سرزمين عجايب!
نمي‌دانم به سني رسيده‌ايد که پاي‌تان به دانشگاه باز شود يا نه، اما به هرحال بد نيست بدانيد که رشته‌هاي د

سرزمين عجايب!

نویسنده : محمد مهدي اعتمادي

چند ماه پيش بود که زندگي‌نامه پروفسور حسابي را مي‌خواندم. در قسمتي از آن خواندم بعد از اين‌که پروفسور به ايران بازمي‌گردد، يک روز مي‌رود سراغ آقاي اعتمادالدوله قره‌گوزلو که وزير آموزش و پرورش وقت بود و به او مي‌گويد من رشته فيزيک خوانده‌ام. اعتمادالدوله کمي فکر مي‌کند و مي‌پرسد: «آقا اين فيزيک يعني چه؟!» دکتر حسابي که حسابي (!) از اين حرف متعجب شده بوده، مي‌بيند که جاي توضيح نيست، هرچه باشد مقابل وزير مملکت ايستاده. پس فکر مي‌کند که بايد به او چه جوابي بدهد که نه سيخ بسوزد و نه کباب! براي همين با هوشمندي جواب مي‌دهد: «فيزيک يعني همان شيمي!» حالا قضيه آقاي وزير، قضيه اين روزهاي ماست؛ اگر در دفترچه‌هاي کنکور بگرديد، با يک عالم رشته‌هاي عجيب و غريب روبه‌رو مي‌شويد که چيزي از آن‌ها نمي‌دانيد و چون معمولاً کسي هم نيست که بداند، خودتان مجبوريد به خودتان بگوييد اين يعني همان شيمي! در اين گزارش جمع و جور رفته‌ايم سراغ همين رشته‌ها؛ رشته‌هاي ناآشنايي که معمولاً کاربردهاي خاص دارند و خيلي دور از ذهن و گاهي عجيب‌اند. رشته‌هايي که در مقاطع مختلف تحصيلي و در دانشگاه‌هاي محدودي ارائه مي‌شوند.

 

انجمن دوست‌داران کوسه و دوستان!


واقعاً چه فرقي مي‌کند؟ خب کوسه هم اگر مسواک نزند بهداشتش به خطر مي‌افتد! به خاطر همين هم آدم‌ها افتاده‌اند دنبال راه‌هايي که اصول بهداشتي براي تکثير و پرورش شيلات اجرا شود که نتيجه‌اش شده رشته‌اي به نام «بهداشت آبزيان». اين رشته در مقطع کارداني دانشجو مي‌پذيرد و براي گرفتن مدرکش لازم است درس‌هايي مثل «بيماري‌هاي غيرعفوني آبزيان»، «اصول و مقررات قرنطينه‌اي آبزيان» و «بيماري‌هاي انگلي و قارچي» اين زبان بسته‌ها را بگذرانيد. بهداشت و آبزيان موضوع رشته‌هاي جالب‌ناک ديگري هم هستند؛ مثلاً رشته تکثير و پرورش آبزيان (گرايش آب شيرين و گرايش ميگو!) يا بهداشت مواد غذايي دامي. البته شک نکنيد که اين رشته‌ها در زندگي ما تاثير زيادي دارد، به جان خودمان.

 

سلام بر تو اي هزارپا!


بعضي‌ها کلاً دست‌شان بند است؛ در مقابل موجوداتي هم وجود دارند که هميشه پاهايشان بند است! براي همين، رشته‌هايي براي شناسايي اين‌ها ابداع شده است. هدف از ايجاد رشته «حشره ‌شناسي پزشکي و مبارزه با ناقلين» هم همين است. حالا اين‌که شما حتي معني «ناقلين» را نمي‌دانيد، به ما هيچ مربوطيتي پيدا نمي‌کند! فقط اين را بگويم که اگر خواستيد به اين افراد متخصص مراجعه کنيد، اول بايد يک دوره «بندپاشناسي» بگذرانيد تا اگر اتفاقي براي‌تان افتاد، بدانيد آن اتفاق در حيطه کاري اين دوستان هست يا خير! «جوندگان مهم از نظر پزشکي»، «حلزون‌هاي ناقل بيماري»، «کليات ماريولوژي» و... از جمله دروس سخت و تخصصي اين رشته است. در ضمن براي تحصيل در اين رشته بايد «از سوسک مي‌ترسم» و «از مارمولک نمي‌ترسم اما چندشم ميشه!» را فراموش کنيد. راستي ديدن کارتون‌هاي «فردي، مورچه سياه» و «نيک و نيکو» هم به علاقه‌مندان اين رشته توصيه اکيد مي‌شود! سخن آخر اين‌که اين حرف‌هايي که زديم فکر نکنيد شوخي بود؛ همه‌اش عين واقعيت است.

