من باشم و تو نه!
وقتي حسادتمان گل مي‌کند!

من باشم و تو نه!

نویسنده :

از قديم گفته‌اند حسود هر گز نياسود! کافي است کمي به عمق اين مطلب دقت فرماييد يعني اول حسود بودنش و بعد نياسودنش را مورد توجه قرار دهيد. خوب که رفتيد توي عمقش متوجه منظورمان مي‌شويد يعني مي‌فهميد که حسادت هيچ چيزي جز حرص خوردن و آزار و اذيت شدن براي فرد حسود به همراه ندارد و البته به کسي که به او حسادت مي‌شود هم آسيب‌هايي مي‌رسد. خيلي‌ها دوست دارند حسود نباشند و خيلي‌ها هم دوست ندارند که مورد حسادت قرار بگيرند، براي فرار از حسادت مي‌توانيد جزر و مد اين هفته را بي‌خيال نشويد.

من باشم و تو نه!
آدم‌ها توانايي اين را دارند که به هر چيزي و هر کسي حسادت کنند. مثلا شما گاهي به يک موقعيت خانوادگي حسادت مي‌کنيد، گاهي به يک موقعيت شغلي و بعضي وقت‌ها هم به موقعيت فردي و اجتماعي يک نفر و آن وقت است که دست به کار مي‌شويد و هر کاري مي‌کنيد تا حس حسادت خودتان را کم کنيد. البته نه به اين معني که بي‌خيال حسادت شويد بلکه به اين معني که بتوانيد يک جوري خودتان را خالي کنيد. اين خالي کردن‌ها معمولا با کلي رفتارهاي ناپسند همراه است. اما بيشتر وقت‌ها حسادت شما از نوع حسادت عاطفي است. يعني حس نگراني شما نسبت به از دست دادن احساس عاطفه، توجه و علاقه ديگران به شماست. براي همين نسبت به کساني که دوست داريد و نسبت به رفتارها و برخوردهاي آن‌ها در مورد ديگران حسادت‌ نشان مي‌دهيد. افکار وسوسه‌انگيز، تهمت‌هاي دائمي، نظارت بر فعاليت‌ها و سوء‌ظن داشتن در ارتباط با ديگران از رفتار‌هايي است که با حسادت شما در ارتباط هستند. نتيجه اين حسادت در رابطه دوستانه و خانوادگي معمولا نتيجه خوبي نيست و عواقب ناراحت کننده‌اي دارد. افکار حسادت آميز مخصوصا در زندگي مشترک مي‌تواند پايه آن زندگي را به هم بريزد و کار را به جاهاي بسيار باريک بکشد. براي همين مي‌گويند حسادت قبل از هر چيز فرد حسود را آزار مي‌دهد و زندگي او را خراب مي‌کند چون وقتي شما نسبت به يک فرد حسادت داريد دائم در فکر مبارزه با او هستيد، افکارتان در شبانه روز در حال نقشه کشيدن است که چه طور مي‌توانيد فرد مقابل‌تان را خراب کنيد و يا چه طور مي‌توانيد جاي او را بگيريد. آن وقت تمام فرصت‌هاي مهم زندگي‌تان را با اين افکار و رفتار‌هاي ناشي از آن، از دست مي‌دهيد.

پيامدهاي حسادت ورزيدن
با خودتان فکر مي‌کنيد الان با کي حرف مي‌زند؟ به کي پيامک زد؟ با کي قرار دارد؟ کجا هست؟ دارد چي کار مي کند؟ اين لباسش را چرا پوشيده است يا چرا فلاني رئيس شده است؟ چرا بايد او را بيشتر دوست داشته باشند و... همه اين افکار و سئوالات باعث مي‌شود که افراد به لحظه لحظه زندگي کسي که دوست دارند مشکوک شوند و خودشان هم دائم در نگراني و دلواپسي به سر ببرند. يا دائم به فکر گرفتن مقام و منصب يک نفر ديگر باشند و يا در حال مبارزه براي رسيدن به چيزهايي که ديگران دارند و او ندارد! آدم‌هايي که چنين حسادت‌هايي دارند معمولا رفتارهاي‌شان تغيير مي‌کند و اين تغيير رفتار مي‌تواند اين پيامدها را داشته باشد:

جر و بحث
کنجکاوي و نگراني‌هاي ما يک پيامد بسيار بد به همراه دارد و آن هم جر و بحث کردن است. وقتي شما نگران اين هستيد که همسرتان يا حتي برادر يا خواهرتان با چه کسي حرف مي‌زند يا دائم به دنبال يک ارتباط مشکوک در زندگي‌اش هستيد و يا وقتي به کسي توجه مي‌کند و يا با کسي حرف مي‌زند حسادت شما باعث مي‌شود که حساس شويد و بگوييد، با کي حرف مي‌زديد؟ چرا با او حرف زديد؟ و.... جر و بحث شروع مي‌شود و زندگي‌تان پر مي‌شود از چرا‌ها و جر و بحث‌ها. حسادت به همکاران يا دوستان هم خارج از اين موضوعات نيست چون آن وقت دائم با آن‌ها سر جنگ داريد که حق شما را خورده‌اند و جايگاه شما را غصب کرده‌اند.

