به سبک پيامبر به رنگ خدا
گوشه‌اي از سبک زندگي کسي که خدا او را الگوي بشريت معرفي کرده است

به سبک پيامبر به رنگ خدا

نویسنده : حامد نادری راد

از همان روزهايي که او را محمد امين لقب دادند تا آخرين روزهاي رسالتش، مردم او را به زيبايي‌هاي اخلاقش شناختند. به قلبي که از شدت رأفت و محبت پر شده بود. به سيمايي الهي که دل در گرو دنيا نداشت ولي هرگز گوشه‌نشيني و صوفي‌گري را انتخاب نکرد. به فرستاده‌اي که بين گفته‌ها و کرده‌هايش اندکي فاصله نبود. به حرصي که او در راه رسالتش مي‌خورد تا جايي که خدا فرمود: «نزديک است به خاطر ايمان نياوردن مشرکان جانت را در راه هدايت آن‌ها از دست بدهي». او پيامبري بود که اسوه بود، الگو بود، حرف زدندش، عمل کردنش، نشستن و برخاستنش، همه چيزش را خدا تابلويي کرده بود که مردم راه را گم نکنند. خدا فرمود: «به درستي که روش زندگي رسول‌ا...(ص) براي شما الگويي نيکوست». پيامبري که هرگز چيزي از اين دنيا براي خود نداشت، هرگز شبي را نخوابيد در حالي که شکمي سير غذا خورده باشد و يا پولي را پس‌انداز کرده باشد. او پيامبري بود که در زندگي‌اش جان هيچ موجود زنده‌اي را نگرفت، رحمتي بود که سراسر عالم را در برگرفت و نوري بود که بر تاريکي‌هاي جهالت تابيد. او محمد رسول‌ا... بود.

بهداشت فردي پيامبر

موي سرشان را با آب شانه مي‌کردند و علاوه بر خانواده، خود را براي اصحاب نيز آراسته مي‌کردند.

سه بار در طول روز مسواک مي‌زدند. قبل از خواب، نيمه شب هنگام شب‌زنده‌داري و هنگام بيدار شدن از خواب

ريش مي‌گذاشتند و سبيل خود را کوتاه مي‌کردند.

موي روي لب را کوتاه مي‌کردند طوري که لب‌هايشان کاملا ديده مي‌شد.

بيشترين هزينه زندگي ايشان، هزينه براي عطر بود و هنگامي که از خانه خارج مي‌شدند بوي عطرشان همه‌جا مي‌پيچيد.

اگر کسي به ايشان عطر تعارف مي‌کرد آن را رد نمي‌کردند و مقداري از آن را حتما مصرف مي‌کردند.

براي جلوگيري از سردرد روغن بنفشه به سرشان مي‌ماليدند.

قبل از وضو گرفتن اندکي آب را در دهان مي‌چرخانيدند و اندکي را نيز براي تميز کردن بيني به‌کار مي‌بردند.

براي هر گونه‌ نمازي وضوي جداگانه مي‌گرفتند حتي براي نماز‌هاي مستحب

براي شست‌وشو موي سر و محاسن از سدر استفاده مي‌کردند.

قبل از خوابيدن چشمانشان را سرمه مي‌کشيدند.

خوراک پيامبر

چون نان گندم غذاي اغنيا بود، ايشان هرگز نان گندم نخوردند و هيچ گاه يک شکم سير نان جو نخوردند.

موقع غذا خوردن دو زانو و بر روي زمين مي‌نشستند.

همواره بعد از نماز عشا شام مي‌خوردند و ديگران را از ترک خوردن شام، نهي مي‌کردند.

از بين ميوه‌ها خيار را دوست داشتند و آن را با نمک يا با خرما مي‌خوردند.

هندوانه، خربزه و انگور نيز از ميوه‌هاي مورد علاقه رسول خدا بود.

از بين سالادها به سرکه و روغن زيتون و از بين سبزي‌ها به کاسني و پونه علاقه داشتند.

بعد از خوردن غذا حتما ته مانده ظرف را پاک مي‌کردند.

در هنگام خوردن غذا همواره کسي را با خودشان شريک مي‌کردند مگر هنگامي که مي‌خواستند انار بخورند.

آب را با دو يا سه نفس مي‌نوشيدند و بين هر جرعه «بسم‌ا...» مي‌گفتند.

قلوه حيوانات را‌ نمي‌خوردند زيرا به محل ادرارش نزديک بود.

