بي‌خطر باشيم مثل کبريت!

بي‌خطر باشيم مثل کبريت!

نویسنده : سعید برند

بچه‌تر که بوديم وقتي سر کلاس با ته لوله خودکار، پوست‌هاي نارنگي را به پشت گوش و ايضا پس کله همکلاسي‌هاي‌مان روانه مي کرديم، آقاي معلم که برعکس معلم‌هاي توي قصه نه پير بود و نه عينک ته استکاني داشت يخه محترم ما را مي‌گرفت و کنار تخته سياه متوقف‌مان مي‌کرد! البته بسته به ميزان ناشايست بودن حرکات مجازات هم تشديد مي‌شد مثلا گاهي «يک لنگي» مي ايستاديم به حالت دست‌ها بالا و گاهي هم سطل قرمز زباله را بالاي سرمان نگه مي‌داشتيم، آن زمان که عقل‌مان نمي‌رسيد ولي حالا مي‌فهميم که آن اقدامات تنها براي اين بود که «فرهنگ سازي» شويم! پليس راه محترم نيز در آستانه سفرهاي نوروزي قصد دارد رانندگاني که رفتارهاي پر خطر اما غير حادثه ساز دارند را در کنار جاده، يکي دو ساعت متوقف کند! البته مخ حقير فکر مي‌کند که ايستادن الکي مانع کسب است و کارايي ندارد لذا چون کنار جاده سطل زباله هم‌نيست پيشنهاد مي‌کند براي فرهنگ سازي رانندگان اقدامات زير انجام شود: باز و بست کردن چهار چرخ خودرو با چشمان بسته، مکيدن يک ليتر بنزين 700 توماني، بلند کردن عقب ماشين به مدت 3 دقيقه و 49 ثانيه، کشيدن خودرو با ابرو به طول 6 متر، بشين و پاشو پاورچين، رنگا به رنگا و از اين قبيل مجازات‌ها هم مي‌تواند به درد بخور باشد، البته راه اصلي اين است که اصلا و اصولا «سفر» را بي‌خيال شويم، چون هر چه مي‌کشيم از اين سفرات خارجي و آن دوستان نديد بديد است! همين خود حقيرمان وقتي آن ور آب مي‌رود، کلي آب به آب مي‌شود، خاطرات او در سال‌هاي مختلف که هنگام تعريف کردن‌شان آب از دهانش کش مي‌کند را بشنويد:

10 سال پيش: اووف جات خالي برار! به غير او چيزايي که ديدم ولي نمگم، يک اتبوسايي داشتن بهشان مگفتن مترو، کل بچه‌هاي قله تو يک اتاقش جا مرفتن!

5 سال پيش: تو به ايي پرايدم مي‌گي ماشين؟نامردا يک بنزايي سوار مرفتن توش هم يخچال داشت هم چرخ گوشت!

امسال: باز به جان خودم نبشه به جان ديداشت‌تان، هنوز کليکم رو موس نرفته بود، ياهوشان دوبار باز و بسته مرفت! اويم چي ياهويي!! حالا تو دايالاپ بزن جونت در بيه!

يک سال بعد: خنکا يک چيزاي خوشمزه‌ايي ملمبوندن بهشان مگفتن«گوشت»! حالا ما دلمان خوش کردم فيلم «جدايي گوشت از سفره» ر ساختم سر صفم جايزه گرفته!

علي‌اي‌حال دست خودمان مرسي چون خداييش هيج جا خانه خود آدم نمره!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
مروری بر عجیب‌ترین و جالب‌ترین پنالتی‌های تاریخ

مِتافوتبال!

٩٥/١٢/٠٤
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
درباره تاثیر چرخ گردون بر عاشقانه نویسی‌های ما

از صدای سخن عشق...

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات