پيام‌آور عاشورا

پيام‌آور عاشورا

نویسنده : زهیر قدسی

به ياد دارم از سنين نوجواني‌ام –شايد اول دبيرستان بودم- که تازه خريده بودمش و از آن پس هرساله، محرم و صفر که مي‌آمد، در خانه‌مان روضه‌اي داشتيم؛ در قفسه کتاب‌هايم! گاهي من سراغش مي‌رفتم و روضه‌خوان مي‌شدم ديگران مستمع و گاهي برادرم. گاهي وقت‌ها براي خودم مي‌خواندمش و هم روضه‌خوان مي‌شدم و هم مستمع، و تنها با آن گريه مي‌کردم. از آن سال تا همين دو سال پيش به گمانم روضه‌خواني با اين کتاب را ترک نکردم.

«آفتاب در حجاب» اثري است از «سيدمهدي شجاعي». نويسنده‌اي که قلمش عموما گرد اسوه‌ها و اسطوره‌هاي ديني مي‌گردد و حداقل پنج عنوان از آثار او به عاشورائيان اختصاص دارد؛ کتاب‌هايي مانند «پدر، عشق و پسر»، «سقاي آب و ادب» را که در همين ستون پيش‌تر معرفي کرده‌ايم و «مردان و رجزهايشان» و «از ديار حبيب» را اگر عمري بود در سال‌هاي بعد معرفي خواهيم کرد.

آفتاب در حجاب روايتي است خواندني و تاثيرگذار از پيام‌آور عاشورا، حضرت زينب(س) که به قلم شجاعي آمده است. اگرچه کتاب در هر فصل و هر صفحه گريزي دارد به صحراي کربلا اما ويژگي اين کتاب در اين است که تا حدي حجاب از آفتاب آن حضرت برمي‌کند تا بتوانيم بهتر فهم کنيم صبري که زينب(س) را اين‌گونه اسطوره مي‌کند و دريابيم که گويا زينب(س) از همان روز اول قرار بود در نينوا زينبي کند و ما را در هر عصر و زمانه‌اي که باشيم، دعوت به صبر و خروش کند! تا بفهميم او هم بايد صبر ديدن اين‌همه مصيبت را داشته باشد و هم توان بيان آن‌چه که ديده است. اين کتاب مثل عموم کتاب‌هاي شجاعي که در اين قالب قرار مي‌گيرد، رفت و برگشت‌هايي دراماتيک و نمايشي دارد و ما را از ادبياتي دل‌چسب بهره‌مند مي‌سازد.

«عجب سکوتي بر عرصه کربلا سايه افکنده است! چه توفان ديگري در راه است که آرامشي اين‌چنين را به مقدمه مي‌طلبد؟ سکون ميان دو زلزله! آرامش ميان دو توفان!

يک‌سو جنازه است و خاک‌هاي خون‌آلود و سوي ديگر تا چشم کار مي‌کند اسب و سوار و سپر و و خود و زره و شمشير. و اين‌همه براي يک تن؛ امام که هنوز چشم به هدايت‌شان دارد.

قامت بلندش را مي‌بيني که پشت به خيمه‌ها و رو به دشمن ايستاده است، دو دستش را بر قبضه شمشير تکيه زده و شمشير را عمود قامت خميده‌اش کرده است و با آخرين رمق‌هايش مهربانانه فرياد مي‌زند: آيا کسي هست که از حريم رسول خدا دفاع کند؟ آيا هيچ خداپرستي هست که به خاطر او فرياد مرا بشنود و به اميد رحمتش به ياري ما برخيزد؟ آيا کسي هست...؟»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
آنتن

چشمک‌هایت از یاد ما نخواهد رفت!

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات