ذهن‌ زيبا

ذهن‌ زيبا

نویسنده :

از درختي که چنين است نچيدن بهتر

از چنين راه به منزل نرسيدن بهتر

محمد کاظم کاظمي

------------ *** ------------

بهار تازه! بگو سقف عشق؛ کوتاه است

بلند تر بنشينند، دور تر بپرند

مژگان عباس‌لو

------------ *** ------------

هوا دلگير درها بسته

سرها در گريبان دست‌ها پنهان

نفس‌ها ابر دل‌ها خسته و غمگين

درختان اسکلت‌هاي بلور آجين

زمين دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهروماه

...

زمستان است...

مهدي اخوان ثالث

------------ *** ------------

من اناري را مي‌کنم دانه

به دل مي‌گويم کاش اين مردم دانه‌هاي دلشان پيدا بود...

سهراب سپهري

------------ *** ------------

بهانه‌گيري‌هاي کودکانه من

از دوري تو بود

افسوس فرياد بي‌صداي مرا نشنيدي

محمد باقري

------------ *** ------------

با تمام دستمال‌هاي کاغذي

فرق داشت

چون که در ميان قلب خود

دانه‌هاي اشک کاشت...

عرفان نظر آهاري

------------ *** ------------

بي تاب تر از جان پريشان در تب

بي خواب تر از گردش هذيان بر لب

بي رويت روي او بلا تکليفم

مثل گل آفتابگردان در شب

محمدمهدي سيار

------------ *** ------------

خوش آمدي... بنشين... آفتاب دم کردم

علي رضا بديع

------------ *** ------------

در تنگ ديگر شور دريا غوطه ور نيست

آن ماهي کوچک خوشبختانه مرده است

شاملو

------------ *** ------------

ستاره من و تو ندارد

ستاره مال خداست...

کيوان ‌هاشم

------------ *** ------------

بر شانه‌هاي خسته ام دستي کشيدم

بر شانه‌هايم

انگار جاي خالي چيزي...

چيزي شبيه بال

احساس مي‌کردم!

قيصر امين‌پور

------------ *** ------------

من چه در وهم وجودم، چه عدم، دل تنگ ام

از عدم تا به وجود آمده ام، دل تنگ‌ام

فاضل نظري

------------ *** ------------

بايديقه‌ام را بگيرم

شانه‌هايم را بکوبم به ديوار

بايد همه چيز را از خودم بپرسم

سيدقاسم رفعت حسيني

------------ *** ------------

عمري است شکسته بال او مي‌گردم

در آرزوي وصال او مي‌گردم

چندان که نفس به گرد دل مي‌گردد

من گرد سر خيال او مي‌گردم

بي‌دل دهلوي

نظرات کاربران
کد امنیتی