يک سال پس از تلاشي 10 ساله
به مناسبت سالگرد شهادت مختار يادي مي‌کنيم از مختارنامه ميرباقري

يک سال پس از تلاشي 10 ساله

نویسنده : اعظم عامل نيك

اولين و تنها تصويري که از مختار در ذهن دارم مربوط مي‌شود به پرده‌اي نقاشي شده به سبک کارهاي قهوه خانه‌اي روي ديوار اتاق پيرمردي که خودش و اتاقش مي‌تواند سوژه يک کار جذاب سينمايي باشد. پرده‌اي که در آن قيام مختار به تصوير کشيده شده بود. در عالم بچگي حسابي تحت تاثير تصاوير خشن اين پرده قرار گرفته بودم. سريال داوود ميرباقري و مختارش همه آن تصوير را دگرگون کرد. حالا اين شخصيت جان گرفته بود و به شکل انساني درآمده بود که چون همه ما اهل اشتباه و خطا هم بود، حتي پيش مي‌آمد که در ياري رساندن به امامش شک کند اما در انتها با شهادت پايان زيبايي براي حياتش رقم زد. حالا بعد از گذشت يک سال از پخش اين سريال و به مناسبت 14 رمضان سالروز شهادت مختار در سال 67 هجري قمري، به سراغ سريال ميرباقري رفته‌ايم و بيش از هر چيز ممنون و مديون تلاش ده ساله ميرباقري و گروه‌اش هستم که براي من و حافظه‌اي تاريخيم سندي قابل باور و افتخار ساختند. گرچه اغراق‌هايي که ويژگي کارهاي ميرباقري و شايد درام هست گاهي اعتبار اين سند را کم مي‌کند ولي از ارزش اين اثر نمي‌کاهد.

 

حاشيه‌هاي يک اثر بزرگ


داوود ميرباقري از «زمان پرداخت ذهني» تا «انتهاي کار» حدود 10 سال درگير ساخت اين سريال بود. گويا ميرباقري پس از سريال امام علي(ع) قصد کار روي شخصيت سلمان فارسي صحابي بزرگوار پيامبر(ص) را داشته اما در مراحل نهايي تحقيقاتش مجذوب شخصيت مختار مي‌شود و تصميم مي‌گيرد سريالي با محوريت مختار ثقفي و قيامش بسازد. اين سريال در فروردين سال 1383 در «احمدآباد مستوفي» کليد خورد. دکورهاي سريال در مساحتي بيش از 24 هکتار براي به تصوير کشيدن صحنه‌هاي گوناگون سريال ساخته شده بودند. نگارش سريال مختارنامه به قلم حسن ميرباقري و محمد بيرانوند و بازنويسي داوود ميرباقري، از سال 80 آغاز شد. پروژه در سال 81 و 82 در مرحله پيش توليد بود و در تاريخ 23فروردين 83 فيلمبرداري از شهر کاشان آغاز شد. با اين که داستان مختار به روشني داستان سريال امام علي(ع) نيست باز هم نسبت به آن حساسيت‌هاي وجود دارد، چرا که در بين ايرانيان تعزيه مختار يکي از جذاب‌ترين تعزيه‌ها است. در پرده‌خواني‌ها هم ماجراي قيام مختار از پر طرفدارترين پرده خواني‌ها است. در هر حال تا پايان ماجرا همه از حاصل تلاش 10 ساله ميرباقري راضي بودند. با اين که اين بار قهرمان سريال ميرباقري از ائمه و معصومين(ع) نبود و همه انتخاب او را هوشمندانه مي‌دانستند، چرا که در بستري تازه و بکر بخشي از تاريخ اسلام و عبرت‌هايش را بازگو کرد؛ اما اين کار ميرباقري هم رفته رفته حساسيت برانگيز شد و مخالفان بسياري پيدا کرد. تا جايي که قسمت‌هايي از سريال گرفتار سانسور شد. اين بار مخالفان سريال از دسته‌هاي مختلفي بودند. ابتدا عده‌اي از هموطنان خودمان به ديالوگ‌هايي که اعراب در سريال خطاب به ايرانيان مي‌گفتند، اعتراض کردند. کمي بعد با ورود شخصيت‌هاي مانند عبدا... بن زبير بعضي از علماي اهل سنت نسبت به پخش اين سريال واکنش نشان دادند. پخش اين سريال در کشورهاي عربي هم حواشي متفاوتي داشت. در اين کشورها بعضي بسيار اين کار را پسنديده بودند و عده‌اي هم سازندگان اين سريال را متهم به تحريف تاريخ مي‌کردند. حواشي ديگر اين سريال مربوط به سکانس‌هاي روز عاشورا و نمايش چهره حضرت ابوالفضل (ع) بود که در نهايت اين صحنه‌ها از تلويزيون پخش نشدند. هر چند که سريال روايت کار داستان زندگي مختار است اما جان سريال کربلا است. کل بخش کربلا چيزي حدود 30 دقيقه است که شامل پنج صحنه عاشوراست: شهادت حضرت عباس، تيراندازي به نماز ظهر عاشورا و پيوستن زهيربن قين به امام حسين (ع)، ماجراي اسلام آوردن وهب نصراني و شهادتش و ماجراي شهادت ابن وهب. اما يکي از تاثيرگذارترين صحنه‌ها به ادعاي سازندگانش در نهايت حذف شد. شايد حالا که نزديک به يک سال از پخش اين سريال گذشته است، به دور از جوسازي و حاشيه بازي بتوان به اين نکته‌ها بيشتر توجه کرد و در پي راهي بود که کارگردانان ما با دردسر کمتري به خلق آثاري اين چنيني بپردازند؛ يا حداقل به خاطر بيان هنري و داشتن توفيقي چنين بزرگ، مورد لعن و توهين سليقه‌اي از جانب بزرگان قرار نگيرند. ناگفته نماند که هنرمندان هم بايد به تاثير فرهنگي آثارشان در ساير کشورها توجه کنند و مراقب باشند کارشان به جاي تاثير مثبت، حواشي نامطلوب درست نکند. شايد اگر اغراقي که ميرباقري در به تصويرکشيدن برخي شخصيت‌ها مثل عبدا... بن زبير به کار بست نبود، شاهد توليد سريالي که ماه مبارک سال قبل از تلويزيون کويت پخش شد و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را به تصوير کشيد نمي‌بوديم.

 

مي‌گويند فروردين سال 81، فيلم‌نامه «توابين» را که محمد ابراهيم سلطاني‌فر نوشته بود به ميرباقري دادند تا درباره کارگرداني آن نظر بدهد. ميرباقري که به دليل آماده نشدن شرايط، قيد ساخت سريال سلمان فارسي را زده بود، کارگرداني اين مجموعه را قبول کرد.

 

مهم‌ترين لوکيشن سريال هم احمدآباد مستوفي در جنوب غربي تهران بود جايي که دکورهاي اصلي سريال شامل کوفه، مکه، مدينه دمشق و مدائن در محدوده 250 هزار مترمربع ساخته شد. دکورهايي که با داربست و پنل و کارتن پلاست ساخته شد و مثل دکورهاي يوسف پيامبر (ع) ماندگار نيست. عده‌اي مي‌گويند کاش اين همه زحمت در کنار لباس‌ها، زيورآلات و ساير عوامل صحنه ماندگار مي‌شد.

 

نقش اول سريال که مختار است را اول قرار بود جمشيد هاشم‌پور بازي کند، بعد نوبت عليرضا شجاع‌نوري (بازيگر نقش عبدا... در فيلم روز واقعه) شد که گزينه اول براي اين نقش باشد اما نهايتا به فريبرز عرب‌نيا رسيد.

 

اين سريال با حضور بيش از 60 بازيگر اصلي، 140 نفر بازيگر فرعي و بيش از 1500 نيروي انساني که به عناوين مختلف درگير کار بوده‌اند، ساخته شده است.

 

مي‌گويند مسعود ولدبيگي (طراح گريم و چهره‌پرداز سريال) براي مختار حداقل 130 تست زد تا سه گريم براي سه مقطع سني او به دست بيايد. فکرش را بکنيد او براي هر نقش ديگر هم کلي وقت و انرژي صرف کرده.

 

نقش‌هايي در مجموعه وجود داشت که فيزيک افراد خيلي مهم بود و در بخشي از داستان به فردي با قد و پاهاي بلند نياز داشت براي همين پاي بسکتباليست‌ها هم به اين سريال باز شد.

 

مي‌گويند در زمان ساخت «فريبرز عرب‌نيا» و «رضا رويگري» چند بار زخمي شدند. تهيه کننده هم دو بار به دليل فشار کار سکته کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی