کلاهبرداري‌ نوين
چه‌طور بايد مواظب کلاهبرداري شبکه‌اي باشيم

کلاهبرداري‌ نوين

نویسنده : مهدیه جوادی

اگر يادتان باشد چند سال پيش فعاليت‌هاي شرکت‌هاي هرمي در ايران اوج گرفت و افراد زيادي را در اين ماجرا دچار ضرر و زيان مادي و معنوي کرد. با گذشت زمان فعاليت اين گروه‌ها کم‌تر شده است اما اين نوع کلاهبرداري به شيوه‌هاي ديگر هم‌چنان ادامه دارد و متاسفانه در همين هفته خبري منتشر شد که بسيار دردناک بود. ماجراي مادر دو بچه که تمام دارايي‌شان را به يکي از سرشاخه‌هاي شرکت‌هاي هرمي داده بود و بعد از اين‌که متوجه شده ‌بود چه کلاهي سرش رفته، خودش و دو فرزندش را آتش زده بود. در اين نوع کلاهبرداري‌ها به خاطر اين‌که افراد ابتدا بسيار اميدوار مي‌شوند، در نهايت وقتي کلاهبرداري صورت مي‌گيرد فرد را دچار صدمه شديد مالي و معنوي مي‌کند.

چرا مي‌گوييم شرکت هرمي؟

بر اساس تعريف، قانون، شرکت‌هاي هرمي را شرکت‌هايي عنوان کرده است، که بناي آن‌ها بر جذب افراد و انسان‌ها باشد. يعني پورسانتي بر اساس تعداد افرادي که جذب شده‌اند، مي‌پردازند. اين مشخصه خاص شرکت‌هاي هرمي است. اين شرکت‌ها به جاي فروش کالا به افراد، پولي را از آن‌ها دريافت مي‌کنند و مي‌گويند که براي اين که در آينده به يک سودي برسيد، کارهايي را بايد انجام بدهيد که يکي از آن کارها اين است که افراد جديدي را به شرکت اضافه کنيد. به اين ترتيب شکل نفوذ و افزايش اين روش به صورت هرم است يعني هر چه از بالا به پايين حرکت کند زيرشاخه‌ها بيشتر مي‌شوند.

ايراد هرمي شدن چيست؟

1 هرمي‌ها افراد ديگر را نردبان سود خود مي‌کنند درحالي که خودشان آن‌ها را با وعده «ثروتمند شدن» گول زده‌اند. کسب درآمد از طريق ايجاد توهم براي مردم، از نوع فريب محسوب مي‌شود و در نتيجه جرم است.

2 نحوه تبليغات اين شرکت به نحوي است که اگر فرد به جايي رسيد، شرکت مي‌گويد که ديدي حرف‌هاي ما صحت داشت و شما توانسته‌ايد به آرزوي خودتان برسيد، و اگر افراد نتوانند به جايي برسند مي‌گويند عيب از خود شما است که نتوانستيد خوب فعاليت کنيد و برنامه را جلو ببريد. پس شما توانايي اين را نداشتيد.

3 وقتي که اين افراد استدلال رياضي انجام مي‌دهند، محدوديت جمعيت جامعه را در نظر نمي‌گيرند که اين سيستم به‌زودي اشباع مي‌شود. در واقع به زيرشاخه‌ها القا مي‌شود که هميشه مثل روز اول است و شما مي‌توانيد تعداد افراد مورد نظر را پيدا کنيد. در صورتي که از نظر رياضي ممکن نيست.

جدول مبلغ ورودي و شرايط پرداخت پورسانت اوليه چند شرکت هرمي خارجي

شرط دريافت پورسانت اوليه مبلغ اوليه حق عضويت نام شرکت رديف

با فروش 3 کارت 40 دلاري، 120 دلار 120 دلار پنتاگونا 1

با جذب دو لايه، سه نفر در سمت راست و سه نفر سمت چپ 250 دلار بسته به نوع محصول 450، 550، 650 و در مواردي 1500 دلار گلدکوئيست 2

با جذب سه نفر در سمت راست و سه نفر سمت چپ 100 دلار مبلغ 150 دلار پيش قسط خريد الماس ماي سون دياموندز 3

با جذب يک نفر در سمت راست و يک نفر در سمت چپ 4 دلار مبالغ 30-60-110و220دلار بابت پيش قسط خريد محصول گلدماين 4

به ازاي جذب هر نفر مبلغ ناچيزو به ازاي ده هزار نفر در سمت چپ و راست مبلغ 50000 دلار پورسانت دريافت مي‌کند مبالغ 15-45-105-225و465 هزار تومان اي بي ال 5

با جذب يک نفر در سمت راست و يک نفر در سمت چپ 10 دلار مبلغ 130 دلار امپاير درايمز 6

با پاسخ دادن به 90 درصد تست‌هاي امتحان، 150 دلار مبلغ 75 هزار تومان اي وي يو 7

با جذب سه نفر در سمت راست و سه نفر سمت چپ 30 يورو 60 يورو به بالا گلدبيز 8

 

کليه‌اش را که بفروشد تازه فقط...

