از دودي که مي‌کشيم!
سمفوني دود و قليان به ميزباني کافه‌هاي شهر

از دودي که مي‌کشيم!

نویسنده : محمد مهدي اعتمادي

اگر فقط چندين دهه از ورود سيگار به کشور و رقابتش با چپق و قليان سنتي ايراني مي‌گذرد اما مصرف قليان پيشينه تاريخي طولاني دارد. پيشينه‌اي که از سال‌هاي خيلي دور با تخت‌هاي چوبي زير درخت بيد و مهماني‌هاي پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هاي‌مان گره خورده است. پاي ثابت قهوه‌خانه‌ها هم قلياني بود که پير و جوان پکي به آن مي‌زدند و ساعتي را دور هم مي‌گذراندند؛ سال‌هايي که همه براي تنباکوي شيراز و بوشهر سر و دست مي‌شکستند و آتش هميشه بر سر قليان‌هاي خوانسار و کاشان بود و استکان‌هاي چاي کمر باريک توي سيني برنزي پشت سر هم پر و خالي مي‌شد....

 

اما دوره سروري قليان، کم‌کم به پايان ‌رسيد و قليان‌ها رفتند روي طاقچه و شدند جزو اشياي آنتيک و دکوري ما؛ قليان شد يک خاطره از قديم و کوزه‌هاي رنگي قليان صداي قُل قُل‌شان يادشان رفت و شدند خانه جديد گياهان آپارتماني ما.

 

اما در کمتر از ده سال گذشته، قليان دوباره بازگشت تا ثابت کند قصد ندارد به همين راحتي‌ها ميدان را خالي کند!

 

اين روزها در سفره‌خانه‌هاي سنتي دوباره صداي قُل قُل آب کوزه قليان به گوش مي‌رسد و حباب‌هاي دود معلق در آب، با نفس طولاني جوانان پشتک و وارو مي‌زند.

 

بازگشت قليان اما اين بار همراه با چند تغيير بود؛ اول اين‌که ديگر خبري از پيرهاي سال خورده و رفقاي قديمي نبود که خسته از کار روزانه، چايي و قليان بشود همدم‌شان، بلکه طرفداران آن نوجوانان و جواناني شده‌اند که براي چند ساعت دور هم بودن و خوش گذراندن، مناسب‌ترين جا را کافه‌هاي شهر ديده‌اند.

 

تغيير ديگر هم در نوع تنباکوي مصرفي در قليان است؛ شايد بتوان گفت اين روزها ديگر خبري از تنباکو نيست، اين اسانس‌ها و طعم‌هاي انواع ميوه‌ و سبزيجات و چيزهاي عجيب و غريب ديگر است که مهمان ريه‌هاي جوانان ما مي‌شود. از خطر مخدرهاي پنهان در ميان اين تنباکوهاي معطر و الکل درون آب کوزه قليان که بگذريم، خود تنباکو ماده دخاني است که در ميزان مساوي، مي‌تواند چهار برابر سيگار مي‌تواند در ريه افراد رسوب باقي بگذارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی