به افتخار يک تلاش صادقانه در کش‌وقوس دنياطلبي هنر

به افتخار يک تلاش صادقانه در کش‌وقوس دنياطلبي هنر

نویسنده : سيدمصطفي صابري

«شور شيرين» تجربه‌اي ديگر از هنرمند مشهدي مسعود اردکاني است، کسي که «به کبودي ياس» را درباره شهيد برونسي ساخت و فيلم مظلوم اکران شد و مظلومانه وارد شبکه ويدئويي شد. شور شيرين برشي از زندگي محمود کاوه را روايت مي‌کند، مي‌توان از اين موضوع انتقاد کرد که در اين مقطع از زندگي شهيد، شخصيت او ظهور و بروز و تجلي 25 سالگي و روزهاي منتهي به شهادت را نداشته، يعني مشابه همان روايتي که از شهيد برونسي در به کبودي ياس شد، مي‌توان هم از شباهت بخشي از پيرنگ ابتدايي داستان به فيلم قبلي اردکاني گفت و به اين موضوع تاکيد کرد که ماجراي نفوذ افسر سابق گارد با بازي رويگري در گروه کاوه، تا پايان فيلم کارکرد خود را از دست مي‌دهد و چالشي ايجاد نمي‌کند، مي‌توان از دستپاچه شدن‌هاي مکرر شهيد کاوه در فيلم انتقاد کرد و اين که او مدام با دوستش چنگيز مشورت مي‌کند. يا اين‌که چرا داستان چندان که بايد روي شخصيت او تاکيد ندارد و بيشتر به حوادث پيرامون او مي‌پردازد؛ يا به حلاجي اين موضوع پرداخت که چرا در پوستر و تبليغات فيلم، تصويري از چهره بازيگري که نقش او را بازي مي‌کند؛ وجود ندارد و تاکيدي به مخاطب براي آن که بداند به ديدن فيلمي درباره محمود کاوه آمده؛ نشده است و... اما مي‌توان به عافيت طلبي و گيشه پسندي بسياري از فيلم‌سازان بزرگ و تهيه‌کننده‌هاي متول فکر کرد و به اين همه تعهد عوامل شور شيرين افتخار کرد که هنوز در کش وقوس دنيا طلبي‌هاي رايج رسالت هنر را فراموش نکرده‌اند، پس بگذار ديکته آن‌ها چند غلط هم داشته باشد، اصلاً چون محمود کاوه و همين‌طور تعهد عوامل فيلم را دوست داريم غلط‌هاي‌شان را هم مي‌بينيم چون براي‌مان مهم است اما آن‌چه درباره اين فيلم و تلاش عوامل آن بيشتر بايد مورد توجه باشد همين «کار دلي» است که انجام شده و در به کبودي ياس هم موج مي‌زد و اجازه نمي‌دهد به شور شيرين مثل يک فيلم نگاه کنيم، شور شيرين را بايد يک سند دانست، مي‌توان از همشهريان مشهدي به طريق اولي و از همه هموطنان دعوت کرد اين فيلم را ببينند تا بدانند چه بر اين کشور و جوانانش گذشته؟ تا بدانند در آن روزهاي پر بحران چگونه جواني 20 ساله در برابر دشمنان کشور ايستاد و خار چشم آن‌ها بود، بايد اين فيلم را ديد تا در حس غروري که به مخاطب القاء مي‌کند سهيم شد. مدتي قبل که فيلم را در جشنواره ديدم، زماني که اشک‌هاي مخاطبان را حين آن پايان‌بندي زيبا ديدم، همان وقت تصوير بازيگر با محمود کاوه عزيز منطبق شد و درست زماني که روي پرده سينما عبارت تقديم به سردار بزرگ اسلام محمود کاوه حک شد آرزو کردم که اي کاش در اکران افراد زيادي به خاطر خودشان هم که شده شاهد اين تلاش صادقانه باشند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
دات کام

از opera غافل نشوید

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