آيين دلبري

آيين دلبري

نویسنده : زهیر قدسی

انسان‌ها مانند سنگ‌هايي هستند که در برکه جامعه و تاريخ فرو مي‌افتند. گاهي سنگ‌ريزه‌اي را مانند که تنها مي‌تواند موج‌هايي حقير و ‌کم ‌دامنه‌اي ايجاد کند، که به سختي مي‌توان نشان آن را پيدا کرد و گاه انگار صخره‌اي را شبيه‌اند که از جايگاهي مرتفع بر قلب اين برکه نشانه مي‌روند و موج‌هايي چنان عظيم و پي‌درپي ايجاد مي‌کنند که نمي‌توان انتظار داشت به‌زودي فرو بنشينند.

«سيد موسي صدر» کتابي است از مجموعه کتاب‌هاي انتشارات کتاب دانشجويي که به روايت زندگي شخصيتي بزرگ مي‌پردازد. آن‌چه که مي‌توان در اين ستون محدود نوشت تنها زحمت توصيف مختصري است از شخصيت پيچيده و تاثيرگذار او؛ و نه شرح و بياني درباره خود کتاب. اين کتاب کوچک تنها بهانه‌اي مي‌تواند باشد تا هم‌ سن و سالان من و تو، خداي ناکرده وجود او را –در اين روزها که اميد يافتنش را داشتيم- فراموش نکنند. يا اگر بازي‌گوشي‌هاي زمانه يک‌سره ما را از وجود نازنين او بي‌خبر کند، معرفي اين کتاب و خواندن آن، مي‌تواند توجهي را براي‌مان ايجاد کند.

امام موسي صدر بي‌شک يکي از نخبه‌ترين و خبره‌ترين رهبراني است که جهان تشيع به خود ديده؛ چراکه در کشوري چون لبنان، لبناني که در آن سال‌ها (۱۳۳۸ تا ۱۳۵۷) فرقه‌گرايي و قبيله‌گرايي موضوعي حاد و بحراني بوده است، براي مردم نه رهبري که دلبري مي‌کند! در آن سال‌ها کسي گمان نمي‌کرد در کشوري چون لبنان، کسي بتواند در دعوت مردم به وحدت و اتحاد پيروز شود، امام موسي تنها کسي بود که موفق شد دل‌هاي مردم را به يکديگر نزديک کند. و زماني که خود غرب نيز نتوانسته بود نظريه‌هايي چون «برخورد تمدن‌ها» را هضم کند، براي اولين‌بار توانست «تز هم‌زيستي اديان و تمدن‌هاي بشري» را مطرح کند و به اجرا در بياورد. توانايي او در ريشه‌کن سازي و کنترل پديده تکدي‌گري در مرکز جبل‌عامل و انتشار اين طرح در جنوب لبنان و حتي بيروت، از معجزه‌هاي او بود. هم‌چنين ديگر فعاليت‌هاي فرهنگي وي که در آن زمان بي‌نظير بود و توانست مقابله‌اي باشد با انواع فسادي که در بيروت آن زمان حاکم بود.

... سيد موسي با حضورش در سه مرکز بزرگ مسيحيان: «ديرالمخلص» در جنوب، کليساي «کبوشيه» در قلب بيروت و کليساي «مارمارون» در شمال لبنان، ولوله‌اي در ميان طرفداران اين مذهب راه انداخت که از شور و شوق شيعيان به هنگام ديدار او چيزي کم نداشت. تا جايي که رهبران مسيحي به وضوح اعتراف مي‌کردند که: «روحانيتي که آقاي صدر با يک ساعت وعظ در ديرهاي ما مي‌ريزد، بيش از روحانيتي است که خود ما طي شش سال در اين ديرها به وجود مي‌آوريم»..

انسان‌ها مانند سنگ‌هايي هستند که در برکه جامعه و تاريخ فرو مي‌افتند. گاهي سنگ‌ريزه‌اي را مانند که تنها مي‌تواند موج‌هايي حقير و ‌کم ‌دامنه‌اي ايجاد کند، که به سختي مي‌توان نشان آن را پيدا کرد و گاه انگار صخره‌اي را شبيه‌اند که از جايگاهي مرتفع بر قلب اين برکه نشانه مي‌روند و موج‌هايي چنان عظيم و پي‌درپي ايجاد مي‌کنند که نمي‌توان انتظار داشت به‌زودي فرو بنشينند.

«سيد موسي صدر» کتابي است از مجموعه کتاب‌هاي انتشارات کتاب دانشجويي که به روايت زندگي شخصيتي بزرگ مي‌پردازد. آن‌چه که مي‌توان در اين ستون محدود نوشت تنها زحمت توصيف مختصري است از شخصيت پيچيده و تاثيرگذار او؛ و نه شرح و بياني درباره خود کتاب. اين کتاب کوچک تنها بهانه‌اي مي‌تواند باشد تا هم‌ سن و سالان من و تو، خداي ناکرده وجود او را –در اين روزها که اميد يافتنش را داشتيم- فراموش نکنند. يا اگر بازي‌گوشي‌هاي زمانه يک‌سره ما را از وجود نازنين او بي‌خبر کند، معرفي اين کتاب و خواندن آن، مي‌تواند توجهي را براي‌مان ايجاد کند.

امام موسي صدر بي‌شک يکي از نخبه‌ترين و خبره‌ترين رهبراني است که جهان تشيع به خود ديده؛ چراکه در کشوري چون لبنان، لبناني که در آن سال‌ها (۱۳۳۸ تا ۱۳۵۷) فرقه‌گرايي و قبيله‌گرايي موضوعي حاد و بحراني بوده است، براي مردم نه رهبري که دلبري مي‌کند! در آن سال‌ها کسي گمان نمي‌کرد در کشوري چون لبنان، کسي بتواند در دعوت مردم به وحدت و اتحاد پيروز شود، امام موسي تنها کسي بود که موفق شد دل‌هاي مردم را به يکديگر نزديک کند. و زماني که خود غرب نيز نتوانسته بود نظريه‌هايي چون «برخورد تمدن‌ها» را هضم کند، براي اولين‌بار توانست «تز هم‌زيستي اديان و تمدن‌هاي بشري» را مطرح کند و به اجرا در بياورد. توانايي او در ريشه‌کن سازي و کنترل پديده تکدي‌گري در مرکز جبل‌عامل و انتشار اين طرح در جنوب لبنان و حتي بيروت، از معجزه‌هاي او بود. هم‌چنين ديگر فعاليت‌هاي فرهنگي وي که در آن زمان بي‌نظير بود و توانست مقابله‌اي باشد با انواع فسادي که در بيروت آن زمان حاکم بود.

... سيد موسي با حضورش در سه مرکز بزرگ مسيحيان: «ديرالمخلص» در جنوب، کليساي «کبوشيه» در قلب بيروت و کليساي «مارمارون» در شمال لبنان، ولوله‌اي در ميان طرفداران اين مذهب راه انداخت که از شور و شوق شيعيان به هنگام ديدار او چيزي کم نداشت. تا جايي که رهبران مسيحي به وضوح اعتراف مي‌کردند که: «روحانيتي که آقاي صدر با يک ساعت وعظ در ديرهاي ما مي‌ريزد، بيش از روحانيتي است که خود ما طي شش سال در اين ديرها به وجود مي‌آوريم»..

نظرات کاربران
کد امنیتی