما يک همکار و يک دوست خيلي خوب است و من خوشحال شدم که در اين پروژه براي اولين بار با هم کار کرديم و با ايشان آشنا و دوست شدم.

شما قبلا هم با آقاي صحت کار کرده بوديد؟

خير، با من تماس گرفتند و گفتند يک نقش بزرگ‌تر از خودت بازي مي‌کني؟ گفتم: «نمي‌دونم، بايد فکر کنم.» گفت نقشي داريم که به نظرم فيزيک و صداي تو به آن نقش نزديک است. خيلي خوب است که اين نقش را بازي کني، فقط بايد کمي بزرگ‌ترت کنيم. گفتم: «اگر نقش خوبيست باشه، ميام.» رفتم دفترشان و يک نماي کلي از سريال ساختمان پزشکان را برايم توضيح دادند. همان ابتدا متوجه شدم که اين نقش شامل مميزي‌ها و خط قرمزهاي سازمان مي‌شود. زن اولي که هنوز در زندگي حضور دارد. ولي گفتند نه، نقش خيلي جذابي است و به من لطف داشتند و گفتند: مي‌تواني به جذابيت اين نقش اضافه مي‌کني.

خودتان اين شخصيت را دوست داريد؟

بله به نظرم جالب است. چون تا به حال چنين شخصيتي که اين‌قدر بدجنس، مغرور و متکبر باشد، را بازي نکرده بودم، به نظرم تجربه متفاوت و جالبي بود.

جايگاه کتي بين مردم چگونه است؟

مردم اين شخصيت را دوست دارند. چندين بار از طرف دوستانم برايم پيامک آمده که: «مونا تو چرا اين‌قدر لج آدم رو در مياري. آخه تو چرا اين‌قدر فضولي. چي‌کار داري به زندگي مردم. چرا مدام مياي مي‌گي پولمو بده، مهريه‌مو بده. چرا اين نازنين بدبخت را اين‌قدر اذيت مي‌کني.» همين به نظرم اتفاق خوبي است. يعني مردم مرا در اين نقش پذيرفته‌اند و اين به نظرم جذاب است.

کار بعديتان؟

در يکي از سريال‌هايي که قرار است ماه مبارک رمضان از شبکه 5 پخش شود؛ من و کاوه خداشناس در يکي از اپيزودهايش بازي کرديم. فعلا هم که منتظر پيشنهادهاي خوب کاري هستم.

در جايي گفتيد که اگر پدرم نبود بازيگر نمي‌شدم، درست است؟

بله، اولين باري که من جلوي دوربين رفتم و بازي کردم، پدرم آن کار را کارگرداني مي‌کردند. بعد هم که به بازي ادامه دادم به واسطه اين بود که پدرم در اين حرفه حضور داشتند. من خيلي کارشان را دوست داشتم و هميشه سر صحنه‌هاي فيلم‌برداري با ايشان مي‌رفتم. ديدنش برايم جذاب بود. من اقتصاد نظري خواندم و ليسانسم را از اين رشته گرفتم. ولي تصميم گرفتيم شغلي که براي خودمان انتخاب مي‌کنيم بازيگري باشد و اين واقعا به خاطر وجود پدرم بوده است. شايد اگر پدرم يک دکتر يا مهندس بود من هيچ وقت به فکرم خطور نمي‌کرد که بازيگر شوم.

صرفا علاقه بود يا پولش هم براي‌تان اهميت داشت؟

نه واقعا علاقه بود. من مي‌دانم بعضي‌ها مي‌گويند: «واي خوش به حالتان، چقدر پول‌هاي خوبي مي‌گيريد.» ولي چيزي که در کار ماست اين است که نمي‌دانيم چند ماه در سال سر کار هستيم. چقدر بيکاريم. نمي‌دانيم چه نقشي را قرار است بازي کنيم. فکر نمي‌کنم هيچ شغلي داشته باشيم که 17-16 ساعت سر کار باشند. وقتي ما يک ظهر مي‌رويم 8 صبح برمي‌گرديم، شهرستان رفتن، کوير، سرما، گرما، اين‌ها دغدغه‌هاي مضاعفي است که داريم. آن رقم‌هاي نجومي هم که خيلي از مردم فکر مي‌کنند، بازيگران دستمزد مي‌گيرند اين‌طور نيست! حالا در مورد بعضي آدم‌ها بله وجود دارد. اما در مورد اکثر قريب به اتفاق بازيگران چنين چيزي نيست.

کدام يکي از نقش‌هايي که بازي کرديد بيش از همه دوست داشتيد؟

من فکر مي‌کنم هر نقشي که آدم بازي مي‌کند يک جورهايي مثل بچه‌اش مي‌ماند. همه‌شان را دوست دارم. حالا بعضي‌هايشان قابل توجه‌تر هستند. نمي‌گويم همه‌شان عالي بودند. من نقش زن 37-36 ساله که بچه‌اي داشته و بچه‌اش را در يک گروگان گيري مي‌دزدند و در آخر اين مادر مي‌ميرد قبلا يک‌بار بازي کردم. نقش يک دختر 18 ساله را بازي کردم که به خاطر دانشگاه از خانه پدري فرار مي‌کند. اگر بخواهم به جز ساختمان پزشکان يک چيز مشخصي را بگويم، کاري بود که با آقاي سيروس الوند انجام دادم، اسم اپيزود «مونا» بود که آن را خيلي دوست داشتم.

از فضاي کاري‌تان که خارج شويم دوست دارم بپرسم تا حالا مشهد آمديد؟

بله، براي اولين بار چند ماه پيش به مشهد آمدم.

رابطه‌تان با امام رضا(ع) چطور است؟

يک چيزي هست که مي‌گويند نطلبيده و طلبيده. تا حالا امام رضا(ع) مرا نطلبيده بودند. شنيده بودم هر کس براي اولين بار به مشهد برود، هر دعاي خيري که داشته باشد برآورده مي‌شود، خوب من هم که در تب و تاب اين بودم که زودتر به مشهد بيايم. من‌ که خودم اعتقادات مذهبي شديدي دارم، خيلي برايم جذاب بود. در خيابان امام رضا که بودم از همان دور ناخودآگاه اشک‌هايم جاري شد. خوب من هم که خيلي دوست داشتم بيايم و واقعا برايم اتفاق خوبي بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی