آن هايي که نيستند و ماندگار هستند

آن هايي که نيستند و ماندگار هستند

نویسنده : سيد مهدي حسيني

چه وقتي در قاب تلويزيون‌هاي قديمي مي‌درخشيدند چه روي پرده بزرگ سينما فرقي نمي‌کرد، بعضي آدم‌ها خاطرات مشترک چند نسل هستند که حتي وقتي در جمع ما نيستند هم ماندگار ماندند. راز ماندگاري بعضي‌ها در بين انواع مخاطبان عالم سينما و تلويزيون را بايد در فرصتي مقتضي که حق مطلب ادا شود و در اين مطلب فقط مي‌خواهيم روح‌مان را با ياد شيرين انسان‌هايي که خاطرات ما را ساختند شاد کنيم و بس، آن‌هايي که نماندند و ماندگار هم شدند.

 

صدايي زنگدار اما صميمي
 
خسرو شکيبايي

مثل اکثر بازيگران تواناي دنيا، از تئاتر وارد عرصه سينما شده بود. بنابراين استفاده از تمام بدن براي انتقال حس مورد نظر و صداي پخته از ويژگي‌هاي بازي او بود. حتي مدت 2 سال دوبله کار کرده بود و شعرهايي از سهراب سپهري، فروغ فرخزاد، سيد علي صالحي و محمدرضا عبدالملکيان را هم دکلمه کرده است. بازي او نمونه آموزشي خوبي براي تشخيص تفاوت بازي در 3 مديوم تئاتر، تلويزيون و سينماست که شکيبايي در همه آن‌ها موفق بوده است. بازي اغراق شده تئاتري را در عرصه تلويزيوني تلطيف کرده و در سينما نقش‌اش را واقعي و از جنس فيلم بازي کرده است. در مجموع از معدود بازيگراني است که با وجود بازي در فيلم‌هاي ضعيف بسيار، هيچ وقت بازي بدي از خود ارائه نداده است. کاراکتر حميد هامون در فيلم هامون داريوش مهرجويي و مراد بيگ در سريال روزي روزگاري شاه‌نقش‌هايي هستند که براي هميشه در ياد سينما دوستان حک شده‌اند.

 

بي‌بي بچه‌هاي ايران
 
پروين دخت يزدانيان

او با اين‌که يک بازيگر حرفه‌اي نبود و بازيگري را در سن 70 سالگي از «قصه‌هاي مجيد» ساخته فرزند خودش «کيومرث پوراحمد» آغاز کرده بود اما چنان خلوص و اصالتي را به نقش بي‌بي داده بود که تا ابد در ذهن همه نسل‌هايي که با قصه‌هاي مجيد زندگي کردند باقي خواهد ماند. يک جورهايي مادربزرگ دوست‌داشتني همه ما شده بود و وقتي از دست رفت داغش بر دل خيلي‌ها ماند.

 

هميشه مادر بود
 
حميده خيرآبادي

تهماسب صلح‌جو در واکنش به خبر فوت اين مادر سينماي ايران نوشته است: «شما را نمي‌دانم ولي من يکي هيچ وقت نمي‌توانم چهره زنده‌ياد حميده خيرآبادي را بدون آن لبخند شيرين دوست‌داشتني به ياد بياورم. در مجلس ترحيم‌اش هم هر طرف چشم انداختم عکس‌هايش را با همان لبخند ديرآشنا ديدم. پايين يکي از عکس‌ها نوشته بودند: رفتي و مي‌ترسم نکند جهان به يک‌باره از مهرباني و لبخند خالي شود.» او هم از تئاتر آغاز کرد اما بيشتر شهرتش را مديون سينما و تلويزيون بود. هيچ گاه بازيگر نقش اول نبود ولي يک بازيگر نقش دوم موفق بود و 3 بار هم نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن شد. جالب اينجاست که نقش مادر از همان سومين فيلم سينمايي‌اش دست تقدير (1338) و زماني که فقط 35 سال داشت در او تثبيت شد و جز يکي دو مورد مثل نقش‌اش در «روز واقعه» و «مادر» ساخته «علي حاتمي» همواره همين نقش را تکرار کرد. جالب اينجاست که او نقش مادر بسياري از شخصيت‌هاي سينما که فاصله زيادي با آن‌ها ندارد را هم بازي کرده است، مثل بازي در نقش مادر عزت ا... انتظامي در اجاره نشين‌ها.

 

رسول سينماي متعهد
 
رسول ملاقلي پور

او از زمان انقلاب عکاسي آماتوري مي‌کرد ولي در 8 سال دفاع مقدس حرفه‌اي شد و چند تا از ماندگارترين فيلم‌هاي نسل ما را کارگرداني کرد. بهترين فيلم‌هاي او که عموما در ژانر جنگي و ملودرام اجتماعي بودند عبارتند از: پرواز در شب، پناهنده، سفر به چزابه، هيوا، قارچ سمي و ميم مثل مادر. از آن دسته کارگردان‌هايي بود که براي کيفيت بصري فيلم‌اش اهميت زيادي قائل بود بنابراين صحنه‌هاي اکشن آثارش تأثيرگذار و نماهاي فيلم‌هايش چشم نواز از کار درآمده‌اند. با تکنولوژي روز جلو مي‌رفت و اگر هنوز بود شايد اولين سازنده فيلم 3بعدي در ايران لقب مي‌گرفت.

نظرات کاربران
کد امنیتی