برنامه‌اي براي ماه آخر!
پايان‌نامه

برنامه‌اي براي ماه آخر!

نویسنده : سعيد برند

از قديم گفته‌اند سفر يک شعر است، سفر يک قصه است و حتي در پاره‌اي موارد ديده و گفته شده است که زبانم لال سفر جدايي از مرز غصه است! الان هم که به مناسبت فرا رسيدن روزهاي گرم تابستان بازار سفر داغ داغ است و مردم کشور هم که به گفته معاون اول رئيس جمهور وضع اقتصادي خوبي دارند و اصلا و اصولا نگران گراني نان و شير و مرغ و گوشت نيستند و گوش شيطان کر هزاران ليتر بنزين در گوشه کارت سوخت توشه دارند، گازش را چسبيده‌اند به سوي شمال!! ببخشيد که هر وقت صحبت از سفر مي‌شود ما زرت مي‌گوييم «شمال»، آخر از شما چه پنهان خود حقيرمان به غير از سفرهاي درون شهري که به وسيله «من کارت» انجام مي‌شود هميشه آرزوي يک سفر داخلي غير از شمال به دلش مانده چه رسد به سفرهاي خارجي! چون سفر به يک چيز بسيار ضروري و ضروري‌تر از چک کردن آب رادياتور ماشين نيازمند مي‌باشد که همانا جيب پر از مايه و ايضا تيله است! همان پولي که از قديم گفته‌اند چرک خرس يا به قولي علف کف دست است! با اين حال با خودمان مي‌گفتيم بزک نمير بهار مياد، بالاخره روزي سفر آخرت فرا خواهد رسيد و مي‌تواني مفت و مجاني نه تنها سفر خارجي بلکه سفر جهاني داشته باشي و چست و چابک به آن دنيا پر کشي! اما تا همين چند روز پيش نمي‌دانستيم که کلا زهي خيال باطل هستيم چون مدير عامل سازمان فردوس‌هاي شهرداري مشهد گفت: حداقل هزينه کف و دفن هر نفر 500 هزار تومان است! که در صورت درخواست خدمات بيشتر اين رقم بالاتر هم خواهد رفت! در واقع اگر ميت حقيرمان خدمات رفاهي بيشتر مانند آمبولانس خصوصي، قبر يک خوابه، شست و شو با آب معدني و غيره را نخواهد و حتي اگر اقوام وابسته هم قيد پلو مرغ روز ختم و شب هفت و چله و سالگرد را بزنند باز هم بايد 500 هزار چوق پياده شويم که برابر است با دستمزد يک کارگر ساده که در طول ماه دو شيفت مثل چي کار کند!

 

دوستان اگر خيال مردن در سر دارند از همينک تا يک ماه آينده دست نگه دارند و اين ماه آخري را حسابي کار کنند که در غير اين صورت بعد از مرگ بازماندگان داغ ديده دهانشان مورد عنايت قرار خواهد گرفت!

نظرات کاربران
کد امنیتی