هرگز غذايي را نکوهش نکردند، اگر دوست داشتند ميل مي‌کردند وگرنه نمي‌خوردند.

تا کامل گرسنه نمي‌شدند غذا نمي‌خوردند و قبل از سير شدن از خوردن دست مي‌کشيدند.

به ساير افراد سر سفره ابتدا غذا را تعارف مي‌کردند و تا آن‌ها از خوردن دست نمي‌کشيدند، پيامبر از سر سفره کنار نمي‌رفتند. در هنگام غذا خوردن نيز به چهره ديگران کمتر نگاه‌ مي‌کردند.

پيامبر در خانواده

همسرانشان را دوست‌ مي‌داشتند و نسبت به آن‌ها با غيرت بودند.

براي رعايت عدالت هر شب را به يکي از همسران اختصاص مي‌دادند و اين سنت حتي در روز‌هاي بيماري نيز ادامه داشت.

هر روز صبح به سر فرزندان و نوه‌هايشان دست مي‌کشيدند و ايشان را مي‌بوسيدند.

وقتشان را سه قسمت کرده بودند که بخشي مال اهل خانه بود.

هرگاه دچار فقر مي‌شدند با اعضاي خانواده به نماز مي‌ايستادند.

در کار خانه کمک مي‌کردند و مثلا همواره خودشان گوشت خرد مي‌کردند.

براي فرزندان و نوه‌ها کنيه قرار مي‌دادند تا کسي آن‌ها را با لقبي زشت صدا نکند.

وقتي براي ايشان عطر هديه‌ مي‌آوردند ابتدا آن را به همسرانشان مي‌دادند.

وقتي خبر تولد دختري را به ايشان مي‌دادند خوشحال مي‌شدند و مي‌فرمودند: «گلي زيباست که من آن را مي‌بويم و خدا روزي‌اش را مي‌دهد.»

اگر خير و نيکي به ايشان مي‌رسيد ابتدا آن را با خانواده قسمت مي‌کردند.

براي تهيه معاش خانه، خودشان به بازار مي‌رفتند و هنگام ورود به خانه هديه داشتند و در دادن هديه دخترها را بر پسر‌ها اولويت مي‌دادند.

هرگز به همسرانشان ناسزا نگفتند و اگر از دست آن‌ها مي‌رنجيدند سکوت مي‌کردند.

خوابيدن پيامبر

بستر خواب ايشان دو جور بود. يا روي حصير مي‌خوابيدند و يا عباي خودشان را زيرشان مي‌انداختند.

روي بستر دو لايه و نرم نمي‌خوابيدند زيرا ايشان را از شب زنده‌داري باز مي‌داشت.

بالش ايشان از جنس پوست و از ليف خرما پر شده بود.

قبل از خواب وضو مي‌گرفتند و دو رکعت نماز مي‌خواندند و تعدادي از سوره‌هاي قرآن را تلاوت مي‌کردند.

يا روي پشت و يا به پهلوي راست مي‌خوابيدند و دست خود را زير گونه مي‌گذاشتند.

به محض بيدار شدن از خواب سجده مي‌کردند.

قبل از خواب و پس از بيدار شدن مسواک مي‌زدند.

ايشان تنها نمي‌خوابيدند و از اين کار نهي مي‌کردند.

تنها خوابي که در طول روز داشتند خواب قيلوله (چرت کوتاه قبل از اذان ظهر) بود.

لباس پيامبر

بيشتر وقت‌ها لباس پنبه‌اي مي‌پوشيدند و اگر ضرورتي وجود نداشت از پوشيدن لباس پشمي و مويي پرهيز مي‌کردند.

رنگ مشکي را فقط براي سه مدل لباس دوست داشتند؛ براي عمامه، کفش و عبا

رنگ بيشتر لباس‌هاي ايشان سفيد بود، البته گاهي در مناسبت‌هاي مختلف رنگ سبز مي‌پوشيدند و در منزل نيز لباس زرد رنگ به تن مي‌کردند. براي امور حکومتي و فرمان‌هاي مهم هم عمامه‌اي مشکي به نام «سحاب» بر سر مي‌گذاشتند.

قبل از اينکه لباس نويي را بپوشند، لباس کهنه‌ را به فقيري انفاق مي‌کردند و گاهي نيز لباس نو را به فقير مي‌دادند.

در خانه و هنگام نماز شب، لباسي گشاد و ملحفه‌اي مانند داشتند که با آن استراحت و شب زنده‌داري مي‌کردند.

روپوشي داشتند که با زعفران رنگ شده بود و بوي بسيار خوشي داشت، آن را کنار خانواده‌شان مي‌پوشيدند.

لباس‌هاي ايشان در عين سادگي، زيبا و تميز بود.

رفتار اجتماعي-حکومتي پيامبر

بزرگ هر قوم را گرامي مي‌داشتند و او را به رياست همان قوم منصوب مي‌کردند.

در هنگام ديدن افراد چه کودک و چه بزرگ ابتدا سلام مي‌کردند.

در هنگام ديدار مصافحه و اقدام به دست دادن مي‌کردند و صبر مي‌کردند تا طرف مقابل دستش را بکشد.

هرگز در امورات دنيايي با مردم منازعه نکردند و به خاطر آن‌ ناراحت نشدند.

اجازه نمي‌دادند هنگام حضور ايشان کسي ملامت و يا عيبش گفته شود.

اگر سواره بودند اجازه نمي‌دادند کسي پياده ايشان را همراهي کند مگر اينکه او را نيز سوار مي‌کردند و اگر امکان اين کار نبود پشت سر فرد پياده حرکت مي‌کردند.

هرگاه کسي براي ايشان چيزي آورد آن را قبول کردند حتي اگر نامرغوب‌ترين نوع خرما بود و يا پاچه گوسفندي بود.

هنگامي که براي مشورت در زمينه حکومت با اصحاب جمع مي‌شدند حالت حلقه‌اي مي‌نشستند طوري که جايگاه فرمانده و رئيس از بقيه متفاوت نباشد.

وقتي به کسي نگاه مي‌کردند به او خيره نمي‌شدند و اگر از سخنش ناخشنود مي‌شدند سکوت مي‌کردند.

اگر با کسي در يک‌جا نشسته بودند تا فرد مقابل برنمي‌خاست ايشان نيز بلند نمي‌شدند.

براي مهمان‌هايشان بالشتکي آماده کرده بودند که حتما مهمان را روي آن مي‌نشاندند.

هرگاه وارد مکاني مي‌شدند در نزديک‌ترين جاي ممکن به در مي‌نشستند و از اينکه مردم پيش پايشان بلند شوند اکراه داشتند.

اگر يکي از اصحاب ناراحت بود با او شوخي مي‌کردند تا حالتش عوض شود.

اگر کسي از ياران براي مدتي غايب مي‌شد از حال او مي‌پرسيدند و در صدد رفع مشکلش بر مي‌آمدند.

مهمانانشان را تا دم در بدرقه مي‌کردند.

اگر کسي نزد ايشان دروغ مي‌گفت با تبسم مي‌گفتند: «فلاني يک حرفي را مي‌زند!»

هرگاه کسي از ايشان چيزي درخواست مي‌کرد فورا او را اجابت مي‌کردند و اگر نمي‌توانستند «نه» نمي‌گفتند.

پيامبر و عبادت

در همه حال قرآن تلاوت مي‌فرمودند، بيشتر اوقات ايستاده و گاهي نيز نشسته.

پيامبر قرآن را با قرائت و صوت زيبا مي‌خواندند و هرگاه آيه 61 سوره يونس را مي‌خواندند به شدت مي‌گريستند.

وقتي به نماز شب مي‌ايستادند صداي گريه‌شان مانند صداي ديگ جوشان بود.

اگر هوا باراني و يا گرماي هوا شديد بود ايشان نمازها را کوتاه مي‌کردند و نماز‌هاي ظهر و عصر و مغرب و عشا را با هم مي‌خواندند.

هنگامي که وقت نماز مي‌رسيد طوري براي اين کار اشتياق داشتند که انگار کس ديگري را نمي‌شناختند.

بارها از ايشان شنيده شد که صفوف نماز بايد منظم باشد تا در دلهاي مؤمنان اختلاف نيفتد.

پيامبر از هر نماز تا نماز ديگر انتظار مي‌کشيدند و در هنگام شنيدن صوت اذان خوشحال مي‌شدند.

در ماه‌هاي رجب و شعبان بيشترين ميزان روزه مستحبي را مي‌گرفتند.

پيامبر در ماه رمضان از همسران خود خداحافظي مي‌کردند و شب‌ها را به‌طور کامل به عبادت مي‌پرداختند.

زمان اعتکاف پيامبر دهه سوم ماه مبارک رمضان بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی