آخ جون! هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا شديم
حکایت هفته

آخ جون! هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا شديم

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی

نقل است که روزي 10 تن از مريدان در اتاق 12 متري خود نشسته بودند، دانگ مي‌دادند و اجاره خانه خويش مهيا مي‌ساختند. به ناگاه ابوجارچي ابن جيم، درِ خانه را لگد بکوفت، چونان که در به دو شد و نعره زد: «آن استاد استادان، آن وزير لايق و کاردان، آن پر کننده سفره طعام، آن کنترل کننده امواج بازار و اقلام، آن ارزان کننده کالاي اساسي، آن عذر خواه در هر مجلس و اجلاسي، آن بي‌خبر از هر گونه اختلاس، آن خورنده ترشک و قره‌قروت و ريواس، آن شيفته کار و خدمت رساني و پيرنا و خفننا شمس‌الدين حسيني گفته است: موقعيت ايران به عنوان هفدهمين اقتصاد بزرگ دنيا تثبيت شده است.» مريدان جملگي نگاه عاقل اندر سفيهي به ابوجارچي کرده و گفتند: «برو يره! فکر نون باش، که مقام و موقعيت، آبه» ابن جيم با شنيدن اين سخن و از عظمت حکمت آن، رخت استادي از تن به درآورد و نعره زنان سر به بيابان گذاشت. نقل است از آن پس جز نان هيچ نخورد تا از آخر از تشنگي مُرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی