براي دخترها آيا به زوجيت رسيده‌اي؟!
با اجازه بزرگترها

براي دخترها آيا به زوجيت رسيده‌اي؟!

نویسنده :

همه برنامه‌هاي زندگيت را مي‌ريزي، همه اهدافت را مي‌نويسي، همه راه‌ها را براي رسيدن به اهدافت بررسي مي‌کني. ازدواج را يکي از برنامه‌هاي زندگيت قرار مي‌دهي. فکر مي‌کني همه چيز سرجاي خودش است. براي کنکور تلاش مي‌کني و چند سال يا چند ماه درس مي‌خواني، کنکور قبول مي‌شوي يا نمي‌شوي، دوره جديدي از زندگيت شروع مي‌شود. الان ديگر به لحاظ سني دختر دم بخت هستي! هر از چندگاهي يا شايد هم هر روز تلفن خانه‌تان زنگ مي‌خورد تا اجازه بگيرند براي خواستگاري! اين اتفاقي است که براي هر دختري مي‌افتد چه خواستار ازدواج سنتي باشد و چه مدرن! خواستگارها که مي‌آيند شرايط‌شان متفاوت است، يکي دانشجوست و يکي درسش تمام شده يا شايد هم فقط ديپلمش را گرفته‌ باشد، يکي مهندس است و يکي بازاري و همين‌طور آدم‌هاي متفاوت با ويژگي‌هاي متفاوت مي‌آيند و مي‌روند تا بالاخره همان اصلش بيايد و تو بله را بگويي! اما مهم اين نيست که کنکورت را داده‌اي يا هنوز محصلي يا شايد هم دانشجو، مهم اين نيست که شاغلي يا دَرست تمام شده و بيکاري، مهم اين نيست که سن ازدواج را داري يا نداري يا از سن ازدواجت گذشته است، مهم اين است که چه‌قدر آمادگي زوج شدن را داري؟! اين آمادگي زوج شدن است که سن ازدواجت را مشخص مي‌کند. اگر مي‌گويم زوج شدن به خاطر تعريفي است که براي زوجيت مي‌آيد، به خاطر اهميتي است که اين آمادگي دارد! زوجيت يعني آميختگي يعني توان حلاليت داشتن در يک چيزي. يعني اگر تو قندي و همسر آينده‌ات آب، توان حل شدن را داشته باشيد تا بتوانيد شربت بشويد، يک محلول جديد که ديگر نه قند است و نه آب. يعني به وسعت و ظرفيتي برسي که ديگر منيّتي وجود نداشته باشد، بتواني از قراردادهاي ذهني‌ات بگذري، قراردادهايي که اگر خلاف آن‌ها پيش آيد به هم مي‌ريزي! بايد بفهمي که چرا مي‌خواهي ازدواج کني؟ ازدواج مسيري براي رشد است، قبل آن بايد به رشدهايي رسيده باشي، بايد تعاريفي براي ارزش‌هايت داشته باشي. به هر حال تو فرصتي داري، فرصتي که با آن مي‌تواني خودت را به‌عنوان يک زن بهتر بشناسي. فرصتي که در متن آن مي‌تواني نقشت را، وظيفه‌ات را، خودت را بهتر بشناسي. فرصتي که مي‌تواني در آن بفهمي آيا به قابليت زوج شدن رسيده‌اي؟! اين فرصت‌ها را درياب!

نظرات کاربران
کد امنیتی