ابراز خشم
حسادت شما باعث خشمگين شدن نسبت به کسي که به او حسادت مي‌کنيد مي‌شود و آن وقت است که چون در ذهن‌تان زياد پرورش پيدا کرده و دائم به او فکر کرده‌ايد، دوست داريد سر به تن طرف مقابل‌تان نباشد و معمولا اين‌را در رفتارتان به راحتي نشان مي‌دهيد. براي همين است که مي‌گويند حسودها زود لو مي‌روند چون نمي‌توانند خشم خود را کنترل کنند.

آزار رساندن
يکي ديگر از پيامدهاي فجيع حسادت داشتن، آزار رساندن به خودمان و از همه مهم‌تر آزار رساندن به ديگران است. وقتي شما حس حسادت‌تان نسبت به يکي گل مي‌کند، ناخودآگاه رو به آزار رساندن او مي‌آوريد. مثلا فکر کنيد شما نسبت به همکار همسرتان حسادت کنيد آن وقت هم همسرتان را آزار مي‌دهيد و هم همکارش را! يا نسبت به رئيس‌تان حسادت کنيد در اين زمان تمام تلاش‌تان را مي‌کنيد، که او را خراب کنيد تا از کار بيکار شود، اين خراب کردن مي‌تواند هر چيزي باشد از غيبت کردن تا زيرآب زدن و حتي دست بردن در کارها و برنامه‌هايش!

براي آخرين حسادت
همه آدم‌هاي حسود دوست دارند با اين خصلت خودشان مبارزه کنند و اين رفتارشان را کنار بگذارند اما چون بلد نيستند و نمي‌دانند از کجا شروع کنند موفق نمي‌شوند. ما اين‌جا يک بسته پيشنهادي به شما مي‌دهيم که کمک‌تان کند تا حسادت خود را کاهش دهيد. البته اگر کمي آن‌را جدي بگيريد.

گام‌اول

احساساتتان را شناسايي کنيد
اول از همه احساسات منطقي و غير منطقي خود را در زمينه حسادت شناسايي کنيد. ببينيد حسادت شما در چه مواقعي بسيار مسخره و غير منطقي است. مسلما حسادت شما به يک عدد کيف پول حسادت بچه‌گانه و غير منطقي است. اما حسادتتان به داشتن يک پست رسمي در کار، مي‌تواند منطقي باشد.(البته اگر شما هم قابليت داشتن آن مقام را داشته باشيد) بعد ببينيد شما نسبت به چه موقعيت‌هايي بيشتر حسادت مي‌کنيد. زماني که يک فرد موفق و داراي مقامي را مي‌بينيد حسادت‌تان گل مي‌کند يا زماني که مي‌بينيد مامان‌تان به خواهرتان بيشتر محبت مي‌کند.

گام‌دوم

طبقه‌بندي کنيد
همه موقعيت‌هايي که در آن دچار حسادت مي‌شويد را ليست کنيد و بعد رفتارهاي حسادت جويانه‌اي که نشان مي‌دهيد را توي يک ستون، رو به رويش يادداشت کنيد. بعد يک ستون ديگر جلويش اضافه کنيد تا بتوانيد رفتار تصحيح شده را در آن بنويسيد. مثلا وقتي شما مي‌بينيد مادرتان دارد به خواهرتان محبت مي‌کند رفتار حسادت جويانه شما قهر کردن است، آن وقت بايد اين رفتار را حذف کنيد و يک رفتار درست جايگزينش کنيد.

گام‌سوم

حساسيت خود را کم کنيد
براي اين‌که بتوانيد رفتار حسادت آميز خود را کاهش دهيد سعي کنيد خود را در موقعيت حسادت قرار ندهيد. يعني اگر به نمرات دوست‌تان حسادت مي‌کنيد دائم از او درباره معدل و نمرات درس‌هايش سئوال نکنيد و خيلي کنجکاوي به خرج ندهيد يا اگر به خواهر همسرتان حسادت داريد دائم سراغ گوشي همسرتان نرويد تا ببينيد چند تا پيام براي هم فرستاده‌اند يا چند بار به هم زنگ زده‌اند. کمتر دانستن شما باعث مي‌شود که حسادت‌تان هم کم شود. اما رفتار‌هاي حسادت‌آميز حساسيت شما را بيشتر مي‌کند، اين که دائم به دنبال نکات ريز‌و‌پيش و پا افتاده باشيد تا به خودتان وصلش کنيد حسادت شما را بيشتر خواهد کرد. اگر به موضوعات و مسائل مهم‌تر در زندگي‌تان فکر کنيد ناخودآگاه از افکار ساده و حسادت آميز رها مي‌شويد.

نظرات کاربران
کد امنیتی