جدايي انصاف از تحليل

جدايي انصاف از تحليل

نویسنده : سيد مصطفي صابري

اولين ساعات روز دوشنبه، اصغر فرهادي کارگردان فيلم «جدايي نادر از سيمين» جايزه بهترين فيلم خارجي جشنواره گوي طلايي (گلدن گلاب) را گرفت. ساعاتي بعد، پايگاه‌هاي خبري به اين موضوع واکنش نشان دادند. برخي فقط به انتشار خبر بسنده کردند؛ برخي هيچ خبري منتشر نکردند و تعدادي هم...! اين اتفاق مهم فرهنگي که در سينماي کشور منحصر به فرد است؛ بهانه‌اي است براي بيان چند نکته، از اولين روزهاي اکران اين فيلم و بعد از آن، حضورش در جشنواره‌هاي بين‌المللي، بحث‌هاي زيادي درباره اثر و خالق آن شکل گرفت که بخش عمده آن مذمت نوع نگاه، رفتار و محتواي اثر فرهادي و حتي متهم کردنش به سياه‌نمايي بود. فرهادي مثل همه انسان‌ها مرتکب اشتباه مي‌شود، اما ساختار فرهنگ و هنر ما طوري است که نمي‌توان امثال فرهادي را محصول حمايت‌هاي مادي و معنوي اين ساختار دانست و انتظار داشت رفتار و نگاهش در همان چارچوب محدود شود. هر چند اين موضوع مجوزي براي بروز هر رفتاري نيست. درباره محتواي اثر فرهادي هم بايد گفت بي‌شک اين اثر بازتاب واقعيت‌هاي جامعه است نه سياه‌نمايي. وجود طلاق، مهاجرت و... در کشور هم گواه آن است. اما در برآيند آثار فرهادي، متاسفانه روي وجوه تلخ جامعه تاکيد بيشتري شده است. از طرفي حالا که سينماي ايران موفقيت بزرگي کسب کرده، عده‌اي با رويکردي کارآگاه‌گونه مدعي هستند که ادعاي‌شان درباره سياه‌نمايي اين اثر با کسب اين همه جوايز خارجي تاييد شده است. جاي شگفتي است که برخي از ما، هر نوع قضاوت بيگانگان را مغرضانه و جهت‌دار مي‌دانيم و از طرفي هر بار که قرار است نماينده‌اي از کشورمان براي جشنواره‌اي مثل اسکار معرفي شود تلاش مي‌کنيم تا فيلم مورد پسندمان به اين رقابت‌ها راه پيدا کند! بايد موفقيت «جدايي نادر از سيمين» را در چيز ديگري جز سياه‌نمايي جست‌وجو کرد. در استاندارد بالاي فيلم، در فرم، محتوا و داستان که بعد از مدت‌ها توانست هم مخاطب عام را جذب کند و مخاطب خاص را. از همه مهم‌تر اين که براي حضور در جشنواره‌هاي خارجي به آن‌ها باج نداد و ژست‌هاي روشنفکري نگرفت. تنوع فکري جشنواره‌هايي که اين اثر در آن‌ها موفق بوده؛ خود گواه اين است که در انتخاب پياپي آن، عامل کيفي موثرتر از هر چيز ديگري بوده و افسوس حالا که اين افتخار نصيب کشورمان شده به جاي اين‌که تلاش داشته باشيم تا انگيزه امثال فرهادي براي خدمت به فرهنگ کشور دوچندان شود، خلاف اين مسير عمل مي‌کنيم. غافل از اين که چنين ظرفيت‌هايي بايد در خدمت کشور باشند و اگر خداي ناکرده دفع شوند؛ شايد چنان توسط بيگانگان جذب شده و هويت خود را فراموش کنند که ملاحظات بسياري را که امروز در هنر خود دارند نداشته باشند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