سودای پرواز
خلباني، آرزويي که بر جوانان عيب نيست! در گفت‌وگو با خلبان و مدير عامل يک خط هوايي داخلي

سودای پرواز

نویسنده : وجیهه محمد پور مقدم

آرزوي بشر از همان زمان‌هاي ‌‌قديم تا همين الان پرواز کردن بوده است! هيجان و شور و نشاطي که در پرواز است ناخودآگاه خيلي از آدم‌ها ‌‌را به آن علاقه‌مند مي‌کند و شايد براي همين است که شغل خلباني يکي از مشاغل پرطرفدار مخصوصا بين جوانان است که البته مدتي است خانم و آقا ندارد و خانم‌ها ‌‌هم هدايت هواپيما را به عهده گرفته‌اند. شغلي که به واسطه همان هيجان و تجربه متفاوتش، دنياي متفاوتي هم با دنياي ساير مشاغل دارد. اين بار به سراغ خلباني رفتيم تا ببينيم در اين عالم پر هيجان چه خبر است. اطلاعات اين شغل را مديرعامل يکي از شرکت‌هاي ‌‌بزرگ هواپيمايي به ما داد. کاپيتاني که کمک کرد و ما را با عالم پريدن آشنا کرد. (کاپيتان خودش خواست تا نامش را چاپ نکنيم تا تبليغ براي اين ايرلاين اتفاق نيفتد. ما هم قبول کرديم.)

چي بخوانيم تا خلبان شويم؟

در گذشته سازمان هواپيمايي کشور، خودش دانشجو مي‌پذيرفته اما الان مرکز علوم و فنون هواپيمايي کشور وظيفه تربيت خلبان را به شرکت‌ها ‌‌و موسسات خصوصي که زير نظر همين سازمان هستند واگذار کرده است. براي اين‌که شما خلباني بخوانيد بايد اولا ديپلم داشته باشيد، دوما آقا پسرها کارت پايان خدمت و يا معافيت غير پزشکي داشته باشند. دانشجوي خلباني حتما بايد به زبان انگليسي مسلط باشد. دانشجويان خلباني معمولا درس‌هايي مثل تاي ديناميک، موتور، هواشناسي، فيزيولوژي و... را در بخش تئوري مي‌خوانند. تمام دانشجويان در زمان تحصيل پرواز هم مي‌کنند البته با هواپيماهاي آموزشي.

 

چه مدرک‌هايي لازم است؟

دانشجوي خلباني در زمان تحصيل بايد سه گواهينامه، گواهينامه CPL هواپيماي شخصي، PPL هواپيماي بازرگاني و اينترومنت يا پرواز با ابزار دقيق دريافت کند تا خلبان بشود. مدت زمان گرفتن اين گواهينامه‌ها ‌‌به خود فرد بستگي دارد. يعني چه‌قدر درس بخواند يا پروازهايش را با موفقيت انجام دهد و البته تايم پروازي‌اش را پر کند. تايم پروازي هم تعداد ساعت پروازي است که فرد بايد در آموزشگاه بگذراند تا بتواند براي امتحان و دريافت اين گواهينامه‌ها ‌‌معرفي شود. با گرفتن اين گواهينامه‌ها ‌‌فرد خلبان مي‌شود.

 

خلبان چه هواپيمايي هستيد؟!

خلبان هواپيماي مسافربري بودن با خلبان هليکوپتر بودن کلي توفير دارد! يعني هر کدام اين‌ها، دوره‌هاي ‌‌مخصوص به خودشان را بايد بگذرانند و فقط تا همان دوره عمومي يعني CPL با هم اشتراک دارند. بعد از آن دانشجويان خلباني با توجه به سازماني که در آن استخدام مي‌شوند بايد آموزش‌هاي ‌‌اختصاصي ببينند. مثلا دانشجوياني که در ارتش يا سپاه استخدام مي‌شوند دوره هواپيماهاي جنگنده را مي‌بينند اما دانشجويي که در يکي از ايرلاين‌ها ‌‌استخدام مي‌شود،دوره آموزشي مخصوص به هواپيماي مسافربري يا بازرگاني که بايد با آن پرواز کند را مي‌گذراند. چون موسسات آموزشي تنها تا مقطع CPL را تدريس مي‌کنند، دانشجوياني که فارغ التحصيل شده‌اند مي‌توانند يا با هزينه شخصي خودشان يا توسط سازماني که در آن استخدام شده‌اند تايپ يکي از هواپيماها را بگذرانند. مثلا براي پرواز با هواپيماي ايرباس حتما بايد دوره تخصصي آن را بگذارنند، بعد شبيه‌سازي پروازي را انجام دهند و با استاد خلبان آن هواپيما چک شوند، آن وقت اجازه پرواز با ايرباس را دارند. هر خلبان فقط مي‌تواند با همان هواپيمايي که دوره‌اش را ديده است پرواز کند. خلبان مي‌تواند تايپ‌هاي ‌‌مختلفي را بگذراند اما اجازه ندارد در آنِ واحد روي چند تايپ پرواز کند. چون تايپ هر هواپيما باديگري فرق مي‌کند و چون امنيت و سلامت پرواز از هر چيزي مهم‌تر و امکان اشتباه وجود دارد اين اجازه به يک خلبان داده نمي‌شود که مثلا همزمان هم با يک هواپيماي ايرباس پرواز کند و هم با يک هواپيماي بويينگ.

 

هزينه تحصيل؟

رشته خلباني يکي از رشته‌هاي ‌‌پر خرج و مخارج است که کلي هزينه روي دست‌تان مي‌گذارد. فردي که مي‌خواهد خلبان شود براي گرفتن سه گواهينامه بالا، حدودا بايد 60 ميليون تومان خرج کند.

 

استخدام

تحصيل در رشته خلباني به معني تضمين در خلبان شدن نيست و فارغ التحصيل اين رشته بايد منتظر استخدام شرکت‌ها ‌‌و سازمان‌ها ‌‌باشد. آزمون استخدامي را معمولا شرکت‌هاي ‌‌هواپيمايي کشور بنا بر نياز خود برگزار مي‌کنند.

 

کادر پرواز

کار پرواز کار گروهي است. يک هواپيما مجاز نيست با يک خلبان پرواز کند بنابراين در هر پرواز يک سرخلبان و يک کمک خلبان حضور دارند و از نظر قانوني به ازاي هر 50 مسافر يک مهماندار حضور دارد.

 

رده‌هاي ‌‌شغلي

کمک خلبان: همه کساني که در رشته خلباني درس خوانده‌اند و گواهينامه CPL دريافت کرده‌اند مي‌توانند کمک خلبان شوند. کمک خلبان‌ها ‌‌بر خلاف تصور ما منشي نيستند چون يک پرواز را خلبان و يک پرواز را کمک خلبان به صورت نوبتي انجام مي‌دهد. مگر اين‌که شرايط نرمالي نباشد که بنا به تشخيص سرخلبان که احساس خطر کند و هدايت هواپيما را خودش انجام دهد.کمک خلبان در سمت راست کابين مي‌نشيند.

کاپيتان يا سرخلبان: براي اين‌که بتوانيد کاپيتان يا سرخلبان شويد بايد يک دوره آموزشي ديگر به نام APPL را بگذرانيد که بعد از گذراندن يک تايم پروازي بين 2 تا 3 هزار ساعت و بعد از شرکت در امتحان اين دوره به شما گواهينامه‌اي مي‌دهند که شما کاپيتان شويد. کاپيتان در واقع فرمانده و رهبر هواپيما است و مسئوليت کل هواپيما برعهده اوست. خلبان قبل از ورود به هواپيما وارد قسمتي مي‌شود به نام ديس‌پک و فرم‌هايي که مربوط به برنامه آن هواپيما است را مطالعه مي‌کند و بعد هواپيما را تحويل مي‌گيرد. سرخلبان قبل از پرواز، بدنه هواپيما، چرخ‌ها، شيشه‌ها، ترمزها، کنترل‌ها ‌‌و هيدروليک‌ها ‌‌و... را چک مي‌کند و تاييد مي‌کند. هواشناسي هواي آن روز را به خلبان ارائه مي‌کند و خلبان با توجه به آن پرواز را تنظيم مي‌کند. سرخلبان تاييديه مسافران را از مهماندار مي‌گيرد و چک مي‌کند و به مهماندار و زميني اعلام و بعد زميني به ترافيک اعلام مي‌کند و ترافيک اجازه ورود مسافر به هواپيما را مي‌دهد. در حوادث اضطراري سرخلبان بايد آخرين نفري باشد که هواپيما را ترک مي‌کند. سرخلبان در سمت چپ کابين مي‌نشيند.

معلم خلبان: به اساتيد رشته خلباني معلم خلبان مي‌گويند. همه دانشجويان خلباني مي‌توانند با داشتن مدرک IP که خودش يک دوره آموزشي جدا مي‌خواهد معلم خلبان شوند. معلم خلبان‌ها ‌‌دوره‌هاي ‌‌روان‌شناسي هم براي کار بر روي روان و اعصاب دانشجو مي‌بينند.

مهندس پرواز: در هواپيماهاي قديمي پشت دو خلبان مي‌نشست. مهندس پرواز، خلبان نبود بلکه دوره‌هاي ‌‌خاصي در زمينه همان هواپيما را مي‌گذراند.

 

تعداد ساعت کاري

به صورت قانوني هر خلبان در ماه نبايد بيشتر از 100 ساعت پرواز داشته باشد و در سال 1000 ساعت. هر خلبان در روز بايد 8 ساعت پرواز انجام دهد. در پروازهاي طولاني دو گروه خلبان وارد هواپيما مي‌شوند يک گروه پرواز را انجام مي‌دهند و بعد گروه ديگر جابه‌جا مي‌شوند.

 

حقوق خلبان‌ها

حقوق خلبان به ايرلايني که در آن پرواز مي‌کند بستگي دارد. يک خلبان حداقل ماهي 3 ميليون و حداکثر بين 8 تا 12 ميليون حقوق مي‌گيرد که مقدار آن به تعداد پروازها و نوع پرواز بستگي دارد. نرخ پرواز در روز و شب فرق دارد. روزهاي جمعه و روزهاي تعطيلات رسمي هم نرخ‌هاي ‌‌متفاوتي دارند.

يک مهارت: چگونه بر ترس از ارتفاع خود غلبه کنيم؟

سرتان برود پا توي هواپيما نمي‌گذاريد! اصلا حاضريد 48 ساعت با قاطر سفر کنيد اما سوار هواپيما نشويد! تا چشم‌تان به هواپيما مي‌افتد دل‌تان آشوب مي‌شود، سرتان گيج مي‌شود، دست و پاي‌تان مي‌لرزد و دلهره تمام وجودتان را مي‌گيرد. راستش را بخواهيد اين ترس خلاصه نمي‌شود به سوار شدن هواپيما اگر در زندگي‌تان ريز شويد مي‌بينيد که از بالا رفتن از نردبان و روي يک ارتفاع بلند ايستادن هم مي‌ترسيد. يعني کلا از فاصله گرفتن از زمين با هر وسيله‌اي دچار استرس و بعد ترس مي‌شويد براي همين ترجيح مي‌دهيد روي همين زمين محکم قدم برداريد تا روي جايي که اطمينان ندارد! اگر بخواهيد کمي علمي به اين ترس نگاه کنيد بايد بگوييم که ترس از ارتفاع يا آکروفوبيا يک بيماري است که در آدم‌هاي مختلف ديده مي‌شود. اگر قرار باشد وارد يکي از رشته‌ها يا شغل‌هاي هوايي شويد با اين ترس عمرا نمي‌توانيد لذت و هيجان پرواز را احساس کنيد. آدم‌هايي که گرفتار اين نوع ترس هستند خودشان مي‌دانند که اين ترس غير منطقي است و حتي خيلي‌هايشان دوست دارند آن را کنار بگذارند اما معمولا همين ترس باعث مي‌شود از رو به رو شدن با آن فرار کنند. ترس از ارتفاع شما يا به خاطر يک تجربه ناخوشايند است يا به خاطر عوامل فيزيولوژکي است که در هر صورتي قابل درمان است. خيلي‌ها تنها با تصور حضور در ارتفاع، دچار دلهره و اضطراب مي‌شوند اين افراد بدون اين‌که تجربه بدي داشته باشند قاطي مي‌کنند و با فکر کردن به اين‌که لابد اين موضوع اتفاق وحشتناکي است زندگي مي‌کنند براي همين حاضر به رو به رو شدن با آن نيستند. بنابراين در اولين قدم افکار خود را مديريت کنيد يعني سعي کنيد ارتفاع گرفتن را براي خودتان خيلي بزرگ و منفي نکنيد، بلکه تا وقتي که خواستيد تمرين کنيد به آن فکر هم نکنيد. اما عده‌اي به دليل يک حادثه ناخوشايند در دوران کودکي دچار ترس از ارتفاع شده‌اند مثلا از راه پله‌اي پرت شده‌اند پايين و همين آن‌ها را ترسانده است. بهترين روش درمان براي اين افراد اين است که به قول روان‌شناسان خودتان را پرت کنيد توي اين ترس! يعني با آن مواجه شويد. خودتان را در موقعيت بالا رفتن از نردبان يا کوه قرار دهيد و اجازه بدهيد تجربه جديدي داشته باشيد در اين حالت از اطرافيان‌تان به شدت کمک بگيريد. بعد از بالا رفتن از ارتفاع‌هاي معمولي نوبت به هواپيما است. در اين مورد هم يا واقعا بايد دل‌تان را بزنيد به دريا و يک روز بليط هواپيما بگيريد و راهي سفر شويد، که در اين موقعيت نياز به چند عدد آدم پايه داريد که به شما ترس‌تان را يادآوري نکنند بلکه حواس شما را پرت چيزهاي ديگري کنند و يا اگر در خودتان نمي‌بينيد که چنين کاري انجام دهيد مي‌توانيد از اين مدل شبيه‌سازي پرواز استفاده کنيد که جديدا در کشور ما انجام مي‌شود. در اين شبيه‌سازي دوستان براي شما شرايط پرواز از جمله تمامي لرزش‌ها و تکان‌هاي هواپيما در مراحل مختلف حرکت، بلند شدن از زمين، اوج گرفتن، تغيير ارتفاع، فرود و ... را به صورتي کاملا مشابه شرايط واقعي و به وسيله صندلي مخصوص و لرزاننده‌هاي مختلف که به بدن شما وصل مي‌کنند، شبيه‌سازي مي کنند به اين ترتيب تماس حواسي مختلف فرد از جمله حس لمس عمقي در روند درمان وارد مي‌شوند و آن وقت شما ذره ذره تمرين مي‌کنيد که نترسيد و شجاع باشيد. راستي تا مي‌توانيد از اين فيلم‌هاي اکشن که سقوط را نشان مي‌دهد نگاه نکنيد که ترس‌تان را بيشتر خواهد کرد بلکه تجارب موفقيت‌آميز را دنبال کنيد تا ذهن و فکرتان از استرس کم شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی