نقاشی روی بوم چهره ها
دختران از افتادن در حوض نقاشي مي‌گويند

نقاشی روی بوم چهره ها

نویسنده : فاطمه آستانی

وقتي بازار تقاضا غيرقابل کنترل مي‌شود، به تبع آن در بخش توليد يا ارائه خدمات هم اتفاقات عجيبي رخ مي‌دهد. مثلا خبر مي‌رسد که در بعضي آرايشگاه‌هاي زنانه و کلينيک‌هاي زيبايي خال صورت را برمي‌دارند و جايش خال لب مي‌گذارند. چربي‌ها را مي سوزانند و در عوض پروتز اندامي مي‌گذارند. پوست را برنزه مي‌کنند و از چشم‌هاي معمولي با کمک تاتو، چشمِ «آهو» مي‌سازند. ابروها را شيطاني بالا مي‌کشند و پف چشم‌ها را مي‌خوابانند. ديزاين و فرنچ مي‌کنند، گريم‌هاي تخصصي عربي، لبناني، خطي، مينياتوري، ترکي، اروپايي و فشن را در چشم‌برهم زدني روي صورت مشتري پياده مي‌کنند و آخر همه اين‌ها با خونسردي تمام، تبليغ‌هاي گسترده‌اي براي خدمات پوستي با پاک‌سازي رفع جوش، لک و هيدرودرمي را بر در و ديوار مي‌زنند. خلاصه بلبشويي‌ است در اين بازار عرضه و تقاضاي زيبايي.

قرارداد کارم مي‌گويد: بايد آراسته باشيد

در ادامه گزارش به چند سالن زيبايي و آرايشگاه‌هاي زنانه سطح شهر مي‌رويم تا از انگيزه دختراني بپرسيم که خواسته يا ناخواسته در حوض نقاشي افتاده‌اند.

توقف اول‌مان در يکي از آرايشگاه‌هاي حاشيه بولوار فردوسي است. در نظر اول با سالن شيکي مواجه مي‌شويد که ديوارهايش را به آيينه‌هاي بزرگ در کنار تصاويري از فيگورهاي هنرپيشه‌هاي هاليوودي يا مدل‌هاي فرانسوي اختصاص داده.

چند آرايشگر جوان دستيار آرايشگري هستند که حدود 40 سال سن دارد و همه «خانم» صدايش مي‌کنند. سر حرف را باز مي‌کنم و از مدل‌ها و آرايش‌هاي جديد مي‌پرسم، به من «اکستنشن» را معرفي مي‌کنند که گويا عملياتي براي افزايش طول و حجم مو است. «خانم» مرا متقاعد مي‌کند که از چسب محکمي براي چسباندن موهاي اضافي استفاده مي‌کند که گويا عوارض ندارد.

در فاصله‌اي که منتظر هستم تا نوبتم برسد، خانمي که کنارم نشسته، آهسته مي‌گويد: به حرف اين‌ها اعتماد نکنيد! همکار خود من «اکستنشن» کرد، موادش غيراستاندارد بود، الان يک تيکه از سرش لخت شده.

از علت حضور خودش مي‌پرسم و اين که چرا لالايي مي‌داند و...، پاسخ مي‌دهد: محيط کارم ايجاب مي‌کند «مرتب» باشم. در واقع يکي از شرط‌هاي اوليه قرارداد شرکتي که در آن کار مي‌کنم، داشتن ظاهري آراسته است. معيار ظاهر آراسته هم در بعضي از اين شرکت‌ها فراتر از تر و تميز پوشيدن و موقر رفتار کردن است. وقتي هدف فقط «جذب‌ مشتري» باشد، مفهوم مرتب بودن هم مي‌تواند تغيير کند.

تاتو، 20 تا 200‌ هزار تومان

در راسته يکي از فرعي‌هاي پر رفت و آمد احمدآباد تابلوي بزرگي اسم و رسم يک در اصطلاح «سالن زيبايي» را به چشم عابران فرو مي‌کند.

براي مراجعه به سالن حتما بايد از منشي وقت قبلي گرفته باشيد و معمولا اسم «معرف»تان را هم جويا مي‌شوند. سالن به دو بخش تقسيم مي‌شود، قسمتي «آرايش» و در بخش ديگري هم خدمات «بهداشتي» ارائه مي‌شود.

انجام بعضي از اين خدمات «بهداشتي» تنها در تخصص پزشکان است و از آنجا که مدرک قاب گرفته «نازنين» خانم فوق‌ديپلم است، مي‌شود حدس زد که کارش خلاف ضوابط موجود باشد.

او دفترچه‌اي را که شامل مدل‌هاي مختلف تاتو است جلويم مي‌گذارد و مي‌گويد: قيمت هم بسته به طرح و نقش‌کار و البته ميزان ماندگاريش از 20 تا 200‌ هزار تومان و گاهي حتي بيشتر است.

او که به زعم خودش مشتري دست‌به نقدي را گير آورده، ادامه مي‌دهد: الان مدل‌هاي جديدتري هم آمده مثلا نگين و پيرسينگ (حلقه‌گذاري). مدل نگين روي دندان از همه قشنگ‌تر است، حلقه روي لب و ابرو هم مي‌گذاريم البته با بي‌حسي.

