حق انتخاب را با خودت نبر!
حکايت‌هفته

حق انتخاب را با خودت نبر!

نویسنده : ايمان فروزان نيا - مهديه جوادي

نقل است که روزي ابوجارچي ابن جيم خراساني در سينما به نظاره فيلم شعله مشغول بود که مريدان کورمال کورمال خود را به او رساندند و ناله‌ها و زاري سردادند، ابوجارچي گفت: «من اينجام، چرا پريدين روي اون پيرمرد». مريدان بعد از يافتن صندلي استادنا زمين ادب بوسيدند و گفتند: يا خفن، فردي حکمتي باز گفته است که ما هر چه فکر کرديم از درک آن عاجز مانديم و سه روز است که از شدت عجز، کف و تف و خون و دوغ‌آبغلي را با هم پس مي‌دهيم. آن حکمت گفته اين‌گونه باشد: «نيروي انتظامي به جاي آن‌که سينماها و رستوران‌ها را ببندد بايد به مردم حق انتخاب دهد.» پيرنا با شنيدن اين سخن سخت به خنده افتاد، چونان که اشک از همه جايش روان گشت، بعد رو به مريدان کرد و گفت: «مقصوداين بوده است که بايد اول همه فرهنگ‌ها به مردم معرفي شود و بعد به آن‌ها اجازه انتخاب فرهنگ بهتر داده شود و از نظر آن شهير همه مردم فرهنگ ايراني را برمي‌گزينند. ولي فعلا که خبري از عرضه فرهنگ نيست شما مي‌توانيد بين نعره زنان گريختن و تماشاي فيلم شعله يکي را برگزينيد.» مريدان که هر کدام به شخصه شونصد بار فيلم شعله را تا ته ديده بودند، جامه‌ها دريدند و نعره زنان به اطراف گريختند، منتها از شدت تاريکي هيچ کدام راه خروج نيافتند و مجبور شدند دوباره فيلم شعله را تا ته تماشا کنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات