پسر چشم آبی
30 جیم نما

پسر چشم آبی

نویسنده : دست قیچی

با فيلم «پسر رعد آبي» اشتباه نگيريد. قرار نيست از يک انيميشن کم‌کيفيت ژاپني صحبت کنيم. امروز 26 ژانويه و سالروز تولد يکي از بزرگ‌ترين اسطوره‌هاي بازيگري سينما «پل نيومن» است. او در سال 1915 در اوهايو و در خانواده‌اي مرفه به دنيا آمده بود و پدرش تاجري موفق در عرصه فروش لوازم ورزشي بود و هر يک از فرزندان که به سن مناسبي مي‌رسيد در يکي از فروشگاه‌هاي پدر مشغول کار مي‌شد. پل هم که نمي‌خواست بر خلاف ميل پدر رفتار کند، در دانشکده اقتصاد ثبت نام کرد و با وجود تلاش بسيار معلوم بود که به درد اين رشته نمي‌خورد. او تقريبا تمام ساعات درسي‌اش را به تمرين فوتبال امريکايي مي‌پرداخت و روز به روز علاقه‌اش به اين رشته بيشتر مي‌شد. وقتي جنگ جهاني دوم آغاز شد از خداخواسته بي‌خيال دانشکده شد و به عنوان بيسيم‌چي ناوگان دريايي به خدمت پرداخت. با پايان جنگ، در کالج کانيون ثبت نام کرد و بر حسب عادت به عضويت تيم فوتبال کالج در آمد. يک شب او و دوستانش بعد از بازي با يک تيم ديگر و در حالي که پيروزي خود را جشن گرفته بودند، با اعضاي تيم مقابل درگير شدند و کار به زد و خورد شديدي کشيد. حاصل کار به زندان افتادن همگي آن‌ها و سپس اخراج از کالج بود. نيومن بعد از اين حادثه مرد جديدي شد و در مسير تازه‌اي گام نهاد. ابتدا به مدرسه درام ييل رفت و سپس راهي اکتورز استوديو شد و تحت تعليم «لي استراسبرگ» که از بزرگ‌ترين تئوريسين‌هاي عالم سينما است قرار گرفت. استراسبرگ معتقد بود که نيومن استعداد بازيگري شگرفي دارد و مي‌تواند به بازيگري در حد «مارلون براندو» تبديل بشود. تنها مشکل اين بود که نيومن بيش از حد زيبا بود و همين موضوع باعث مي‌شد بيش از آن که از استعدادش استفاده کند، ديگران را مسحور و مجذوب زيبايي ظاهري‌اش کند.

پل اولين بازي حرفه‌اي خود را بر صحنه برادوي و در نمايشي به نام «پيک نيک» (1953) انجام داد و سپس با کمپاني برادران وارنر قرارداد امضا کرد. يک سال بعد با فيلمي به نام «جام نقره‌اي» وارد عرصه هنر هفتم شد. او آن‌قدر از نقش خود در اين فيلم بدش آمده بود که گفته مي‌شود طي نامه‌اي از بينندگان به خاطر بازي بد خود معذرت خواست. اما فيلم بعدي‌اش «کسي آن بالا مرا دوست دارد» (1956) نظر منتقدين و اهالي سينما را به او جلب کرد. آن سال‌ها (و البته هنوز هم) «مارلون براندو» ختم بازيگري محسوب مي‌شد ولي رويه‌اي ضد هاليوودي پيش گرفته بود و در هر فيلمي بازي نمي‌کرد. جيمز دين هم در سنين جواني فوت شد و سينما از خلاء چهره رنج مي‌برد. همه اين عوامل دست به دست هم داد تا عرصه‌اي براي يکه‌تازي پل نيومن باز شود که بر پهنه آن فيلم‌هايي نظير «گربه روي شيرواني داغ»، «بوچ کسيدي و ساندنس کيد»، «بيلياردباز»، «نيش»، «رنگ پول»، «وکيل مدافع هادساکر»، «جاده‌اي به سوي تباهي» و.... خلق شوند که 4 سال پس از مرگ او در 26 سپتامبر 2008 هم‌چنان انگشتان ما را روي صفحه کليد به حرکت درمي‌آورند.

با فيلم «پسر رعد آبي» اشتباه نگيريد. قرار نيست از يک انيميشن کم‌کيفيت ژاپني صحبت کنيم. امروز 26 ژانويه و سالروز تولد يکي از بزرگ‌ترين اسطوره‌هاي بازيگري سينما «پل نيومن» است. او در سال 1915 در اوهايو و در خانواده‌اي مرفه به دنيا آمده بود و پدرش تاجري موفق در عرصه فروش لوازم ورزشي بود و هر يک از فرزندان که به سن مناسبي مي‌رسيد در يکي از فروشگاه‌هاي پدر مشغول کار مي‌شد. پل هم که نمي‌خواست بر خلاف ميل پدر رفتار کند، در دانشکده اقتصاد ثبت نام کرد و با وجود تلاش بسيار معلوم بود که به درد اين رشته نمي‌خورد. او تقريبا تمام ساعات درسي‌اش را به تمرين فوتبال امريکايي مي‌پرداخت و روز به روز علاقه‌اش به اين رشته بيشتر مي‌شد. وقتي جنگ جهاني دوم آغاز شد از خداخواسته بي‌خيال دانشکده شد و به عنوان بيسيم‌چي ناوگان دريايي به خدمت پرداخت. با پايان جنگ، در کالج کانيون ثبت نام کرد و بر حسب عادت به عضويت تيم فوتبال کالج در آمد. يک شب او و دوستانش بعد از بازي با يک تيم ديگر و در حالي که پيروزي خود را جشن گرفته بودند، با اعضاي تيم مقابل درگير شدند و کار به زد و خورد شديدي کشيد. حاصل کار به زندان افتادن همگي آن‌ها و سپس اخراج از کالج بود. نيومن بعد از اين حادثه مرد جديدي شد و در مسير تازه‌اي گام نهاد. ابتدا به مدرسه درام ييل رفت و سپس راهي اکتورز استوديو شد و تحت تعليم «لي استراسبرگ» که از بزرگ‌ترين تئوريسين‌هاي عالم سينما است قرار گرفت. استراسبرگ معتقد بود که نيومن استعداد بازيگري شگرفي دارد و مي‌تواند به بازيگري در حد «مارلون براندو» تبديل بشود. تنها مشکل اين بود که نيومن بيش از حد زيبا بود و همين موضوع باعث مي‌شد بيش از آن که از استعدادش استفاده کند، ديگران را مسحور و مجذوب زيبايي ظاهري‌اش کند.

پل اولين بازي حرفه‌اي خود را بر صحنه برادوي و در نمايشي به نام «پيک نيک» (1953) انجام داد و سپس با کمپاني برادران وارنر قرارداد امضا کرد. يک سال بعد با فيلمي به نام «جام نقره‌اي» وارد عرصه هنر هفتم شد. او آن‌قدر از نقش خود در اين فيلم بدش آمده بود که گفته مي‌شود طي نامه‌اي از بينندگان به خاطر بازي بد خود معذرت خواست. اما فيلم بعدي‌اش «کسي آن بالا مرا دوست دارد» (1956) نظر منتقدين و اهالي سينما را به او جلب کرد. آن سال‌ها (و البته هنوز هم) «مارلون براندو» ختم بازيگري محسوب مي‌شد ولي رويه‌اي ضد هاليوودي پيش گرفته بود و در هر فيلمي بازي نمي‌کرد. جيمز دين هم در سنين جواني فوت شد و سينما از خلاء چهره رنج مي‌برد. همه اين عوامل دست به دست هم داد تا عرصه‌اي براي يکه‌تازي پل نيومن باز شود که بر پهنه آن فيلم‌هايي نظير «گربه روي شيرواني داغ»، «بوچ کسيدي و ساندنس کيد»، «بيلياردباز»، «نيش»، «رنگ پول»، «وکيل مدافع هادساکر»، «جاده‌اي به سوي تباهي» و.... خلق شوند که 4 سال پس از مرگ او در 26 سپتامبر 2008 هم‌چنان انگشتان ما را روي صفحه کليد به حرکت درمي‌آورند.

نظرات کاربران
کد امنیتی