جوگیر شدن ممنوع
30 جیم نما

جوگیر شدن ممنوع

نویسنده : دست قیچی

اين‌بار مي‌خواهم به امثال خودم نهيب بزنم که‌اي جماعت منتقد! تو را به خدا اين‌قدر جوگير نباشيد. چه فرياد و فغاني به پا شد که استاد اسکورسيزي با «هوگو» شاهکار ساخته، بهترين استفاده را از تکنيک 3بعدي برده و شاخ غول را شکسته است. در مقالات سينمايي تيتر زدند که فيلمي در ستايش رؤياسازي ساخته شده، چه کسي انتظار داشت اسکورسيزي شاهکاري در گونه فانتزي خلق کند و خزعبلاتي از اين قبيل.

واقعيت اين است که 11 نامزدي در اسکار امسال معنايي جز دلجويي از اسکورسيزي ندارد. سال گذشته فيلم بسيار عالي و شاخص «جزيره شاتر» بدجوري مورد بي‌مهري اعضاي آکادمي قرار گرفت و بهترين فيلم سال يک جورهايي ذبح شد و زير دست و پاي «تلقين» (inception)، «شبکه اجتماعي» و «قوي سياه» ماند. آن فيلم‌ها همگي خوب بودند ولي هيچ کدام به گرد پاي جزيره شاتر هم نمي‌رسيدند. آکادمي به دليل سياست جذب حداکثري جوانان که طي 2 سال گذشته در پيش گرفته است اين فيلم را قرباني کرد. همان طور که در سال 2001 به دليل همين سياست‌ها اسکار بهترين بازيگر زن و مرد را به «هالي بري» و «دنزل واشنگتن» دادند که هر دو سياهپوست بودند و حق «راسل کرو» به خاطر فيلم «يک ذهن زيبا» و «نيکول کيدمن» براي فيلم «ديگران» خورده شد. همان سال مراسم بزرگداشت «سيدني پواتيه» هم برگزار شد و يک اسکار افتخاري نيز به او دادند. سهم نيکول کيدمن را هم گذاشتند تا سال بعد که به خاطر فيلم «ساعت‌ها» که يک فيلم معمولي بود و بازي نيکول کيدمن هم در آن چيز دندان‌گيري نبود به او بدهند و باز حق «رني زلوگر»در فيلم «شيکاگو» خورده شد.

حرفم اين است که يک جورهايي مثل قضيه لباس پادشاه شده است که همه فکر مي‌کنند اگر بگويند با فيلم حال نکرده‌اند فقط ناداني خود را اثبات کرده‌اند و به همين دليل هم بازي مي‌خورند. از همه دوستاني که اين مطلب را مي‌خوانند مي‌خواهم که هر 2 فيلم را پشت سر هم ببينند و اين 2 دنيا را با هم مقايسه کنند. مطمئنم جزيره شاتر از هر جهت چند پله جلوتر از هوگو است. بازي‌هاي بهتر و فيلم‌نامه دقيق‌تري دارد و قدرت کارگرداني اسکورسيزي نيز بسيار هنرمندانه‌تر جلوه مي‌کند.

نکته ديگر اين‌که دوستان منتقد بايد به ياد داشته باشند که دارند براي مخاطبان علاقه‌مند به سينما مطلب مي‌نويسند نه لزوما براي متخصصان سينمايي. بنابراين مخاطبي که با تشويق شما به ديدن فيلم مي‌رود و اصلا نمي‌داند «ژرژ ملي‌يس» کيست و چه طرفي از ارجاعات اين فيلم به آثار ملي‌يس مي‌بندد. در آخر يکي از بهترين و ساده‌ترين ملاک‌ها براي تشخيص يک شاهکار سينمايي را معرفي مي‌کنم که ديگر از هول حليم کسي توي ديگ نيفتد و تعريف بي‌خود نکند.اولا اگر فيلم شروع شد و شما پيش از آن که متوجه گذشت زمان شويد تا نصف فيلم را ديده باشيد يعني فيلم از نظر موضوع، ساخت و ريتم در حد شاهکار بوده است و ديگر اين‌که فيلم قابليت تماشاي چندباره را داشته باشد. هر فيلمي که فاقد يکي از اين دو شرط باشد از درجه شاهکار افول کرده و به سطح فيلم‌هاي خوب تنزل پيدا مي‌کند. اين يکي که خوب هم نبود و صادقانه بگويم اگر «هوگو» را به شيوه 3بعدي نمي‌ديدم بعيد نبود وسط فيلم از سالن بيايم بيرون. پس لطفا با حرف اين خارجي‌ها جوگير نشويد.

نظرات کاربران
کد امنیتی