 

آخرين اخبار از مادر هاچ زنبور عسل!


اگر تا به حال به خيال خام خودتان فکر مي‌کرده‌ايد که زنبورهاي عسل خودشان همين‌طوري رشد مي‌کنند و مثل بچه آدم بزرگ مي‌شوند، سخت در اشتباه بوده‌ايد؛ افرادي هستند که مي‌روند سر کلاس دانشگاه و ترم‌ها دود چراغ و خاک صحنه مي‌خورند و واحدهايي مثل «جامعه‌شناسي روستايي»، «محصولات زنيور عسل»، «آشنايي با ملکه زنبور عسل»، «گياهان شهدزا و گرده‌زا» و واحدهاي ديگر را با رشادتي وصف ناپذير مي‌گذرانند تا بتوانند زنبورهاي تپل‌تري را تحويل جامعه دهند که باعث افتخار ملکه خانم شود! علت به وجود آمدن اين رشته هم فقط ميل به افزايش توليدات کندوها نيست، چون اين رشته افزايش محصولات کشاورزي را هم به دنبال دارد؛ چون تحقيقات نشان داده ارزش زنبور عسل در گرده‌افشاني گياهان زراعي و باغي بسيار بيشتر از توليدات مستقيم کندوهاست. تازه اين رشته در دانشگاه آزاد گرايش هم دارد؛ گرايش پرورش زنبور عسل و گرايش ملکه.

 

بچه‌ها، خشکي مي‌بينم...!


اين رشته خداييش در زمره باکلاس‌ترين رشته‌هايي است که آدم ممکن است بين اين رشته‌هاي عجيب و غريب به آن روبه‌رو شويد. شما کميسر دريايي مي‌شويد و مي‌توانيد اميد داشته باشيد که روزي روزگاري روي عرشه داد بزنيد: «بچه‌ها دارم خشکي مي‌بينم، ديگه تمام شد، ما نجات پيدا کرديم...!» در رشته «مديريت و کميسر دريايي» قرار نيست درس‌هاي خيلي عجيب و غريبي بخوانيد. «تحقيق در عمليات» (که البته به نوع عمليات اشاره‌اي نشده و خدا مي‌داند کدام عمليات)، «حسابداري صنعتي»، «اصول بيمه و بيمه دريايي» و «اصول ناوبري» از درس‌هاي مهم اين رشته است. آن‌طورها هم که شنيده مي‌شود اين رشته بازار کار خوبي دارد و تا به حال گزارش نشده هيچ کميسر دريايي بي‌کار و علاف بچرخد! پس اگر عشق دريا و دريانوردي داريد، بشتابيد.

 

رشته‌هاي خوراکي!


رشته «ميوه‌هاي سردسيري» به احتمال زياد اولين بار در مجموعه کشاورزي دوره‌هاي پودماني دانشگاه علمي کاربردي فهرست شده است. از کثرت علاقه‌مندان به اين رشته همين بس که اگر همه اينترنت را زير و رو کنيد، آخر سر فقط همين چيزها دستگيرتان مي‌شود: «در رشته ميوه‌هاي سردسيري دروسي مثل بيماري‌هاي ميوه‌هاي سردسيري، کشت و نگهداري ميوه‌هاي سردسيري و فيزيولوژي پس از برداشت، خوانده مي‌شود». چندتا ديگر از درس‌هاي اين رشته هم در مايه‌هاي توليد غلات، گرايش برنج، شناسايي و کنترل علف‌هاي هرز در برنج و گياه‌شناسي و... است» رشته‌هاي توليد و کشت صيفي‌جات، توليد نهال، گل و گياه تزييني، گياهان دارويي و معطر، توليد و فرآوري خرما و مديريت تلفيقي آفات! هم رشته‌هاي ديگري هستند که به شکم و خورد و خوراک و اين حرف‌ها وابسته‌اند. مثل اين‌که کم کم بايد منتظر رشته‌هايي مثل «آفت‌هاي بادمجان بم» و «خيار چنبر، چيستي و چرايي» و... هم باشيم!

 

گومبا گومبا...!


شما فکر کرديد در دنياي به اين بزرگي فقط همين دو سه تا کشور انگليس و فرانسه و آلمان است که همه‌تان مي‌رويد کلاس‌هاي فشرده و غيرفشرده آلماني و فرانسوي و انگليسي؟! نه بابا، کلي زبان قشنگ ديگر هم وجود دارد که شما مي‌توانيد با آن‌ها تکلم کنيد تا همه انگشت به دهان بمانند. يکي از اين زبان‌ها را من در تحقيقات رشته‌هاي عجيب يافتم! مورد عجيب من زباني است بسيار شيک و باکلاس که دوتا کلمه از آن را در تيتر اين مطلب ديديد. به اين زبان مي‌گويند «سواحيلي». زباني که اهالي شرق آفريقا با آن حرف مي‌زنند. اساتيد اين رشته در مقطع کارشناسي ارشد، همه بومي آفريقا هستند و اين زبان را مثل بلبل صحبت مي‌کنند. همه چيز آماده است؛ يک زبان عجيب و باحال و چندتا استاد حسابي. پس به افتخار گومبا گومبا...!

 

دکترهاي فوق ليسانسي!


اين رشته در واقع براي کساني مناسب است که مدرک دکترايشان را دوست ندارند اما عاشق غافل‌گير شدن هستند! اصلاً رشته «پزشکي ورزشي» رشته خوبي است. فقط درس‌هايي که مي‌خوانند يک کمي بامزه است. قضيه از اين قرار است که شما براي اين‌که بتوانيد مدرک «پزشکي ورزشي» بگيريد و بگذاريد سر طاقچه منزل، بايد يک پزشک عمومي باشيد و آن وقت دو سال برويد و درس‌هايي مثل «طرح روشنايي محيط کار»، «بيماري‌هاي ناشي از کار»، «آمار حياتي» و «سم‌شناسي مصرف و سوء مصرف داروها در ورزش» و اين‌جور درس‌ها را بخوانيد تا غافل‌گيري به سراغ‌تان بيايد. غافل‌گيري داستان آن‌جاست که شما که براي خودتان کلي دکتر بوديد، بعد اين دو سال، يک درجه تنزل مي‌کنيد و به دريافت مدرک کارشناسي ارشد نايل مي‌شويد! باحال بود؟! البته در جريان که هستيد، مدرک و نمره اصولاً ارزش اين حرف‌ها را ندارد، براي من و شما تخصص و تعهد مهم است، نه اين بحث‌هاي پيش پا افتاده مدرک و اين‌ها.

 

فقط نام است که مي‌ماند!


اين رشته بيشتر در قسمت «نام» مشکل دارد و آدم را ياد پاورقي روزنامه‌هاي کهنه‌کار و قطور قديمي مي‌اندازد وگرنه خودش خيلي هم چيز عجيب و غريبي نيست. رشته «مروج سياسي» دقيقاً معلوم نيست چي هست و قرار است فارغ التحصيلان آن کجا مشغول به کار شوند و اصلاً قرار است چه سياستي را رواج دهند، اما چيزي که معلوم است، اين است که يک ربطي به سياست دارد بالاخره، مي‌فهميد که؟! بابا منظورمان اين است که مي‌توانيد اين رشته را بخوانيد و هرکسي از شما پرسيد چه خوانده‌ايد، بگوييد رشته‌ام «علوم سياسي» است! اصلاً اگر دوست داشتيد مي‌توانيد بگوييد «حقوق»، کي به کي است؟! «بررسي مسائل روز»، «روش تجزيه و تحليل سياسي»، «روش تحقيق در علوم سياسي»، «فن سخن‌وري» و... بعضي از دروس اين رشته هستند. مي‌بينيد که انگار تفاوت خيلي زيادي هم با علوم سياسي ندارد، طفلکي فقط کمي قيافه غلط‌اندازي دارد و بس!

نظرات کاربران
کد امنیتی