يک جوان شهرستاني که از طريق يکي از بستگانش در تهران به يکي از شرکت‌هاي هرمي معرفي شده و بسيار تحت تاثير قرار گرفته بود، از پدرش به بهانه اين‌که براي کار به تهران مي‌رود، مقداري پول دريافت کرد تا با رفتن به تهران و عضويت در يک شرکت هرمي براي خودش درآمد کسب کند و بعد از اين‌که وارد شرکت هرمي شده بود بالادستي‌ها از او خواسته بودند تا براي خودش زير شاخه اضافه کند. براي همين مقدار زيادي پول هم از دامادهاي‌شان گرفته بود. بعد از مدتي متوجه شده‌بود که سرش کلاه رفته و پولش ديگر برنمي‌گردد و تازه بايد پول خوراک و مسکني که در آن بوده را هم بپردازد. حالا تصميم دارد تا کليه‌اش را بفروشد تا بتواند تازه پول پدرش را پس بدهد و بدهي‌اش به ديگر اقوام باقي مي‌ماند!

آن يکي گلدکوئيست بود و اين يکي کوئست

ماجرا از وقتي شروع مي‌شود که زندگي ساده و آرام يک قناد با ورود چند نفر از اعضاي گلدکوئيست دچار مشکل مي‌شود. او با قرض، پول ثبت نام را جور کرد و وارد سيستم شد. بعد از عضويت هيچ پيشرفتي نکرد و خيلي زود شکست خورد و متاسفانه بعد از شکست در گلدکوئيست، اوضاع و احوال مالي بسيار رقت باري برايش اتفاق افتاد؛ به طوري که هم به مردم و هم به بانک بدهکار بود. در اين شرايط پس از چندي دوباره همان گروه با وعده و وعيدهاي خوش آب و رنگ و جديد به سراغش آمدند و گفتند که اين سيستم با سيستم قبلي متفاوت است. حتي گفتند که سيستمي که قبلا در آن سرمايه گذاري کرده بودي گلدکوئيست بوده و اين يکي کوئست است.

آن‌ها با معرفي چيزي به نام فالوماني (Follow money) مثلا راه را براي قناد هموار کردند. فالوماني ليستي بود از آشنايان و دوستان که در آن براي هر کدام از آن‌ها جهت کمک، قيمتي تعيين مي‌شد. بدين ترتيب که در نظر گرفته مي‌شد از هر کدام از آن افراد، مبلغ تعيين شده قرض گرفته شود و اين مبلغ با توجه به توان آن‌ها تعيين مي‌شد. سپس وظيفه فرد اين بود که به ترتيب سراغ تک تک آن افراد رفته و خواسته خود را جهت قرض گرفتن مطرح کند.آن‌ها در آموزش‌ها متدي را ياد مي‌دادند که هنگام قرض گرفتن بايد، احساس فردي را داشته‌باشي که به خاطر عزيزترين فردش مثل مادر، همسر يا فرزند –که روي تخت بيمارستان افتاده– مجبور هستي به افراد رو بيندازي؛ به طوري که باور داشته باشي اين 5/1 ميليون تومان جان عزيزت را از مرگ حتمي نجات خواهدداد. راهکار آن‌ها براي بازپرداخت قرض به اين صورت بود که بايد به افراد بگويي 2 ماهه پول را بر مي‌گردانيم و حتي در صورت پافشاري طرف مقابل براي قرض ندادن، وعده پرداخت پول ظرف 2 هفته را بدهيم و توصيه مي‌کردند شما بگوييد در فلان تاريخ پس خواهيم داد ولي پس ندهيد و به همين دليل هم مي‌گفتند که نبايد پول درشت قرض گرفت. چون اولا افراد به دادن پول درشت راضي نمي شوند و اعتماد نمي کنند و ثانيا پول ريز زود جمع مي‌شود و به چشم نمي‌آيد. از طرفي هم افراد براي پس گرفتن پول ريز، شکايت نمي‌کنند. آن‌ها شعاري داشتند که مي‌گفت: «يک بار قرض کنيد براي هميشه» مي‌گفتند ليست‌هاي فالوماني را دور نيندازيد. آن‌ها را نگه‌داريد و بعدها که پولدار شديد قرض بدهيد و هرگز پس نگيريد.

و با اين دستورالعمل مرد بيچاره زير بار قرض زيادي رفت، آن‌ها همچنين در تهيه ليست اهداف و آرزوها معمولا انگشت روي مسائل معنوي و رواني مي‌گذاشتند و به افراد مي‌گفتند:«نمي‌خواهي مادر و پدرت را به مکه ببري؟» «نمي‌خواهي براي جوانان بيکار، کار درست کني؟» «دوست نداري چند نفر فقير را تحت پوشش خود بگيري؟» «نمي‌خواهي جهيزيه چند دختر بي‌بضاعت را تأمين کني؟» «دوست نداري چند زنداني را از زندان آزاد کني؟»... و سپس اضافه مي‌کردند که اين‌ها که براي شما، پولي نيست.

بيشتر زير مجموعه‌هاي مرد قناد از دوستان، اقوام و نزديکانش بودند و اين باعث شده که حالا که شکست خورده، هيچ کسي را نداشته باشد و هيچ راه‌حلي برايش وجود ندارد و الان هم به علت بدهي زياد در زندان است.

بازاريابي شبکه‌اي سالم هم هست؟

طبق بند (ز) ماده (۱) قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي کشور؛ تأسيس، قبول نمايندگي و عضوگيري در بنگاه، مؤسسه، شرکت يا گروه به‌منظور کسب درآمد ناشي از افزايش اعضاء به نحوي که اعضاء جديد جهت کسب منفعت، افراد ديگري را جذب نموده و توسعه زنجيره يا شبکه انساني تداوم يابد، در مواردي که عمده يا کلان يا فراوان نباشد، مرتکب حسب مورد علاوه بر رد مال به حبس از شش ماه تا سه سال و جزاي نقدي معادل دو برابر اموالي که از طرق مذکور به دست آورده محکوم مي‌شود.

در اين ماده قانوني توجه قانون‌گذار به نحوه فعاليت بوده است نه نوع محصول و روش و هر مسئله ديگر، يعني هر طرحي که به خاطر افزايش افراد زير مجموعه و خريد کالا يا خدمات توسط آن‌ها به فرد بالاسري بر اساس شرايط خاصي پورسانت تعلق گيرد طرح هرمي مي‌باشد.

وقتي اسم بازاريابي شبکه‌اي مي‌آيد اولين چيزي که به ذهن مي‌رسد همين شرکت‌هاي هرمي و کلاهبرداري است اما حقيقت اين است که اين شرکت‌ها از يک شيوه بازاريابي به روش غلط استفاده مي‌کنند به اين صورت که بازاريابي شبکه‌اي سالم، روشي براي استفاده از مشتريان جهت تبليغ محصولات شرکت است يعني هر مشتري مي‌تواند بعد از اين‌که خريدي را از شرکتي انجام داد و از آن راضي بود با معرفي آن محصول به اشخاص ديگر به عنوان مشتري- بازارياب وارد شبکه شود. اين روند مي‌تواند ادامه پيدا کند و در ازاي اين کار سهمي از سود شرکت به او داده شود.

برخلاف نوع سالم بازاريابي شبکه‌اي، پديده بازاريابي شبکه‌اي ناسالم يا همان «دسيسه هرمي» وجود دارد؛ که تاکنون با عناويني هم‌چون بازاريابي شبکه‌اي ناسالم، بازاريابي زنجيره‌اي، بازاريابي شبکه‌اي با طرح هرمي، توطئه هرمي با دسيسه هرمي بکار مي‌رود.

در اين روش، کساني که تبليغ مي‌کنند با استفاده از شيوه‌هاي رواني سعي مي‌کند افراد را تحريک به خريد محصولي که به آن نياز ندارند يا به قيمتي که بيشتر از قيمت واقعي مي‌باشد اقدام به کار اقدام مي‌کنند و مبناي اصلي اين کار اميدوار کردن افراد به اين است که شايد بتوانند اين هزينه اضافي را در آينده و از طريق پورسانت‌هاي دريافتي براي جذب مشتريان جديد، جبران کنند. متاسفانه افراد زيادي از ايراني‌ها حاضر شده‌اند از شرکت گلدکوئيست (يکي از شرکت‌هاي با ساختار هرمي) محصولات کلکسيوني را با قيمتي بالاتر از حد متعارف خريداري کنند در صورتي که اکثريت قريب به اتفاق آن‌ها نه کلکسيونر هستند و نه اصلا علاقه‌اي به محصولات کلکسيوني دارند. ساير محصولاتي هم که خريد آن‌ها امروزه از طريق بازاريابي شبکه‌اي رايج شده است وضعيتي مشابه دارند. محمدرضا نصرالهي

نظرات کاربران
کد امنیتی