 

حلقه؛ مسکني براي التيام درد عشق!

دختر جوان زيبايي ا‌ست که اگر با آب و صابون، رنگ و لعاب چهره‌اش را پاک کنيد، مي‌فهميد 17‌سال و نيم بيشتر ندارد اما حالا که با اين گريم سخت مقابلم نشسته او را 25يا 24 ساله مي‌بينم.

از راز حلقه‌اي که از انتهاي ابرويش آويزان است مي‌پرسم که پاسخ مي‌دهد:اين يادگار يک شکست عشقيه (با خنده!) عفونت نکرد اما سه‌روز اول پيشونيم اين هوا (انگشت‌هايش را به قواره يک گردو جمع مي‌کند) باد کرده بود. بعد از يک مدت پشيمان شدم که چرا ابروم رو سوراخ کردم... آخه همه‌جا مثلا توي مدرسه نمي‌تونستم با حلقه برم و براي اين‌که ناظم و مدير مدرسه نفهمن، روش چسب زخم مي‌زدم. پدرمم خيلي شاکي شد. خلاصه دردسري بود اين شکست عشقي ما.

 

دلم را زده...

هما يکي ديگر از مشتريان آرايشگاه است. او سال گذشته پلک‌هايش را سپرده بود به سر سوزن‌هاي مشاطه‌اي تا برايش خط‌چشم دائم ترسيم کند. اما حالا فقط براي مِش کردن موهايش به آرايشگر مراجعه کرده و کنار من انتظار نوبتش را مي‌کشد؛ اضافه مي‌کند: نکته منفي در مورد تاتو اين است که بعد از مدتي دلت را مي‌زند اما ديگر امکان عوض کردن آن نيست و در صورتي که مصّر به برداشتنش باشيد، بايد کلي درد و ناراحتي تحمل کنيد و عاقبت نتيجه هم قطعي نيست.

 

وقتي مردم آگاه نيستند...

اما همه اين حرف‌ها و حديث‌ها را مي‌بريم پيش خانم دکتر فرحناز ثمره‌محمديان، متخصص پوست. او تاکيد دارد که استفاده از مواد آرايشي بايد با دقت صورت پذيرد، به اين معنا که افراد براي نوع پوستشان دقت کنند از چه ماده آرايشي با چه ويژگي‌هايي بهره ببرند.

او بيان مي‌دارد: جالب است بدانيد بعضي محصولات آرايشي حساسيت نوري براي پوست ايجاد مي‌کنند. مثلا رژ لب‌هايي که به‌واسطه رنگ و محتوياتشان سبب مي‌شوند، لب‌ها در مقابل نور خورشيد متورم و حساس شود.

 

 

 

 

عوارض آرايش صورت در دوران نوجواني

تاکيد خانم دکتر بر اين است که نوجوان‌ها به‌هيچ وجه نبايد از مواد آرايشي استفاده کنند، چرا که پوستِ در مسير بلوغشان به اين مواد حساس است.

به گفته وي هرچه سن شروع استفاده ار مواد آرايشي کمتر باشد، بالطبع سن پيري پوست هم کاهش مي‌يابد. به اين معنا که مثلا سن پيري پوست زني که از 24‌سالگي آرايش کردن را آغاز کرده بيشتر از دختري است که از 14‌سالگي سرخاب و سفيداب مي‌کرده است.

او درباره برخي آرايش و پيرايش‌هاي نامتعارف مانند کاشت ناخن يا پيرسينگ و تاتو به نکته‌اي جالب اشاره مي‌کند: ببينيد هر کدام از اين‌ عمل‌ها مي‌تواند، به جاي زيبايي براي افراد پشيماني به ارمغان بياورد. مثلا در مورد کاشت ناخن. علاوه بر اين‌که چسب اغلب اين ناخن‌ها حساسيت‌زاست، روال انجام کار هم به صورتي است که سطح ناخن اصلي فرد را کاملا مي‌تراشند تا برجستگي‌اش رفع شود که اين احتمال عفونت را تا حد زيادي افزايش مي‌دهد.

 

آرايشگاه، درمانگاه نيست

به اعتقاد اين پزشک استفاده بي‌رويه از مواد آرايشي، به مثابه مصرف سيگار باعث نوعي اعتياد و وابستگي ناخواسته مي‌شود و هراز چندگاهي هم فرد ميزان مصرفش را ناآگاهانه افزايش مي‌دهد. او براي اين موضوع هم يک مصداق دارد: خانمي مراجعه کرده بود براي حساسيت شديد پوستش، از او خواستم تا حداقل آرايش‌هايش را پاک کند که بتوانم عارضه پوستي‌اش را تشخيص بدهم، حسابي دستپاچه شد و گفت: اگر صورتم را پاک کنم، چطور از در مطب بيرون بروم؟ مردم چطور نگاهم مي‌کنند؟

يعني آن‌قدر اعتماد به‌نفسش کم شده بود که حاضر نبود بي‌رنگ و لعاب، در يک مکان عمومي ظاهر شود.

وي عنوان مي‌کند: مردم بايد بدانند که «آرايشگاه»، «درمانگاه» نيست! يعني حق انجام امور درماني و کارهاي تهاجمي بر روي پوست را ندارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