دست‌ها بالا سـيـگـارها خـامـوش!
مامور مخصوص ستاد مبارزه با سيگاري‌هاي بي‌ملاحظه در پياده رو جريمه مي‌کند

دست‌ها بالا سـيـگـارها خـامـوش!

نویسنده : امير سعيد صبا

احمد خرم طوسي/ تنظيم: امير سعيد صبا


سيگار کشيدن در اماکن عمومي در بسياري از کشورها ممنوع است و براي متخلفان مجازات‌هايي چون جريمه نقدي و حتي زندان هم پيش بيني شده است. اما خيلي‌ها در کشور ما سيگار کشيدن را در اماکن عمومي جرم تلقي نمي‌کنند. در اين شماره از «جيم در شهر» به سراغ سيگاري‌هايي رفتيم که در معابر عمومي بدون توجه به حقوق ساير شهروندان سيگار مي‌کشند و ناخواسته رهگذران را در استنشاق دودهاي سمي سهيم مي‌کنند. ابتدا به عنوان يک شهروند از آن‌ها مي‌خواستيم سيگار خود را خاموش کنند، ولي اگر مقاومت مي‌کردند با کمي چاشني طنز و با يک عنوان خيالي مانند «مامور مخصوص ستاد مبارزه با سيگاري‌هاي بي‌ملاحظه در پياده رو» تا مرز جريمه نقدي سيگاري محترم پيش مي‌رفتيم. در ادامه واکنش‌هاي ناب شهروندان را مي‌خوانيد.

 

سيگار به جاي پول خرد


اولين سوژه ما يک راننده تاکسي است، ظاهر آراسته‌اي ندارد و در حالي که به خودرويي تکيه زده و منتظر مسافر است سيگار مي‌کشد. از او مي‌خواهم که سيگارش را خاموش کند ولي خيلي تحويل نمي‌گيرد، مي‌پرسم: آقا اصلا شما چرا سيگار مي‌کشي اونم با لباس تاکسيراني؟ حتما بايد يه ماموري بذارن که جريمه کنه شما رو؟ خونسرد پاسخ مي‌دهد: اگه مي‌خوان اين کارو بکنن به نظر من اصلا سيگار توليد نکنن. کارخانه‌ها رو جمع کنن به خدا هيچکي سيگار نمي‌کشه.

 

- خب صداي سيگاري‌ها در مياد، يک شبه که نمي‌تونن ترک کنن

 

- نه صداي هيچ کسي در نمياد. بهترم هست. وقتي تمام دکه‌هاي مطبوعات و سوپر مارکت‌ها به جاي پول خرد سيگار مي‌دن، خب ما هم مي‌کشيم!

 

حق‌الناس کجا بود؟


به کارگر جواني که در بلوار شهيد منتظري مشغول کار است نزديک مي‌شوم و از وي خواهش مي‌کنم سيگارش را خاموش کند. او با کمال خوشرويي مي‌پذيرد ولي وقتي مي‌گويم «مامور مخصوص ستاد مبارزه با سيگاري‌هاي بي‌ملاحظه در پياده رو» هستم، مي‌گويد:

 

- شما با سيگار مشکلي داري؟


 

- به نظرت مردمي که از کنار شما رد مي‌شن با دود اين سيگار مشکلي ندارن؟


 

- خب سيگاري‌ها چه گناهي دارن؟ دولت وارد نکنه ما هم نمي‌کشيم!

 

- تکليف حق‌الناس چي مي‌شه؟


 

- حق‌الناس چيه بابا. فرهنگ رو درست کنن.

 

- خب فرهنگ بايد از همين جا اصلاح شه ديگه. نبايد منتظر بشينيم يکي بياد فرهنگ‌مونو نجات بده يا همش از مسئولان انتظار داشته باشيم معجزه کنن. خودمون بايد يه کاري بکنيم...

 

- نمي‌شه جلوشو گرفت. اين همه کار ديگه هست اونارو اول درست کنن!

 

ببخشيد!


در ادامه گزارش به رئيس خط يکي از خطوط اتوبوس‌راني در ميدان «...» مي‌رسيم که متاسفانه با لباس فرم اين سازمان سيگار به دست کنار ايستگاه ايستاده و سيگار مي‌کشد، طولي نمي‌کشد که چند راننده با يونيفرم شرکت خصوصي «...» نيز به او ملحق مي‌شوند و هر کدام سيگاري روشن مي‌کنند. جلو مي‌روم و با رئيس خط که حسابي حواسش به ساعت حرکت راننده‌هاست گفت و گو مي‌کنم.

 

- سلام. ببخشيد سيگار کشيدن اماکن عمومي آزاده؟

 

- نچ.

 

- پس شما براي چي سيگار مي‌کشين؟

 

رنگش مي‌پرد، گويا انتظار هر سوالي را داشت، جز اين سوال. پس از مکثي کوتاه مي‌گويد: کي سيگار مي‌کشه؟

 

- همين الان شما و همکاراتون داشتين مي‌کشيدين.

 

- اين‌جا که اماکن عمومي نيست، ايستگاه اتوبوسه!

 

- چرا ديگه ايستگاه اتوبوس و همين پياده رو هم متعلق به همه شهروندان است.

 

- خب اگه کشيديم معذرت مي‌خوايم. ديگه نمي‌کشيم.

 

- معذرت لازم نيست، مي‌خوام بدونم کار خوبيه؟

 

- خب اگه کار بديه اصلا توليد نکنن.

 

- زن و بچه مردم که تو ايستگاه نشستن چه گناهي دارن؟ دود اتوبوس کمه که سيگار شما رو هم بايد تحمل کنن؟

 

وقتي تذکر تاثير ندارد


مرد جا افتاده‌اي با پسر نوجوانش در حال قدم زدن در پياده رو خيابان احمدآباد است. مرد در حالي که با پسرش صحبت مي‌کند سيگار مي‌کشد و ناخواسته دودش را به سمت پسر نوجوانش هدايت مي‌کند. جلو مي‌روم و در کمال ادب از آن مرد مي‌خواهم که سيگارش را خاموش کند، مي‌گويم اگر به فکر سلامت خودتان نيستيد حداقل به پسرتان رحم کنيد! مرد که از دندان‌هاي زرد شده‌اش مشخص است که سال‌هاي زيادي از سيگاري شدنش مي‌گذرد از گفته من به شدت استقبال مي‌کند و بدون هيچ صحبت و پاسخي سيگارش را خاموش مي‌کند، اما جالب اين جاست که وقتي چند قدم از من دور مي‌شود دوباره سيگار ديگري را از جيبش در مي‌آورد و روشن مي‌کند!

 

ببين من اعصاب ندارم


رفتارش به گونه‌اي است که توجه‌ام را جلب مي‌کند، جوان است و البته بسيار بهم ريخته. از سيگارش پک‌هاي جانانه مي‌گيرد و ابري از دود را از دهان و بيني‌اش خارج مي‌کند.

 

- سلام، ببخشيد شما مي‌دونيد که در معابر و اماکن عمومي نبايد سيگار کشيد؟

 

- برو آقا من اعصاب ندارم، بي‌خيال ما شو.

 

- متاسفانه بايد به خاطر استعمال سيگار در پياده رو شما رو جريمه کنم.

 

- جريمه کن. اصلا هرکار خواستي بکن.

 

- قبل از جريمه مي‌خوام بدونم آخه چرا سيگار...

 

- (داد مي‌زند و حرفم را قطع مي‌کند) حوصله ندارم ولم کن. چيکار مي‌خواي بکني؟ همش مي‌گه جريمه مي‌کنم، جريمه مي‌کنم. خب جريمه کن. دنبال من نياي ها.

 

فرياد مي‌زند و مرا هل مي‌دهد، پشت سرش حرکت مي‌کنم و مي‌گويم: با داد و بيداد مشکل حل نمي‌شه. داد و بيداد راه بندازي، زنگ مي‌زنم بيان ببرنت.

 

- چيکار مي‌خواي بکني. خب بگو بيان ببرن.

 

اين را مي‌گويد و با سرعت از من دور مي‌شود.

 

در اروپا هم مي‌کشند


جواني از بانک خارج مي‌شود و به سمت موتورش که در چند متري بانک و کنار پياده‌رو پارک شده مي‌رود، روي موتور مي‌نشيند اما قبل از اين که آن را روشن کند ابتدا سيگارش را روشن مي‌کند، هنوز اولين پک را با خيال راحت نزده که مقابلش سبز مي‌شوم.

 

بنده خدا ابتدا کلي مي‌ترسد چون احساس مي‌کند پليس مخفي هستم و آمده‌ام موتورش را بگيرم. اما وقتي به سيگار گوشه لبش ايراد مي‌گيرم، کمي خيالش راحت مي‌شود و در حالي که ادامه سيگارش را مي‌کشد مي‌گويد: مگه چيه تو خود اروپا هم سيگار مي‌کشن!

 

در جوابش مي‌گويم: يعني چي مگر هر کاري که در کشورهاي اروپايي انجام مي‌شود درست است؟ از اين‌ها گذشته تو کشورهاي اروپايي خيلي کارهاي ديگه‌اي هم انجام مي‌شه که شما عمرا اجازه بدي خودت يا خانواده‌ات انجام بدن!

 

بدون اين که پاسخي براي گفتن داشته باشد، موتورش را روشن مي‌کند و مي‌رود.

 

خودت بايد جريمه بشي


يک مسافربر شخصي حوالي ميدان تقي‌آباد حتي پس از تذکر جدي من باز هم سيگارش را خاموش نمي‌کند و اصرار دارد رفيق ناباب من باشد.

 

مي‌پرسد: يعني تو خودت سيگار نمي‌کشي؟ خالي نبند اگه تا حالا نکشيدي يکي بدم بکشي؟ عيبِ جلوي دوستات ضايع مي‌شي!

 

وقتي مي‌گويم که مي‌خواهم او را به علت کشيدن سيگار در اماکن عمومي جريمه کنم مي‌گويد: اتفاقا اين منم که بايد شما رو جريمه کنم.

 

علتش را جويا مي‌شوم و در پاسخ مي‌گويد: ايستادن بي جا مانع کسب است و اين جا محل کسب ماست. پس شما هم بايد جريمه بشي ديگه.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