تجديد نظر کنيم...
بازتاب

تجديد نظر کنيم...

نویسنده : سعيد برند

ستون محرمانه مستقيم هفته گذشته به روشي براي مقابله با بدحجابي و بدپوششي برخي آقايان و خانم‌ها پرداخته بود. به عقيده نگارنده آن يادداشت که با عنوان «چرا آب نمي‌شويم؟» به رشته تحرير در آمده بود براي رهايي از آفت بدحجابي، نه آن بگير و ببنددها و ضرب و زورها جواب لازم و کافي را مي‌دهد و نه برگزاري کلي همايش و سلسه نشست‌هاي نقد و بررسي و آسيب شناسي و اصطلاحا کار فرهنگي. چه بسا اگر همه آدم‌هاي شهر که به آسيب‌هاي جدي بدلباسي و بدحجابي آگاهند به افراد مذکور تذکر دهند که حجابشان را رعايت کنند شايد بهترين کار را در اين باره انجام داده باشند. البته منظور تنها گفتن يک تذکر ساده است، چرا که گام‌هايي بعدي و روش‌هاي ديگر در قانون پيش بيني شده و تنها بايد توسط ضابطان قانون انجام شود. اما همان طور که قابل پيش بيني بود اين يادداشت واکنش‌هاي مختلفي را از سوي خوانندگان به دنبال داشت. ابتدا تصور مي‌شد که بيشترين بحث‌ها بر سر نوع يا روش برخورد با بدحجابان باشد اما در عمل بيشترين حجم پيامک‌هايي که در مخالفت با اين يادداشت به 2000999 ارسال شده بود به اين موضوع اشاره داشت که ما هر طور دلمان مي‌خواهد لباس مي‌پوشيم، نوع لباس پوشيدن ما ارتباطي به کسي ندارد که خواسته باشند به ما تذکر بدهند. در پيامک‌ها ديگر نيز دلايل روشني براي پوشيدن لباس‌هاي نامتعارف بيان نشده بود، به عنوان مثال يکي از خوانندگان، گران بودن چادر را دليل بد‌حجابي خود معرفي کرده بود! ديگري پيدا نشدن مانتو بلند يا گشاد در فروشگاه‌هاي لباس را دليل پوشيدن مانتوي کوتاه دانسته بود و ...

 

اما به راستي اگر خودمان با خودمان به قضاوت بنشينيم اين دلايل چقدر مي‌تواند قانع‌کننده و منطقي باشد. هر چند در شماره‌هاي گذشته در 2 صفحه به گزارشي پرداختيم که واقعا پيدا کردن لباس مناسب کار سختي است اما شما هم بهتر از هر کسي مي‌دانيد که در واقع اين مصرف کننده است که به توليد کننده الگو مي‌دهد.

 

اما روي سخن اين نوشته خطاب به عزيزاني است که تصور مي‌کنند خيابان‌هاي شهر ملک مطلق آنان است و مي‌توانند و حق دارند هر گونه که دلشان بخواهد رفتار کنند. چطور مي‌شود لباس پوشيدن ما يا هر عمل ديگر ما که در يک جامعه و ديوار به ديوار هم زندگي مي‌کنيم به ديگري ربط نداشته باشد؟ اگر امروز بنده عملي را انجام دهم که آسيب‌هاي آن براي همه مشخص باشد به سرعت از سوي ديگر شهروندان مورد تذکر قرار مي‌گيرم. مثلا اگر در مکان عمومي سيگار بکشم فورا مواخذه خواهم شد چرا که مزاحمت عمل من براي آن‌ها قابل لمس است. آيا افرادي که تيپ‌هاي آن چناني مي‌زنند به سرنوشت نوجواناني که اکنون دوران بلوغ را سپري مي‌کنند و به طور قطع شرايط ازدواج را هم ندارند فکر کرده‌اند؟! به اين مسئله انديشيده‌اند که همين موضوع به ظاهر کوچک در خيال آن‌ها مي‌تواند کانون بسياري از خانواده‌ها را از هم بپاشاند؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
بالاخره سر و کله لیست بهترین بازیکنان فیفا 18 پیدا شد

ترین های فیفا

٩٦/٠٦/٣٠
بررسی سیر گوشی های اپل و تغییراتی که این سال ها آیفون به خود دیده است

#IPHONE

٩٦/٠٦/٣٠
به بهانه سالروز آغاز جنگ تحمیلی و حال و هوای این روزهای مدافعان حرم

این جا برای از تو نوشتن هم کم است

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به سینمای نیجریه که دومین تولید کننده پرکار صنعت فیلم جهان است

نالیوود؛ غول ناشناخته

٩٦/٠٦/٣٠

آرامش سیال خانه‌داری!

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به زندگی ستاره‌هایی که سواد آکادمیک نداشتند

تحصیل نکرده های باهنر!

٩٦/٠٦/٣٠
مینیمال

پاییز از وقتی دیگه مدرسه نرفتیم قشنگ شد

٩٦/٠٦/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 504

٩٦/٠٦/٣٠

... و کل ارض کربلا

٩٦/٠٦/٣٠

راند 90

٩٦/٠٦/٣٠
درباره اول مهر دوست نداشتنی که هنوز هم حس بدش دست از سر خیلی از ما بر نداشته است

باز آمد بوی ماه مدرسه ... مرسی اَه!

٩٦/٠٦/٣٠

این شبِ ۳۱ شهریور لعنتی!

٩٦/٠٦/٣٠
نقدی بر رواج اکران‌های به اصطلاح مردمی در سینماهای کشور

اکران برای مردم یا مردم برای اکران؟

٩٦/٠٦/٣٠
کافه جهان نما

آذربایجان شرقی، سرزمین سرسپردگان حسینی

٩٦/٠٦/٣٠
مینی

مینی 504

٩٦/٠٦/٣٠
چهره هفته

اتفاقات ویژه استقلال

٩٦/٠٦/٣٠
آنتن

حس و حال جیمی‌ها در اول مهر!

٩٦/٠٦/٣٠

گذشتن و رفتن پیوسته

٩٦/٠٦/٣٠
شاخ هفته

عشق اول

٩٦/٠٦/٣٠
چند روایت معتبر از تلخ و شیرین‌های اولین روز مدرسه رفتن

خاطره‌بازی کلاس اول‌طور

٩٦/٠٦/٣٠
تبلیغات