اين‌المنتظرون؟
ياران امام عصر(عج) چگونه‌اند؟

اين‌المنتظرون؟

نویسنده :

چرا حکومت؟ چرا يار؟
چرا بايد در دوره‌ي آخرالزمان حکومت ديگري تشکيل شود؟ چرا بايد حکومت‌هاي غير ديني يا بهتر بگويم غير‌اسلامي، برچيده و يک حکومت واحد تشکيل شود؟ چه ضرورتي دارد که که اين حکومت آخر الزماني يار داشته باشد، چرا بايد اين ياران داراي ويژگي‌هاي خاص باشند؟ اين‌سوالات بخش کوچکي از سوالاتي‌ست که گاهي در جامعه‌ي ما و بعضا در جامعه‌ آدم‌هاي غير ايراني شنيده مي‌شود.

شايد براي پاسخ کامل به اين سوالات چندين کتاب و اقلا چند ده محقق خبره لازم باشد، اما از آن‌جايي که اين سوالات مقدمه‌ي اين نوشتار است در دو قسمت و بطور کاملا خلاصه شده به آن پاسخ مي‌دهيم.

1- الان و در اين برهه از زمان حکومت‌هايي که در اقصا نقاط دنيا وجود دارند، حکومت ديني نيستند (حتي خيلي از کشورهاي عربي که، اسم حکومت‌شان اسلامي‌ست، فاقد اين ويژگي‌اند). حکومتي که ديني نباشد نمي‌تواند به نياز‌هاي بشر و به خصوص نياز‌هاي فطري‌اش پاسخ دهد.

2- واضح و مبرهن است در هيچ جامعه و حکومتي، حاکمان به تنهايي موفق به تشکيل حکومت نمي‌شوند. هرچند که توانايي‌هاي خارق‌العاده‌اي داشته باشند. آن‌ها هم بايد از يک شبکه‌ گسترده از نيروها با توان‌مندي‌هاي لازم براي مديريت‌هاي مختلف داشته باشند و از آن بهره ببرند.

ويژگي‌هاي حکومت آخر الزمان
خداوند وعده داده است که زمين به بندگان صالح و شايسته‌اش واگذار مي‌شود. بيراه نيست اگر بگوييم، بندگان صالح و شايسته‌ حکومت کساني هستند که به نيازها و مشکلات فطري مردم رسيدگي مي‌کنند. با اين تفاسير و مقدمات، حاکم اين حکومت بايد يک انسان کامل باشد. عقيده‌ ما شيعيان بر اين است که حکومت آخر الزمان يک حکومت جهاني به رهبري حضرت حجت‌ابن‌الحسن‌العسکري(عج)، امام دوازدهم شيعيان خواهد بود.

همراهان و ياران
کساني که بخواهند همراه و يار امام معصوم باشند، طبعا بايد داراي ويژگي‌هاي خاص و منحصر باشند. اين ياران به تعداد ياران حضرت رسول(ص) در جنگ بدر يعني 313 نفر هستند. براي اين تعداد از ياران و همراهان امام عصر(روحي‌له‌الفدا)، ويژگي‌هاي زيادي در منابع مختلف نقل شده است. که در اين نوشته به‌طور اختصار به چند نمونه از آن‌ها اشاره مي‌کنيم، بايد به اين نکته توجه کرد، تنها در صورتي ياران مي‌توانند همراهي براي امام‌شان باشند که، شباهت‌هايي به او داشته باشند. بايد مثل او فکر کنند و براي رسيدن به مقصد از او تبعيت کنند. لازمه‌ي تابع بودن هم داشتن اعتقاد مشترک است. پس مي‌توان گفت اولين ويژگي و وجه اشتراک همه‌ي ياران حضرت داشتن مرتبه‌اي از شباهت به حضرت ايشان است.
شيران روز و پارسايان شبند
درباره‌ي اصحاب حضرت(عج) داريم: برخي از آنان شب را نخوابند و زمزمة نماز و مناجات شبانه‌شان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آکنده سازد. شايد خواندن بعضي از اين قسمت‌ها تلنگرهايي باشد به هرکدام از ما، اما آيا اين تلنگرها که به صورت مقطعي و بنا به مناسبت‌هاي مثل ولادت حضرت صاحب(عج) يا مسابقه و يک برنامه‌ي تلويزيوني زده مي‌شود، اثري دارد؟ چطور مي‌شود که به اين تلنگرها استمرار داد؟

آري، با ياد خدا و برپايي نماز، جان و دلشان را روشن نموده اند: « کأن قلوبهم القناديل» و چهرة ظاهريشان نمايانگر سيرت پاک دروني‌شان است: سجده‌ها در پيشاني آن‌ها اثر گذارده است. آنان شيران روز و پارسايان شبند.
پولاد دل‌اند

مي‌دانيم که ايمان نيز مانند بسياري از حقايق ديگر داراي رتبه و درجه است؛ به همين دليل مي‌توان گفت که مؤمنان به نسبت علم، معرفت و يقيني که نسبت به حقيقت دين و ذات خداوند پيدا مي‌کنند، داراي درجات مختلفي هستند (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر ويقيمون الصلاة ويؤتون الزکاة ويطيعون الله ورسوله أولئک سيرحمهم الله ن الله عزيز حکيم)، يعني هرچه يقين بيشتري داشته باشند در درجه‌ بالاتري از ايمان هستند. ياوران حضرت صاحب(عج) به درجه‌اي از ايمان رسيده‌اند که هيچ شکي در دل‌شان راه پيدا نمي‌کند: مرداني هستند فولاددل که همة وجودشان يقين به خداست و هيچ شکي در دلشان راه نمي‌يابد، مرداني سخت تر از صخره‌ها...

آن‌ها با معرفت، به خدا ايمان آورده‌اند، و ايمان به خدا در اعماق جان‌شان نفوذ کرده است.
شهره‌اند به خير و خوبي
در روايات آمده است که ياران امام مهدي(عج) شناخته شده، خوش‌نام و حسب و نسبشان کاملا معلوم است. آن‌ها صاحب مناصب اجتماعي، اشراف و قضات و حکا‌م‌اند: آن‌ها از افراد نيک نژاد، قاضيان، فرمانروايان و فقهاي دين هستند. اين مشهور بودن تا اندازه‌ايست که امير(ع) در مورد آن‌ها مي‌فرمايند: آن‌ها در آسمان شناخته شده‌اند و در زمين تا آمدن آن حضرت ناشناخته مي‌مانند.
فاعل به دوستي‌اند
زکات نيز، همچون نماز، نشانة بارز يک مسلمان واقعي و از واجبات است. همان‌طور که با انجام محرمات سقوط مي‌کنيم با انجام واجبات هم مي‌توانيم، صعود کنيم. وقتي که يک مسلمان از اقامه نماز به رشد، کمال و معراج مي‌رسد، از طريق پرداخت زکات (از جمله ديگر واجبات) نيز به اين مقامات مي‌رسد: « خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزکيهم» چرا؟

شايد به اين دليل باشد که وقتي زکات مي‌دهيم، از دنياپرستي و بخل دور مي‌شويم و دنيا خواهي اثر کمتري روي‌مان دارد. اگر از زاويه‌ ديگري هم بخواهيم به اين عمل واجب نگاه کنيم، مي‌شود گفت که نهال نوع دوستي، سخاوت، رعايت حقوق ديگران به ويژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در خودمان کاشته و يا پرورش پيدا مي‌کند.

به همين اساس يکي از صفت‌هاي بارز اصحاب امام زمان(ع) که از برگزيدگان شاگردان مکتب وحي بوده و الگوي راستين رهپويان طريق انبيا و اوليا هستند، پرداخت زکات است. چنان‌که امام باقر(ع) در تفسير آية 41 سورة حج که مي‌فرمايد: کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز برپا مي‌دارند و زکات مي‌دهند و به کارهاي پسنديده وا مي‌دارند و از کارهاي ناپسند باز مي‌دارند و فرجام همة کارها از آن خداست.

مي‌گويد: اين آيه دربارة آل محمد(ص) و حضرت مهدي(ع) و اصحاب او است. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سيطره آن‌ها درمي‌آورد و دين را به وسيله آن‌ها در جهان آشکار مي‌سازد، و ديگر از ظلم و ستم و بدعت نشاني در روي زمين باقي نمي‌ماند.
مي‌شود من هم... ؟
يادم هست در جسله‌اي در محضر حضرت آيت‌ا... بهجت، از ايشان سوالي پرسيده شد، به اين مضمون: آقا راه‌هاي سير و سلوک چيست؟ يا چطور مي‌شود سالک الي‌ا... شد، شايد باورتان نشود که پاسخ ايشان به نظرم تنها در يک جمله خلاصه شد: واجب را انجام دهيد و حرام را نه. اين اتفاق و سوال و جواب بعدها در کتابي که در مورد سير و سلوک و مراتب رسيدن به عرفان بود، هم از قول ايشان آمده بود. شايد اين پاسخ در ظاهر خيلي ساده باشد و شما هم مثل خود من با خودتان بگوييد که اين‌که کاري ندارد. اما بايد در عمل ببينيد که چه مي‌کنيد؟ شايد براي کساني که دوست دارند و مي‌خواهند به نوعي به جمع همراهان و ياران حضرت برسند، نسخه‌ درست و قابل تاملي باشد. اين‌که در درست و غلط بودن اعمال‌شان دقت کنند، عامل سرعت بخشي باشد به رسيدن به هدف، ان‌شاا....

نظرات کاربران
کد امنیتی