ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

ناگهان پرده برانداخته‌اي يعني چه؟

حافظ

------------ *** ------------

اي همه هستي زتو پيدا شده

خاک ضعيف از تو توانا شده

آنچه تغير نپذيرد توئي

وانکه نمردست و نميرد توئي

ما همه فاني و بقا بس تراست

ملک تعالي و تقدس تراست

هر که نه گوياي تو خاموش به

هر چه نه ياد تو فراموش به

نظامي

------------ *** ------------

روزي خواهم آمد و پيامي خواهم آورد...

خواهم آمد گل ياسي به گدا خواهم داد

کور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ...

هر چه دشنام از لب خواهم برچيد

هر چه ديوار از جا خواهم برکند

رهزنان را خواهم گفت: کارواني آمد بارش لبخند

من گره خواهم زد چشمان را با خورشيد، دل‌ها را با عشق، سايه‌ها را با آب، شاخه‌ها را با باد

سهراب سپهري

------------ *** ------------

زندگي در اعماق امن است

اما زيبا نيست!

ماهياني که در اعماق زندگي مي‌کنند

صيد نمي‌شوند

اما طلوع آفتاب را هم نمي‌بينند

کشتي‌ها را نمي‌بينند

حالا اسبي زيبا

پا به دريا مي‌گذارد

او را نيز نخواهند ديد

بله، زندگي در اعماق غم‌انگيز است!

رسول يونان

------------ *** ------------

اگه يه روز تو خيابون از کنار يه گنجشک رد شدي و نپريد، فکر نکن که ازت نترسيده، بدون که اون هم آدم حسابت نکرده

کيفر /حسن فتحي

------------ *** ------------

هوا کبود مي‌شود، اين ابتداي باران است

دلا دوباره شب دلگشاي باران است

نگاه تا خلاء وهم مي‌کشاندمان

مرا به کوچه ببر، اين صداي باران است

سلمان هراتي

------------ *** ------------

گرچه مستيم و خرابيم، چو شب‌هاي دگر

باز کن ساقي مجلس سر ميناي دگر

امشبي را که در آنيم، غنيمت شمريم

شايد اي جان نرسيديم به فرداي دگر...

عماد خراساني

------------ *** ------------

خدا خيلي بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن، ازش دور شد.

زير نور ماه / سيد رضا مير کريمي

------------ *** ------------

در ميان جان نشين کامروز جان ديگري‎

مولانا

------------ *** ------------

پدرها و پسرها را تب تقدير خواهد کشت

دم جان کندن سهراب، رستم را مواظب باش

عليرضا قزوه

نظرات کاربران
کد امنیتی