مصاحبه‌اي با سه نفر که ادامه دارد...
مصاحبه‌اي با سه نفر که ادامه دارد...

مصاحبه‌اي با سه نفر که ادامه دارد...

نویسنده : مجيد حسين زاده

مصاحبه شو‌ندگان اين هفته برندگان مسابقه فتوچاپ هفته گذشته هستند. برنامه ما اين بود که دو نفري که برنده مسابقه شده‌اند را دعوت کنيم و با آن‌ها به گپ‌و‌گفت بنشينيم. نفر اول تلفنش را جواب داد و قرار شد به دفتر هفته‌نامه‌ بيايد، اما تماس‌هاي ما با نفر دوم بدون پاسخ ماند. تصميم گرفتيم با نفر سوم تماس بگيريم. نفر سوم هم تلفنش را جواب داد. هنوز تلفن ايشان را قطع نکرده بوديم که برنده دومي تماس گرفت و گفت: «آقا، با اين شماره با من تماس گرفته‌اند!» بنابراين مجبور شديم مصاحبه را با 3 صندلي ادامه بدهيم! نکته جالب اين بود که برنده‌هاي اول و دوم مسابقه هفته گذشته، در زمان آقاي فروزان‌نيا هم در مسابقه فتوچاپ شرکت کرده بودند و برنده هم شده بودند. باور کنيد اتفاقي پيش آمده و اگر خودشان را ديديد از خودشان هم بپرسيد، که هيچ نسبتي با جيم ندارند! در پايان مصاحبه، به دو تيم مجردها و متاهل‌ها تقسيم شديم و به مسابقه فوتبال‌دستي پرداختيم که در ستون کناري حواشي آن را خواهيد خواند. هم‌چنين ادامه مصاحبه‌ با اين سه برنده را هفته آينده در همين صفحه خواهيد ديد.

 

همان‌طور که در اين ستون مي‌بيند، اين‌بار سوال‌هاي‌مان از سه نفر، يکسان است با جواب‌هايي متفاوت! بعد از خواندن هر سوال جواب‌ها هر سه نفر را بخوانيد تا اين تفاوت را حس کنيد! ترتيب برندگان هم از چپ به راست است، يعني نفر اول مسابقه فتوچاپ عکس سمت چپي است.

 

خودتان را معرفي بفرماييد؟

احمد متبسم هستم. 21 ساله. متولد سال 70. معاف از سربازي. تحصيلاتش را تا ديپلم ادامه داده است. فروشنده موبايل. مجرد. عضو تيم گلف استان. در مسابقات اردبيل تيم‌شان هفتم شده‌اند (نگفتند چند تيم بوده است!).

 

بهرام دادي هستم. 22 ساله. متولد 68. دفترچه سربازي را پست کرده است. کارشناسي ادبيات دارد و منتظر قبولي در کارشناسي ارشد است. با موتورش کار مي‌کند. مجرد.

 

هادي پيرزاده هستم. 29 ساله. 5 سال است در يک موسسه مالي و اعتباري کار مي‌کنم. در حال ادامه تحصيل. اگر اشتباه نکنم سال 85 داماد شدم! داراي يک فرزند يک و نيم ساله. دوست‌دار روزنامه‌نگاري و گويندگي.

 

در روز چند ساعت کتاب مي‌خوانيد؟

کتاب که اصلا نمي‌خوانم. اما کمتر از يک صفحه در روز مطالعه دارم، معمولا جوک مي‌خوانم.

 

الان که درسم تمام شده هيچي. در دوران تحصيل تا روزي هشت ساعت هم درس مي‌خواندم.

 

به جز کتاب‌هاي درسي شايد روزي نيم ساعت بشود. چندين کتاب را با هم مي‌خوانم، الان شش ماه است که 20 صفحه از خسي‌در‌ميقات را خوانده‌ام!

 

چه کار کنيم سرانه مطالعه در ايران بالا برود؟

بايد فرهنگ‌سازي بشود. به کتاب‌خواني خيلي بها داده نمي‌شود. اول از همه به يک کتاب‌خانه خيلي لوکس نياز داريم که انسان از مطالعه در آن فضا لذت ببرد.

 

شايد همه بگويند شعاري است ولي همان فرهنگ‌سازي است. الان شما هرچه فيلم در سينما ببينيد، بعيد مي‌دانم بازيگري را در حال کتاب خواندن ببينيد. مثلا در روزنامه فقط همين ستون جاکتابي شماست که کتاب معرفي مي‌کند.

 

به جز فرهنگ‌سازي که بايد بشود، به نظرم قيمت کتاب در ايران خوب باشد ولي چون از لحاظ اقتصادي مشکلاتي هست، مردم زمان مطالعه ندارند. الان تلويزيون يک تبليغ براي کتاب‌خواني پخش مي‌کند 30 ثانيه شمارش معکوس هم مي‌زند که آقا پانشو برو الان تمام مي‌شود! به نظرم انگيزه براي مطالعه خيلي مهم است.

 

کشورهاي 1+5 چه کشورهايي هستند؟ (جالب است بدانيد کشورهاي 1+5 عبارتند از: آمريکا و فرانسه و انگليس و چين و روسيه + آلمان)

نمي‌دانم ولي حدس مي‌زنم! آمريکا، انگليس، روسيه، ژاپن و چين.

 

ايران و کشورهاي اروپايي، فکر کنم آلمان، فرانسه، سوئد و انگليس!

 

ايران، روسيه، آلمان، چين، فرانسه، آخريش هم هرچي خودتون صلاح مي‌دونيد!

 

مي‌دانيد نتيجه اين نشست اخير چه بوده است؟

پيگير بودم. هنوز جواب درستي نشنيده‌ام. فکر کنم نتيجه‌اي نداشته.

 

من فقط قيمت طلا را دنبال مي‌کردم! آخر نفهميدم چرا با شروع اين جلسه قيمت‌ها مي‌رفت بالا!

 

اتفاقي نيفتاد. ما از مواضع خودمان کوتاه نيامديم آن‌ها هم از مواضع خودشان.

 

و معمايي که فقط 5 نفر موفق به پاسخ دادن به آن شده‌اند. «عجايب صنعتي ديدم در اين دشت / سرش را مي‌بريدم زنده مي‌گشت»

حدس من کپسول آتش‌نشانيه، چون دوست دارم آتش‌نشان بشوم و صنعتي هم هست! ولي حدس يکي از دوستانم چراغ کرچک است.

 

گرفتاري‌ها! هرچقدر برطرف‌شان کني، باز زنده مي‌شوند!

 

برويم همان بازي فوتبال‌دستي را انجام بدهيم، راحت‌تر از پاسخ دادن به اين معما است!

 

براي پدرتان هديه خريده‌ايد؟

نه

 

نه

 

نه

 

بهترين هديه‌اي که مي‌شود براي پدر و مادرها خريد؟

هديه‌اي که لايق پدر و مادر باشد پيدا نمي‌شود.

 

نمي‌دانم!

 

هر چيزي که نياز داشته باشند بهترين هديه براي آن‌ها است، گاهي يک ليوان آب که به دست‌شان بدهيم. من از فرزند يک ساله‌ام مي‌خواهم يک ساعت دست از سر من برد!

 

اگر بخواهيد يک جمله به پدرتان بگوييد، چه خواهيد گفت؟

 

هميشه پشت‌تان هستم!

 

از زحمات‌شان تشکر مي‌کنم.

 

دست‌شان را مي‌بوسم.

 

ادامه دارد...

نظرات کاربران
کد امنیتی