يک خليج و... اين همه ماجرا...
خليج‌فارس در طول تاريخ، شاهد ناملايمات زيادي بوده است که برخي از مهم‌هايش را از نظر مي‌گذرانيم

يک خليج و... اين همه ماجرا...

نویسنده : الهام-يوسفي-مينا چوپاني

خليج باستاني


ايران پيش از هخامنشيان، دست کمي از جگر زليخا نداشت! تمدن‌ها و حکومت‌هاي کوچک و بزرگ سبيل به سبيل نشسته بودند به حکمراني و بدجور هم چشم طمع به خليج داشتند. دليلش هم مثل روز روشن بود؛ تجارت و راه دريايي که پارس را به چين و ماچين وصل مي‌کرد و لقمه چرب و نرمي به نظر مي‌آمد، درست مثل امروز. اما خليج به هيچ تمدني وفا نمي‌کرد، هنوز اين يکي به دستش نياورده، ديگري گوي سبقت را مي‌ربود و هنوز اين يکي طعمش را زير دندان نياورده، آن يکي لقمه را از دستش مي‌قاپيد. تا اين‌که سر انجام دري به تخته‌اي خورد و کوروشي پيدا شد و امپراتوري يک‌دست و پرزوري را بر پا کرد. از آن پس حکومت‌هاي خرده‌پا تصميم گرفتند دندان طمع‌شان را از ريشه بکشند. بعد از آن بود که تاجداران پارسي به‌طور رسمي وارث خليج شدند و زدند به کار تجارت و تا مي‌توانستند منطقه را شکوفا کردند!

 

خليجي که عرب نشد


اعراب که آمدند خليج‌ پارس هم به قلمروشان گره خورد. اگرچه هم‌چنان نامش پارس (عجم) ماند و فاتحان هم نه ميلي به تغيير نامش داشتند و نه ضرورتي ‌مي‌ديدند براي اين شيوه کارهاي عجيب و غريب (البته بر خلاف اسلاف‌شان)! با وجود تسلط اعراب هم‌چنان دريانوردان ايراني بر آن قايق مي‌راندند و اعراب کنار دست‌شان مشق مي‌کردند. اين روزگار هم البته گذشتني بود و قدرت خلفاي عرب با شکل‌گيري سلسله‌هاي ايراني رو به زوال رفت اگر چه در بود و نبود ايشان هم‌چنان خليج از آن ايرانيان باقي مانده بود. مغول‌ها هم که آمدند خليج هم‌چنان، خليج‌فارس ماند و به خليج مغولي يا خليج تيموري تغيير نام نداد. اما مملکت درگيرتر ازآن بود که فرصت بهره بردن از مواهب خليج را بيابد.

 

دردسرهاي نادر و کريم


با ورود افاغنه به ايران، از آن‌جا که در حمله اقوام بيگانه امتياز مفت خيرات نمي‌کردند، بساط تجارتخانه‌هاي دولت‌هايت‌هاي خارجي برچيده شد. نادرشاه در ايام هرج‌ومرج، خليج‌فارس را هم آرام کرد. او پس از سرکوبي افاغنه، کمر همت بست براي ايجاد نيروي دريايي و علي‌رغم ناز و اداهاي هلندي‌ها و انگليسي‌ها با زور هم که شده چند کشتي تهيه کرد. اما باز هم همان قصه هميشگي تکرار شد؛ کشتي بود ولي دريانورد نبود! نادر مجبور شد از انگليسي‌ها، هلندي‌ها، اعراب و بوميان ياري بگيرد و با هر زور و زحمتي يک نيروي دريايي نصفه و نيمه راه بيندازد. اما زيادي کيفور نشويد. با مرگ نادر از رشته هم اثري نماند که کسي بخواهد پنبه‌اش کند! کريم‌خان زند هم کاري نکرد جز دعوت رفيقان شفيق ايران(!) به بنادر جنوبي. انگليس و هلند هم لبيک گفتند و پايشان باز شد. کريم‌خان که فوت کرد، هرج‌ومرج دوباره به خليج بازگشت.

 

شازده قجري‌ها و بوي نفت


دست‌يابي به هند، روياي آن روزهاي دولت‌هاي اروپايي بود و راه دستيابي به اين رويا تسلط بر خليج‌فارس. هند از آن انگليس بود و او هم حواسش را جمع کرده بود چون از روياي ناپلئون جوان خبر داشت؛ اما چاقوي انگليسي برنده‌‌تر بود. روس‌ها هم هر چه تلاش کردند، موش دواني‌هاي انگليس نگذاشت آنان به خليج نزديک شوند. همان چند تجارتخانه در اطراف بوشهر و بصره کفايت مي‌کرد. انگليسي‌ها نه تنها به همکاران استعمارگرشان زور مي‌گفتند بلکه صابون اين زورگويي‌ها به تن صاحب خليج، يعني ايران هم مي‌خورد. اگر امري مطابق ميل آقايان نبود، به زور آن را مطابق ميل مي‌کردند. کم‌کمک بوي نفت هم از اطراف خليج بلند ‌شد و تيز دندان‌هاي قصه را گرسنه‌تر کرد. در سال 1901 امتياز استخراج معادن نفت جنوب به «مسيو دارسي» نيوزلندي داده شد. و از آن پس هر بلايي که بر سر مملکت فخيمه مي‌آمد بوي نفت مي‌داد. البته بي‌انصافي‌ است اگر نگوييم شاهان قاجار با اين‌که کارهاي مهم‌تري از جمله سفر فرنگ داشتند، تلاش‌هايي هم براي خريد کشتي و برپايي نيروي دريايي کردند که ثمري نداشت!

 

شاه عباس و دست‌هاي دراز روباه


شاه اسماعيل سرگرم مراسم تاجگذاري بود که «آلبر کرک» (دريانورد پرتغالي)، از آن سوي جهان هلک هلک آمد و نيروهايش را در بندر هرمز پياده کرد. يک قلعه محکم نظامي هم ساخت تا کار از محکم‌کاري عيب نکند. شاه اسماعيل خوشحال از تاجگذاري، براي خالي نبودن عريضه به‌طور رسمي پيماني منعقد کرد تا پرتغالي‌هاي ايران دوست(!) شورش بلوچستان و مکران را بخوابانند و عليه عثماني با ايران متحد شوند. اما اوضاع به همين منوال نماند، شاه عباس که رسيد زد زير کاسه کوزه پرتغالي‌ها و بساط‌شان را جمع کرد، بعد هم به خاطر اقدامش يک حال اساسي به خودش داد و اسم بندر را از «گمبرون» به «عباس» تغيير داد. خيلي باد به غبغب غرور ملي‌تان نيندازيد، چرا که کوتاه کردن دست پرتغالي‌ها همانا و دراز شدن دست هميشه دراز انگليسي‌ها همانا. و اين‌گونه بود که صفويان پاي روباه پير را به ميدان بخوربخور خليج پارس باز کردند آن هم با فرمان آزادي تجارت، بخشش عوارض گمرکي و اجازه نمايندگي در بندرعباس. اين‌طور بود که بوي خون (شما بخوانيد تجارت پر سود!) خليج‌فارس ديگر کوسه‌ها را به منطقه کشاند و کم‌کمک سر و کله هلندي‌ها و فرانسوي‌ها هم پيدا شد.

 

خليجي که بلعيده شد!


رضاخان که در بندر بوشهر معطل کشتي اجنبي مانده بود، فوري دستور خريد کشتي و ايجاد نيروي دريايي داد. پرچم اجنبي را پايين کشيد و پرچم ايران را بالا برد. اما گير کار، جاي ديگري بود. دو جنگ جهاني تمام هوش و حواس دولت‌هايت‌هاي اروپايي را به خليج‌فارس جلب کرده بود؛ نه به خاطر هند، بلکه براي دستيابي به روسيه. البته آنان که مشام‌شان تيزتر بود به خاطر بوي نفت. آلمان‌ها با تحريک شيوخ اطراف خليج به دنبال راه نفوذ در ايران بودند و انگليسي‌ها در مقابل با تجهيز نيرو و افزايش ناوهايشان، نمايش قدرت مي‌دادند. ايران در جنگ جهاني دوم با توافق ميان انگليس و روس در شهريور 1320 به‌طور رسمي بلعيده شد. انگليسي‌ها بي‌دعوت خود را مهمان کردند و در تمام بنادر جنوب نيرو پياده کردند و نيمه جنوبي ايران را بي‌‌سند و قولنامه محضري صاحب شدند. با وجود مقاومت دليرانه نيروي ايراني در برابر دشمن کاري از پيش نرفت و دستور ترک مقاومت صادر شد. اواخر سال 1320 در خليج، آمريکا هم وارد بازي شده بود و هزاران کشتي آمريکايي و انگليسي، اسلحه و مهمات براي روسيه مي‌آوردند؛ انگار خانه پدرشان است و حق آبا و اجدادي دارند!

 

نيروي دريايي رضاشاه


 

در اولين روز حمله متفقين به اين روز درآمد


 

متخاصممدافعدوره زمانيمکان درگيريهدف يا بهانهپيروز ميدانسوت پايان

 

پرتغالايرانشاه عباس اول صفوي جزيره هرمزتجارت ادويهپرتغالي‌هاانعقاد قرارداد واتحاد با ايران ضد عثماني

 

هلندايرانشاه عباس دوم صفويجزيره قشمدرخواست پرداخت عوارض بندري از جانب ايرانظاهرا ايراني‌هاتقديم هدايا و عذر خواهي به دربار ايران

 

هلند ايرانشاه سليمان صفويجزيره قشم تمايل شاه به انگليسي‌ها ايرانوعده سر خرمن شاه در مورد رسيدگي به موضوع هزينه زياد جزيره طي 3سال

 

هلند و انگليسميرمهناکريم خان (1144)جزيره خارکتاريخ متناقض مي‌گويد؟!ايراناخراج هلندي‌ها از خارک و با قتل ميرمهنا از سوي حاکم بغداد

 

انگليسايرانمحمد شاه قاجارخارکمسئله هراتانگليسي‌ها تخليه هرات

 

انگليسمردم محلي ايران (رئيسعلي دلواري)محمدعلي قاجار (1294)بوشهراشغال بوشهر و گمرک آن‌جا از سوي دلواري انگليسي‌هابا وجود 7سال مقاومت، با شهادت رئيسعلي دلواري

 

آمريکاايرانجمهوري اسلامي(1366)درياي خليج‌فارسنفتايرانصلح و قبول آتش بس

 

آمريکاايرانجمهوري اسلامي(1367)آسمان خليج‌فارسحمله به هواپيماي مسافربري ايران/ دشمنيمسلما آمريکا پيروز ميدان نبودشهادت همه ۲۹۰ مسافر آن شامل ۴۶ مسافر غير ايراني و ۶۶ کودک

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦
جارچی

جارچی 499

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات