آن‌سوي پرچين زمان

آن‌سوي پرچين زمان

نویسنده :

«شک، کبوتري است که در نيمه‌راه يقين بر کوير وهم مي‌نشيند و يک بالش طاغي سکون مي‌شود و دلتنگ آسمان، براي رسيدن و وصل، براي شدن و بودن و براي اثبات موجوديت خويش، از سر شوق به جنبش در مي‌آيد و يک بال از وحشت سقوط، امنيت زمين را با تمامي ذلت و خفتش مقدم بر آسمان و رسيدن به اوج مي‌داند و اسارت را به رهايي ترجيح مي‌دهد و اين‌گونه سنگيني وجودش را بر بال ديگر تحميل مي‌کند، بدين‌سان کبوتر بين آسمان و زمين معلق مي‌ماند و بين دوراهي وهم و يقين، سرگردان ماندن و رفتن مي‌شود. آن‌چه انسان را فراتر از وهم و يقين به ميزان مي‌کشد و در اوج آسمان به پرواز در مي‌آورد، آگاهي دريافت حقيقت وهم و يقين است.»

«آن‌سوي پرچين باغ» از آن رمان‌هايي است که مي‌توان آن را، حتي با درنظر گرفتن ضعف‌هاي معدودش، در شمار بهترين‌هاي ادبيات داستاني ايران قرار داد. رماني کم‌آوازه از نويسنده‌اي کم‌آوازه به نام «طاهر جيناک». بايد اعتراف کنم که اولين‌بار که اين کتاب را به دست گرفتم اصلا جدي‌اش نگرفتم. اما در همان صفحات آغازين از روي نثر پرکشش آن متوجه شدم که بايد پيش‌داوري را کنار گذاشت و به داوري نشست.

اگر خيلي خلاصه بخواهيم از اين کتاب سخن بگوييم، بايد گفت که اين کتاب داراي چند ويژگي است. مهم‌ترين ويژگي‌اش شخصيت‌پردازي بسيارخوب نويسنده است. نويسنده در طول داستان مخاطب را به جاهايي و پيش کساني مي‌برد که اول براي‌مان چندان مهم نيستند اما وقتي داستان را دنبال مي‌کنيم. مي‌بينيم که اين آدم‌ها و اين اتفاقات روي شخصيت‌هاي اصلي داستان چه تأثيري گذاشته‌اند و اين همان بخش جذاب داستان است. از طرفي داستان با نثرهايي شاعرانه که عموما در اوايل فصل‌ها قرار داده شده همراه است که نمونه‌اي از آن را خوانديم. اين نثرها و خود داستان گاه شکل فلسفي پيچيده‌اي به خود مي‌گيرند، اما به آنان‌که به فلسفه علاقه‌اي ندارند بايد مژده داد که اين بخش فلسفي در لايه‌اي مجزا و مشخص وجود دارد و به داستاني بودن کتاب لطمه‌اي نمي‌زند. بي‌راه نيست اگر بگوييم که اين داستان با اسطوره‌هاي خير و شر همراه است و در عين اين‌که بسياري از شخصيت‌هاي داستان حضوري واقعي در تاريخ معاصر دارند اما نمي‌توان انتظار داشت که همه آن برخواسته از واقعيت باشند.

داستان بر اساس شواهد مربوط به دهه پنجاه مي‌شود و پيرامون نوجواني مي‌گردد که حصارها را برنمي‌تابد و ديگران را با شخصيت منحصر به فرد خود برانگيخته مي‌کند تا حصارهاي‌شان را بشکنند. درضمن آن‌گونه که پيداست قرار است اين داستان ادامه داشته باشد و اين جلد اول اين رمان است اما با اين حال جلد اول خودش کاملا مستقل به نظر مي‌رسد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات