مديرخود باش!

مديرخود باش!

نویسنده : وجيهه محمدپور مقدم

يادتان مي‌آيد اولين باري را که احساس کرديد ديگران دارند سوارتان مي‌شوند! يعني احساس کرديد که رشته زندگي‌تان از دست‌تان در رفته و توي دست‌هاي ديگران است؟! اصلا تا به حال احساس کرده ايد که زندگي‌تان وابسته به ديگران شده است و به جاي اين که خودتان، راه و روش زندگي‌تان را مشخص کنيد اين نظرات، عقايد و باورهاي اطرافيان‌تان است که دارد آن را مشخص مي‌کند؟! اگر شما هم امروز به اين نتيجه رسيده‌ايد که مدير خودتان نبوده‌ايد بايد در روش‌هاي‌تان تجديد نظر کنيد.

آدم‌هاي بي تفاوت

بعضي‌ها از خودشان نظر ندارند، ايده ندارند، فکر ندارند و چشم‌شان به دهان آدم‌هاي ديگر است! اگر دوست صميمي‌شان بگويد که فلان رشته دانشگاهي بهترين رشته است، آينده دار است، ال است، بل است و... آن‌ها هم همان را قبول مي‌کنند. اگر خواهرشان بگويد فلان لباس الان مد است، رنگش قشنگ است، مدلش جديد است و... همان را مي‌خرند. اگر همکارشان بگويد اين طرح کاري اصلا به درد نمي‌خورد، فقط وقت آدم را مي‌گيرد، پول ندارد و... تصميم مي‌گيرند طرح را قبول نکنند. اگر اطرافيان‌شان بگويند فلان حزب سياسي معرکه است، فلان نويسنده بهترين نويسنده است، فلان بازيگر محشر است و... همان را قبول مي‌کنند. اين آدم‌ها تمام زندگي‌شان وابسته به فکر، نظر، اعتقاد و برداشت ديگران است. براي همين منتظرند ببينند ديگران چه مي‌گويند، چه جوري تصميم مي‌گيرند، چه طور فکر مي‌کنند، چه عکس‌العملي نشان مي‌دهند تا آن‌ها همين کار را بکنند. اين آدم‌ها نه مدير افکارشان هستند، نه اعتقادشان نه احساس‌شان و کلا مدير زندگي‌شان نيستند و به جاي اين که رهبر زندگي باشند دائم رهرو هستند! براي همين هميشه در زندگي احساس شکست مي‌کنند و احساس کوچکي و حقير بودن مي‌کنند و همين احساس جلوي پيشرفت و موفقيت‌شان را مي‌گيرد وقتي ما مدير خودمان و زندگي‌مان نيستيم نمي‌توانيم استعدادهاي خودمان را شکوفا کنيم و نمي‌توانيم به فکر و احساس‌مان رشد بدهيم و حتي نمي‌توانيم نيازها و علائق شخصي خودمان را دنبال کنيم و همين چيزها حس شکست و پوچي را در ما ايجاد و تقويت مي‌کند.

زندگي در دست‌هاي خودمان!

اگر قرار باشد از امروز شما بر زندگي‌تان سوار شويد و از خودتان نظر داشته باشيد بايد تمرين کنيد تا اولا مسئوليت همه چيز را در زندگي به عهده بگيريد يعني هم مسئول موفقيت‌ها و هم شکست‌هاي خود باشيد و بعد به خودتان اعتماد کنيد و مطمئن باشيد با مديريت خود هم مي‌توانيد موفق باشيد. براي مدير بودن چند گام زير را برداريد:

گام اول

از خودتان هدف داشته باشيد

آدم‌هايي که زندگي‌شان در دست ديگران است از خودشان هدف و آرمان ندارند يعني اصلا ننشسته اند براي خودشان هدف تعيين کنند. براي همين تا دوست‌شان مي‌گويد من مي‌خواهم مهندس شوم اين‌ها هم به همين فکر مي‌کنند يا اگر مي‌گويد مي‌خواهم بروم آزمون استخدامي فلان سازمان را شرکت کنم اصلا فکر نمي‌کنند اين شغل با توانايي هاي‌شان جور است يا نه يا اصلا در آن سازمان کار کردن براي‌شان خوب هست يا نه! براي اين که مدير خود باشيد بايد حتما از خودتان هدف داشته باشيد. پس اول بنشينيد هدف‌هايي که در ذهن‌تان است را مشخص کنيد از هدف‌هاي تحصيلي تا شغلي و خانوادگي. اين هدف‌ها که مشخص شد، راه شما از ديگران جدا مي‌شود. به هدف هاي‌تان پايبند و معتقد باشيد تا ديگران نتوانند آن‌ها را در ذهن شما خراب کنند. براي يافتن هدف‌هاي خوب و مناسب خودتان، تحقيق و پژوهش درباره خود و خواسته هاي‌تان بهترين شيوه است آن وقت در برابر نظر ديگران مي‌توانيد با استدلال از اهداف‌تان دفاع کنيد و از همه مهم‌تر در زندگي‌تان سرگردان نباشيد و هر روز با ديدن آدم‌هاي جديد تغيير وضعيت ندهيد.

گام دوم

خودتان برنامه‌ريزي کنيد و تصميم بگيريد

مشورت به معني اين نيست ديگران به شما ثانيه به ثانيه بگويند که چه کاري بکنيد و چه کاري نکنيد. اگر حتي اهداف مشترکي با ديگران داريد دليل نمي‌شود چشم‌تان به کارها و برنامه‌هاي آن‌ها باشد، چون مطمئنا شما تفاوت‌هاي فردي، خانوادگي و شخصيتي زيادي با ديگران داريد و آن‌ها نمي‌توانند برنامه‌اي مطابق با ويژگي‌هاي شما بدهند. بنابراين مي‌توانيد در مورد کليت و چارچوب يک برنامه از متخصصان و کارشناسان آن حوزه مشورت بگيريد و بعد خودتان با توجه به خواسته‌ها و هدف هاي‌تان برنامه‌ريزي کنيد. دليلي وجود ندارد اگر در برنامه زندگي دوست‌تان رفتن به کلاس فوتبال يا رفتن به کلاس زبان وجود دارد شما هم همان را عمل کنيد شايد اصلا در اهداف زندگي شما ورزش فوتبال جايگاهي نداشته باشد پس بي خيال برنامه‌ريزي‌هايي باشيد که آدم‌هاي اطراف هي براي شما نسخه پيچ مي‌کنند وقتي خودتان برنامه‌ريزي کنيد مي‌توانيد تصميم‌هاي مهم زندگي‌تان را هم خودتان بگيريد و نظر ديگران نقشي در آن‌ها نداشته باشد آن وقت از هر اتفاقي در زندگي احساس رضايت خواهيد کرد، چون نظر و تصميم خودتان بوده است و اين به شما اعتماد به نفس مي‌دهد. يادتان باشد اين که مي‌گوييم اجازه ندهيد ديگران به جاي‌تان تصميم بگيرند به معني مشورت نکردن نيست.

گام سوم
مدير احساسات‌تان باشيد

اگر با کوچک‌ترين شکست مواجه شديد يا اتفاق ناخوشايندي براي‌تان افتاد سريع به هم نريزيد و حس غم و اندوه به خود نگيريد. يا حتي اگر از چيزي خوشحال شديد جو گير نشويد و از شادي دست به کارهاي غير معقول نزنيد! دليل نمي‌شود چون همکارتان از دست رئيس‌تان ناراحت است شما هم حس ناراحتي بگيريد يا دليل نمي‌شود چون دوست‌تان از فلان بازيگر خوشش مي‌آيد شما هم خوش‌تان بيايد وقتي احساس خوشحالي، غم، نفرت و حتي دوست داشتن شما به احساسات ديگران وابسته باشد ديگر نمي‌توانيد مدير خودتان باشيد. چون آن وقت در موقعيت‌هايي که واقعا احساس متضادي داريد بايد خلاف آن را به خاطر ديگران ابراز کنيد و اين يعني اين که شما يا بايد نقش بازي کنيد يا در مورد احساسات خود دچار شک شويد. قبل از هر نوع جوگيري در موقعيت‌هاي مختلف، اول به خودتان مراجعه کنيد و ببينيد که آيا واقعا شما هم نسبت به فلان موضوع حس بدي داريد يا نظرتان در مورد فلان دوست يا همکارتان همين قدر خوب يا بد است؟! اگر مي‌خواهيد خودتان باشيد و اجازه ندهيد ديگران احساسات شما را تعريف کنيد براي دلخوشي ديگران هيچ وقت احساس دروغين نشان ندهيد و احساسات خود را بيان کنيد.

