فيلمي که خوابش‌مي‌آيد

فيلمي که خوابش‌مي‌آيد

نویسنده : مصطفي صابري

رضا عطاران و جايگاهش در طنز کشور نيازي به تعريف ندارد، مردي که طنزهايي ملموس و واقعي مي‌نويسد، کارگرداني مي‌کند، حتي وقتي وارد عرصه بازي مي‌شود بازهم صميمي و مردمي است، گويي بازي نمي‌کند، فيلم نمي‌سازد، فيلم‌نامه نمي‌نويسد و تنها به انعکاسي از آن‌چه در جامعه دارد مي‌پردازد، اما به شکلي هوشمندانه و منحصر به فرد، براي همين تا امروز کمتر کسي توانسته جنس کار او را تکرار کند. اما همين هنرمند وقتي با وجود موفقيت در عرصه سريال‌سازي، به فيلم‌سازي در سينما روي نياورد؛ اين ذهنيت را تقويت کرد که صبر کرده و مي‌خواهد اولين کارش در اين عرصه، بسيار متفاوت‌تر از سريال‌هاي خودش و ديگر طنزهاي امروزي باشد و به يک اتفاق مهم براي سينماي کشور تبديل شود. اما اين روزها که اولين فيلم سينمايي عطاران از راه رسيده، به خاطر همين نکاتي که ذکر شد و دلايلي ديگر، مثل حضور اکبر عبدي در نقشي متفاوت و حاشيه‌هايي مثل آن‌چه براي مريلا زارعي حين فيلمبرداري اتفاق افتاد، حضور خداداد عزيزي در فيلم و اين اواخر شنيدن خبر سانسور اثر او به نسبت آن‌چه در جشنواره اکران شده و... انگيزه‌ها براي تماشاي «خوابم مي‌آد» زياد شد و از قرار فيلم هم در شروع حکايت از اتفاق جديدي در سينماي ايران داشت. از طرفي وقتي اسم چندين و چند فيلمنامه‌نويس شاخص از جمله سعيد نعمت ا... به عنوان عواملي که از ايده اوليه تا بازنويسي چندين و چندباره متن نقش داشتند در ابتداي تيتراژ گذر کرد، اميدوار شديم فيلم مشکل بسياري از آثار ديگر را، يعني نداشتن يک داستان خوب را مرتفع کرده باشد و اثر چيزي فراتر از چند شوخي تلويزيوني باشد. بايد اذعان داشت تماميت اثر با طنزهايي که تا به حال ديده‌ايد فرق دارد، هم به خاطر خلاقيت‌هاي به ظاهر ساده‌اي که مخاطب را جذب مي‌کند، هم به خاطر پايان‌بندي عجيبي که تمام طراوت تماشاي اثر را به راحتي از بين مي‌برد و... نکته عجيب ماجرا درباره اين متفاوت بودن اين است که در سينماي ما، صاحبان آثار براي خوشايند مخاطب به او باج مي‌دهند و حتي پاياني گل و بلبلي براي اثر تدارک مي‌بينند، پايان‌بندي خوابم مي‌آد باعث مي‌شود سگرمه‌هاي تماشاچي درهم برود و آرزو کند اي کاش فيلم 15 دقيقه قبل تمام مي‌شد يا خودش به عنوان تماشاگر در دقايق پاياني، خوابش مي‌برد و با همان تصور خوب از فيلم سالن را ترک مي‌کرد. فيلم پر است از شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي بلاتکليفي که براي مخاطب قابل درک نيست، از جمله شخصيت مريلا زارعي که معلوم نيست ابلهي است که ابتکارات عاقلانه دارد يا عاقلي است که خود را به ابلهي زده تا بتواند از شخصيت اصلي داستان سوءاستفاده کند؟ حضور خداداد عزيزي با آن همه مانوري هم که روي آن شد کارکردي در فيلم نداشت و از قرار معلوم فيلمنامه از همان بخشي که تصور مي‌شد نقطه قوتش باشد يعني تعدد ايده پردازان و فيلمنامه نويسان لطمه ديد؛ چرا که هويت و امضاي مشخصي پاي شوخي‌هاي ناهمگن اثر نيست. البته فيلم لحظات جالبي هم دارد که خاطره‌هاي شيرين دهه 60 را براي شما تداعي مي‌کند. بازي اکبر عبدي هم شيرين است و چه بسا اگر اين بازي شيرين و چنين آشنازدايي نبود فيلم با اين استقبال مواجه نمي‌شد. با همه اين اوصاف هر چند اولين اثر سينمايي عطاران، در جايگاه کارگردان انتظارات را به طور کامل برآورده نکرد اما در بين آثاري که به شعور مخاطب احترام نمي‌گذارند و در بهترين حالت چيزي فراتر از کپي‌هاي امروزي از فيلم‌هاي هاليوودي يا قبل از انقلاب نيستند؛ به خصوص براي سينماي ما در سال 91 که تا اين جاي کار اصلا اوضاع خوبي ندارد اتفاق خوبي است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

فی‌ المناقب جنجال مردان 95

٩٥/١٢/٢٦
آنتن

ما و قسط‌های آخر سالی...

٩٥/١٢/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 479

٩٥/١٢/٢٦
پایان‌نامه

وعده‌هایی برای سال جدید!

٩٥/١٢/٢٦

پاسخ نویسندگان جیم به ۳سوال و انتخاب ایموجی سال 95

٩٥/١٢/٢٦
سال جدید در پس سالی پـــراز حادثه و اتفاق می‌رسد سال گذشته را در قالب رخـداد مهم جور دیگری مرور کرده‌ایم

خوب بد جلف95

٩٥/١٢/٢٦
مینیمال

و اما عید دیدنی!

٩٥/١٢/٢٦
محرمانه مستقیم

چه روزگاری داشتیم!

٩٥/١٢/٢٦
مروری متفاوت و شیرین بر 20 فیلم‌ برتر اکران 95 سینمای ایران

از برفوش‌ترین تا بی‌اعصاب‌ترین

٩٥/١٢/٢٦
پیشنهادهایی برای آغاز فصل جدید

از سیر تا پیاز نوروزانه!

٩٥/١٢/٢٦
لچکی‌های موضوع ویژه

سال پول ساز سینما

٩٥/١٢/٢٦
بررسی اتفاقات جالب و به یادماندنی ورزش در سال 95

سالی که خوش گذشت!

٩٥/١٢/٢٦
در ستایش 8 چهره تاثیرگذار و شایسته ورزش ایران در سال 95

بچه‌ها مچکریم!

٩٥/١٢/٢٦
کافه جهان نما

نجف، دیار مهمان‌ شدن‌های بی‌شمار

٩٥/١٢/٢٦
جالباسی

باغ‌های پر گل و میوه روی سر خانم‌های اروپایی!

٩٥/١٢/٢٦
تبلیغات
تبلیغات