با حرفام ديگران رو ناراحت مي‌کنم
سایکولوجیم

با حرفام ديگران رو ناراحت مي‌کنم

نویسنده :

سلام جيمي، من دوستاي زيادي ندارم، وقتي هم با کسي دوست مي‌شم خيلي زود اين رابطه به هم مي‌خورد، معمولا مستقيما کسي به من چيزي نمي‌گويد اما تو صحبت‌ها به من مي‌گن که با حرفام ديگر رو ناراحت مي‌کنم مثلا ناگهان احساساتمو بروز مي‌دم و قبلش فکر نمي‌کنم‌ يا نمي‌تونم احساسات اونها رو درک کنم، لطفا راهنماييم کن. ممنون.

مشکلاتي که در اين سوال به آن اشاره شده بود مربوط به مسئله‌اي‌ است که به آن هوش هيجاني مي‌گويند، هوش هيجاني يک نوع توانايي است که با هدايت هيجان‌هاي شخصي در تعاملات فردي ارتباط دارد و در پنج حوزه مختلف، رفتارهاي ما را کنترل مي‌کند. اين 5 مورد عبارتند از: شناخت عواطف شخصي، به کار بردن درست و به موقع يک هيجان، تسلط بر هيجان‌ها، شناخت عواطف ديگران و حفظ ارتباط‌ها.

اگر فرد از هوش هيجاني مناسبي برخوردار باشد معمولا احساسات و خواسته‌هايش را به گونه‌اي معقول ابراز مي‌دارد، همچنين به خوبي درمي‌يابد که در مقابل رفتارهاي سايرين چه نوع واکنشي را از خود بروز دهد که در آن موقعيت چالش برانگيز دچار دردسر نگردد. به عنوان مثال کسي که هوش هيجاني خوبي دارد مي‌داند که در حال حاضر خوشحال است يا ناراحت و عامل اصلي اين هيجانات چيست. در اين صورت زماني که موضوعي باعث عصبانيت او شده است شروع به ايراد گرفتن از سايرين نمي‌کند و عصبانيت خود را کنترل مي‌نمايد زيرا مي‌داند که هيجان فعلي او مربوط به موضوع ديگري است. اما هوش هيجاني يک مسئله ثابت نيست و مي‌توانيد با يادگيري يک سري روش‌ها به خودتان کمک کنيد تا در اين زمينه پيشرفت نماييد، دست يابي به اين هدف به طور عمده از سه راه صورت مي‌گيرد:

الف) توجه دقيق و آگاهانه به رفتارهاي غيرکلامي: در اين حالت سعي کنيد تا به ويژگي‌هاي غير کلامي هر گفت‌و‌گو دقت کنيد، معمولا رفتارهاي غير کلامي به صورت تکرار همان کلام (پاسخ بله به همراه پايين آوردن سر)، تناقض با آن (اعلام موافقت کلامي همراه با تکان دادن سر به دو طرف که معني نه مي‌دهد)، جايگزيني (تکان دادن سر به جاي گفتن «بله») و تکميل (لبخند زدن در ادامه کلامي که شادي را نشان مي‌دهند) شما را راهنمايي مي‌کند تا احساس واقعي دوستان‌تان را تشخيص دهيد. اين پيام‌ها مي‌تواند از طريق حرکات سر، دست، پا و مهم‌تر از همه حالات نگاه يک فرد به شما منتقل شود.

ب) پرسش: پرسيدن از خودتان که الان چه احساسي دارم و چه عاملي باعث آن شده است نيز مي‌تواند مفيد باشد، متقابلا پرسش از احساسات ديگران هم به نحو شگفت انگيزي باعث بهبود روابط شما با سايرين مي‌شود زيرا منجر به شناخت بهتر آن‌ها شود؛ به اين شرط که حالت بازجويي، انتقاد و فضولي به خود نگيرد، همچنين در مواقعي که فرد تمايلي به اين مسئله ندارد اصرار نورزيد.

ج) افزايش مهارت‌هاي گوش دادن: يکي از دلايل اين‌که نمي‌توانيد هيجان‌هاي ديگران را درک کنيد، اين است که به اين دلايل درست گوش نمي‌کنيد: هنوز حرف ديگري تمام نشده در موردش قضاوت مي‌کنيد، هنگام صحبت کردن سايرين پيش خودتان فکر مي‌کنيد که بعد از او چه بگوييد، يا اين‌که به جاي گوش دادن با هدف شناسايي احساسات آن فرد و نگاه کردن از زاويه ديد او به موضوع، به چيز ديگري مي‌انديشيد. به همين دليل بهتر است که از اين شيوه‌ها در موقع صحبت نمودن دوستان‌تان استفاده نکنيد.

نظرات کاربران
کد امنیتی