گام چهارم

مظلوم نباشيد!

لابد با خودتان فکر مي‌کنيد اين ديگر چه جوري راهنمايي است، راستش منظورمان اين است که قيافه آدم‌هاي مظلوم و بي تفاوت و بي نظر را به خود نگيريد وقتي ظاهر شما آرام و مهربان به نظر برسد ديگران به خودشان اجازه مي‌دهند به جاي شما تصميم بگيرند. در موقعيت‌ها و موضوعات مهم، هيچ وقت نگوييد نمي‌دانم، هر چه شما بگوييد، برايم فرقي نمي‌کند، چون در اين صورت ديگران هميشه حق نظر و راي شما را براي خودشان مي‌گيرند و به جاي شما تصميم گيري مي‌کنند. تصور کنيد قرار است بچه‌هاي کلاس ساعت يکي از درس‌هاي‌تان را عوض کنند حتي اگر براي شما فرقي نمي‌کند نگوييد فرقي نمي‌کند. بلکه بگوييد من موافقم! يعني نظر بدهيد. يا اگر در يک جلسه، آدم‌هايي وجود دارند که جوسازي مي‌کنند شما اگر نظرتان مخالف است با سکوت و مظلوم بودن‌تان به آن‌ها اجازه ندهيد نظرشان را به شما تحميل کنند و دقيقا نظر مخالف‌تان را بگوييد حتي اگر راي نياورد. چون اين حالت براي شما عادت مي‌شود و جرات نظر دادن را از شما مي‌گيرد. براي اين که مدير خودتان باشيد کمي قيافه جدي و مدير هم لازم است. چون ظاهر شما باعث مي‌شود راحت سرتان کلاه بگذارند يا حق‌تان را بخورند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

انتقال پیام در کمترین کلمات

٩٥/١٠/٢٣
کافه جهان نما

سیستان و بلوچستان شبیه هند به اصالت ایران

٩٥/١٠/٢٣
جالباسی

از درازآویز تزئینی به نام کراوات تا پیراهن واتو

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

اصغر لالا

٩٥/١٠/٢٣
۵ ویژگی ممتاز از مرحوم آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌که جوان‌ترها کمتر شنیده‌اند و بزرگترها احتمالا فرا

شیخِ کبیر

٩٥/١٠/٢٣
به بهانه خریدهای نجومی تیم‌های چینی و پیشنهادهای اغواکننده‌شان به ستاره‌های جهان فوتبال

چین چون پول

٩٥/١٠/٢٣
شاخ هفته

آرمان های بر باد رفته

٩٥/١٠/٢٣
فتوچاپ

فتوچاپ 470

٩٥/١٠/٢٣
پایان‌نامه

ارائه حق تیر برای وام ضروری

٩٥/١٠/٢٣
در گفت‌و‌گو با «حسام اسلامی» کارگردان مسابقه جالب تلویزیونی «خانه ما»

نمی‌خواهیم خانواده‌ها را نصیحت کنیم

٩٥/١٠/٢٣
بک بسته پیشنهادی گرم برای شب‌های طولانی زمستان

زندگی با بهانه‌های کوچک خوشبختی

٩٥/١٠/٢٣
آنتن

اندر حکایت شیرینی های صفجه آرا

٩٥/١٠/٢٣
سایت خوب

بهترین راهنمای آنلاین دکور و دیزاین خانه را بشناسید

٩٥/١٠/٢٣
مینیمال

مگه خرسیم آخه؟

٩٥/١٠/٢٣
مسئولان و سیاستمدارانی که حالا پایشان در یکی از شبکه‌های‌اجتماعی‌ فیلتر دیگر هم باز شده

#سیاستمداران_توییتری

٩٥/١٠/٢٣
خواندنی‌های زندگی اولین لژیونر والیبال بانوان ایران

مائده ُسمان خراش

٩٥/١٠/٢٣
«پیمان طالبی» گوینده مسابقه «خانه ما»

برنامه های رقابتی جذاب هستند

٩٥/١٠/٢٣
ذهن زیبا

ذهن زیبا 470

٩٥/١٠/٢٣
تلگجیم

تلگجیم 470

٩٥/١٠/٢٣
جارچی

حسام علیه شبکه های تلویزیونی

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات