کارنامه مردي که معيارآفرين شد

کارنامه مردي که معيارآفرين شد

نویسنده : اعظم عامل نيك

ميرباقري فعاليت‌هاي هنري خود را پس از گذراندن يک دوره 3 ساله هنرآموزي متن‌هاي نمايشي و کارگرداني تئاتري چون «ديوان مدائن» آغاز کرد و به نگارش نمايشنامه و کارگرداني تئاتر ادامه داد تا فرصتي براي کارگرداني يک سريال برايش پيش آمد.

 

ميرباقري در سال 1361 نمايشنامه «ايوان مدائن» را براي تلويزيون نوشت و به اين ترتيب راه حضور در عرصه تئاتر تلويزيوني برايش باز شد. در اين دوره ميرباقري به نوشتن و کارگرداني تئاتر‌هاي تلويزيوني مختلفي مشغول بود. شاخص‌ترين اثر او در تئاتر تلويزيوني «حکايت مسافر گمنام» (1364) است.

 

يک سال پس از ساخت اين تله‌تئاتر اولين سريال تلويزيوني‌اش با نام «گرگ‌ها» را ساخت. با اين سريال ميرباقري اولين قدمش را در بازگويي تاريخ برداشت. هر چند قصه و شخصيت‌هاي اين سريال واقعي نيستند اما به شکلي نمادين داستاني از تاريخ سرزمين‌مان را بازگو مي‌کند.

 

«رعنا» دومين سريال ميرباقري است که در زمان خودش بين مردم طرفداران زيادي پيدا کرد. نمي‌دانم اين سريال را به ياد مي‌آوريد يا نه؟ اما کافي است که سراغ اين سريال را از مادرهاي محترمتان بگيريد، مطمئن هستم چشمانشان برقي خواهد زد و بلافاصله گلچهره سجاديه و رعنا را به ياد خواهند آورد. اين سريال ماجراي عاشقانه رعنا را در دوران انقلاب و سال 57 روايت مي‌کند.

 

ميرباقري از سال 1370 تا سال 1375 سرگرم نگارش متن و کارگرداني سريال «امام علي(ع)» بود. اما به رغم حجم کار و مشکلات توليد آن، در خلال اين 5 سال نخستين فيلم سينمايي خود (آدم برفي) را نيز در سال 1373 ساخت. در اين مدت ميرباقري چند تئاتر هم به روي صحنه برد که با استقبال مردم و اهالي تئاتر مواجهه شد. در اين زمان او ديگر يک کارگردان گمنام نبود. افرادي بودند که او را به واسطه کارهايش مي‌شناختند و ديالوگ‌هاي خاص و متفاوتش را به خاطر داشتند. هرچند که سريال امام علي ماجراي ديگري داشت. اين سريال از نخستين آثار تاريخي مذهبي بود که با عبور از معيار‌هاي مرسوم و متداول تلويزيون به بررسي زندگي يکي از مهمترين و برجسته‌ترين شخصيت‌هاي اسلام پرداخت.

 

براي هر چيز متر و عياري وجود دارد. متر و عيار هر چيز و هرکس را با چيزي تعيين مي‌کنند. مي‌شود که براي بعضي چيزها معيار بنويسند يا مثلا کلي دانشمند و متخصص جمع شوند و ميزان و معيار درست کنند. مي‌شود گاهي خود يک چيز که قرار است مورد نقد و سنجش قرار بگيرد خودش بشود عيار خودش بشود متر! امام علي(ع) ميرباقري هم همچنين حکايتي دارد. مردي وارد کاري شد و احتمال مي‌دادند که همه متر دستشان بگيرند و اثرش را اندازه کنند اما کارش شد متر، کارش شد معيار. پس از امام علي (ع) نوع سريال‌سازي بر اساس زندگي پيامبران و امامان تغيير کرد و متر سريال‌سازي تلويزيون هم عوض شد.

 

در «معصوميت از دست رفته» ميرباقري با ايجاد مثلثي عشقي و در قالبي درام به بررسي حوادث و پيامدهاي تلخ و تراژيک سال 61 هجري قمري و واقعه عاشورا مي‌پردازد. در اين سريال زنان شخصيت‌هايي هستند که بهشت و جهنم مردان را رقم مي‌زنند. البته اين ماجرا در سريال امام علي (ع) با برجسته کردن نقش قطام ديده شده بود. حميراي يهودي و مارياي نصراني دو مظهر خير و شر هستند که حضور و نفوذشان سرنوشت شوذب خزانه‌دار را دگرگون مي‌کند. ميرباقري به مسير خود ادامه داد تا به مختارنامه رسيد که همه به خوبي آن را به ياد داريم.

نظرات کاربران
کد امنیتی