سقف آرزوهاي بشريت
مشاورچي هفته

سقف آرزوهاي بشريت

نویسنده : سيد مصطفي صابري

يک جوان پير: سلام مشاورچي، مدتي است که عمق احساسم درد مي‌کند، عمرم رو به پايان است ولي هنوز نتوانستم هيچ کار مفيدي انجام دهم.

مشاور‌چي: شما بيشتر سعي کن از اعماق مغزت استفاده کني تا احساست، تازه چه کسي گفته عمر شما رو به پايان است. مگر نشنيدي که وزير بهداشت گفته، «قطعا با اجراي طرح پزشک خانواده، اميد به زندگي افزايش مي‌يابد و ما اميدواريم به سن 80 سالگي که ژاپني‌ها به آن رسيده‌اند برسيم.» شما هم برويد خوشحال باشيد که تا 80 سال هنوز راه زيادي داريد.

يک جوان بيکار: سلام، بنده جواني بيکار و باعار هستم که تا مقطع کارشناسي ارشد تحصيل کرده و الان مدت‌هاست در به در دنبال کاري در خور شان هستم تا بتوانم پس از کسب درآمدي با منيره خاله نرگسم ازدواج کنم؛ اما کار پيدا نمي‌شود؛ براي همين من از همه چيز دل بريده و اميدي ندارم! چه کنم؟

مشاورچي: اولا بيجا مي‌کني اميدي نداري! ثانيا بي جا مي‌کني اسم دختر مردم رو مياري تو رسانه که باعث بشي قيمت دلار بره بالا و سرعت اينترنت بياد پايين! ثالثا يک روزي روزگاري يک سري چيزها براي بشريت غيرقابل تصور بود. حالا انسان نشدني‌ها را انجام مي‌دهد! يک روزگاري رفتن به کره ماه، تغيير رياست دانشگاه آزاد پس از قرون متمادي و 4 گل زدن پيروزي در يک بازي يا افتتاح قطار شهري چيزي شبيه رمان‌هاي تخيلي ژول ورن بود! اما حالا همه اين‌ها شدني هستن! فقط روياهايي مثل افزايش سرعت اينترنت باقي مانده که آن هم با عزم ملي، توي خواب محقق مي‌شود! پس نگو نمي‌توانم! وجود قفل يعني کليدي هم هست! برخيز و با سختي‌ها بجنگ که در مبارزه روزهاي سخت با مردان سخت، برنده مردان سخت هستند! برخيز جوون!

نظرات کاربران
کد امنیتی