مرغ‌مهاجر به روايت خواهر
جاكتابي

مرغ‌مهاجر به روايت خواهر

نویسنده : علي نيك فرجام

اول ارديبهشت ماه سال جاري، مصادف بود با سي و سومين سالروز درگذشت سهراب سپهري و اين روز بهانه‌اي شد تا به مرور کتابي درباره زندگي او بپردازيم که از قلم و منبعي منحصربه‌فرد بهره برده است. کمي پس از فوت سهراب، خواهرش پريدخت سپهري تصميم گرفت خاطراتش از برادر را در قالب کتابي منتشر کند، کتابي که پس از آماده‌سازي «سهراب، مرغ مهاجر» نام گرفت. پريدخت در اين کتاب کوشيده است تا با زباني صميمي و خانوادگي، آن‌چه را از کودکي و نوجواني تا ميانسالي سهراب به‌خاطر دارد به ياد آورد.

 

بخش اعظمي از ابتداي کتاب اختصاص به دوران کودکي سهراب دارد، زماني که او و خانواده‌اش در کنار عموها، پدربزرگ و مادربزرگ در باغ اجدادي زندگي مي‌کردند، تصويرسازي روياگونه پريدخت از زندگي خانوادگي در اين باغ، به خواننده‌اي که فقط با زندگي دوران جواني و ميانسالي سهراب آشنايي دارد؛ مي‌فهماند که سهراب هميشه اين‌طور آرام و بي‌سروصدا نبوده و به‌قول پريدخت: «بازيگوش‌ترين پسر فاميل بوده و کم‌خطرترين تفريحش، بالانس زدن در لبه پشت بام بوده است».

 

پريدخت در جاي‌جاي اين کتاب با اشاره به روحيه آرام برادرش از شوخ‌طبعي وي نيز سخن گفته و آخرين صفحه کتابش را به چاپ نامه‌اي از سهراب اختصاص داده که از نيويورک براي او ارسال کرده است. ميانه کتاب شرح زندگي سهراب است از جواني تا ميانسالي، زماني که او در نقاشي به مراحل قابل توجهي رسيده بود و در محافل هنري نامي از او شنيده مي‌شد. با اين حال پريدخت اشاره کرده است که سهراب اهل مطرح شدن در نشريات نبود و اين انزواطلبي و حجب و حيا بيش از حد او، يکي از بزرگ‌ترين انتقادهايي بود که اطرافيان به وي داشتند. از نکات جالب توجه اين کتاب، نامگذاري هر فصل با توجه به محتوا و براساس نام يکي از شعرهاي سهراب است که با دقت و وسواس خاصي انتخاب شده‌اند.

 

سهراب تنها بچه‌اي بود که مي‌توانست از تمام درختان تنومند باغ، فرز و چابک در چشم به هم زدني بالا برود. هروقت روي درختان توت شميراني مي‌رفت، ما را که قادر به بالا رفتن نبوديم، وامي‌داشت تا با چنين جمله‌اي از او بخواهيم تا درخت را بتکاند: «آقاي سهراب خان سپهري، اگر شاخه تکاندني هست، تکان بفرماييد!» او بلافاصله لگدي به شاخه مي‌زد و مي‌گفت: «ممنون ميل بفرماييد!».

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦
جارچی

جارچی 499

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات