به من هر آنچه نزديک از او جدا جدا من!
محرمانه مستقيم

به من هر آنچه نزديک از او جدا جدا من!

نویسنده : حامد نادري راد

ما ايراني‌ها يک عادتي که داريم اين است که وقتي به هم مي‌رسيم بعد از سلام، اولين سؤالي که مي‌پرسيم «چه خبر؟» است، طرف هم در جواب يا مي‌گويد «سلامتي» يا مي‌گويد «گرفتاري». اين پاسخ دوم چه بسا حقيقت تلخ زندگي روزمره خيلي از ماست. از صبح که بيدار مي‌شويم تا شب که دوباره مي‌خوابيم، دائم در حال رفع همان گرفتاري‌ها هستيم. چيزهايي که اسمش را مي‌گذاريم ملزومات زندگي! اين گرفتاري مثل يک نواري است که هر روز به يک شکل جديد تکرار مي‌شود. گاهي هم براي فرار از اين گرفتاري‌ها مي‌رويم سراغ خلوت کردن، سراغ رها شدن از مشغله و دغدغه و حرص و جوش. مي‌رويم تا در خلوتمان حالي بکنيم و سر‌حال بشويم و باز بپردازيم به همان گرفتاري‌ها. خلوت‌هايي که خيلي کم پيش آمده در آن گناه نباشد يا حداقل‌اش به ياد خدا بگذرد.

 

بعد از مدتي هم مي‌فهميم که اي دل غافل! عمر هم گذشت و ما همچنان اندر خم يک کوچه‌ايم. يا به قولي: «من عمرم را در بد منشي فراموشي تو گذراندم و جواني‌ام را در مستي دوري از تو به بزرگ‌سالي رساندم»(1). حالا اگر به شما بگويند در لابلاي همه اين گرفتاري‌ها، فرصت‌هايي هم هست که رها شوي و خلوتي خدايي داشته باشي، بگويند يک بار هم شده مي‌تواني همه چيز را بگذاري و فقط سه روز به چيزهايي فکر کني که هيچ وقت فرصت فکر کردن به آن‌ها را نداشتي، يا نخواستي فکر کني. بگويند فرصتي هست که تو را سبکبار مي‌کند، از همان سبکباري‌هايي که فرموده‌اند: «سبکبار شويد تا- به خدا- ملحق شويد»(2). بگويند يک بار هم شده مي‌تواني به «تو را براي خودم ساختم»(3) پاسخي دلبرانه بگويي و کمي هم براي او باشي. بگويند خلوتت به تو لذتي مي‌دهد که همه عمر به خاطرش گرفتار بودي. بگويند در آن خلوت فرشتگان براي بردن نداي تو به ملکوت، با هم مسابقه مي‌دهند.

 

خلوتي که اسمش اعتکاف است و رسمش فکر کردن. فکر کردن به خودت، به رابطه‌ات با آفريدگارت، به آخر و عاقبتت، به زندگي‌اي که ثانيه‌هايش براي سپري شدن از هم‌ديگر سبقت مي‌گيرند، به نوجواني‌اي که دارد به جواني تبديل مي‌شود، به جواني‌اي که دارد ميان‌سالي مي‌شود و شايد هم ميان‌سالي‌اي که رو به پيري است.«فرصت‌ها مانند ابر مي‌گذرند، پس فرصت‌هاي نيکو را از دست ندهيد.»(4)

 

پي‌نوشت‌ها:

(1) اِلهى وَ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ اَبْلَيْتُ شَبابى فى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ

 

مناجات شعبانيه

 

(2) تَخفّفوا تَلْحَقوا–امام علي(ع)

 

(3) وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِي– سوره طه، آيه 41

 

(4) حديثي از امام علي(ع)

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات